به گزارش اصفهان زیبا؛ نقطه شروع فعالیتش میشود «سیمان سپاهان»؛ آنهم درست در زمانی که اوضاع کارخانه به خاطر رفتن آمریکاییها و آلبانیها درهم شده بود و موتور حرکت کارخانه خاموش! گروهکهای منافقین هم درست در همان روزها پایگاههای خود را در کارخانه جاسازی و تشکیلات متعددی آنجا شکل داده بودند.
«یوسف شریفزاده» از آن روزها میگوید؛ از روزی که قرار بود بشود معاون قائم مقام وزیر صنایع، اما به اصرار مهندس ابطحی؛ همان قائممقام وزیر صنایع راهی کارخانه سیمان سپاهان میشود تا سکانش را در دست گرفته و مشکلات آنجا را حل و فصل کند.
شریفزاده حضورش در کارخانه سیمان سپاهان مصادف میشود با جنگ و روزهایی که نیروهای زیادی از کارخانه در مناطق عملیاتی و خط نبرد بودند.
آن طور که او میگوید، نزدیک به 120 نفر از پرسنلش، آن روزها در جبهه بودند وخیلیهایشان حتی شهید شدند. او البته از پایگاههایی که کارخانه سیمان سپاهان در مناطق عملیاتی مستقر کرده بود نیز میگوید و عنوان میکند که نیروهایش در این پایگاهها بیشتر کارهای فنی و خدماتی انجام میدادند.
شریفزاده اما سال 64 از کارخانه سیمان سپاهان جدا و راهی مرکز تحقیقات مهندسی اصفهان میشود.
او از رفتنش به مرکز تحقیقات مهندسی جنگ در اصفهان اینطور میگوید: «یکی از روزهایی که رفته بودم منطقه سر بزنم، دیداری با بچههای مهندسی جنگ داشتم. آنها که فعالیتهای من را دیده بودند و از کارها و پروژهها و سوابقم خبر داشتند، از من دعوت کردند در مرکز تحقیقات مهندسی جنگ حضور بیابم. قرار بود این مراکز در چند استان ازجمله تهران، اصفهان، شیراز، مشهد و آذربایجان راهاندازی و تجهیزات مورد نیاز جبهه را ساخت و تأمین کنند.»
او بهرغم مخالفتهایی که برای جدایی اش از کارخانه سیمان سپاهان میشود، با عشق و علاقهاش به کار جدیدی که به او پیشنهاد شده، راه و مسیر متفاوتی ر ا پیش پای خود میگذارد.
شریفزاده سال 64 و درست زمانی که نیاز جبهه به تجهیزات و امکانات زیاد شده بود، مرکز تحقیقات مهندسی جنگ اصفهان را در خیابان امامخمینی (ره) راهاندازی و آنجا را به خوبی مدیریت میکند.
او میگوید: «ما توانستیم در اصفهان مکان خوبی را برای این مرکز سازماندهی و آنجا را راهاندازی کنیم و در این خصوص از 150 نفر از نیروهای خوب ذوبآهن و فولاد مبارکه و اساتید دانشگاه صنعتی و اصفهان کمک گرفتیم. خداراشکر هر نیازی هم که از جبهه به ما اعلام میشد، بی هیچ درنگی برایشان ساخته میشد.»
شروع کار یوسفزاده در مرکز تحقیقات مهندسی جنگ اصفهان اما از پلسازی است؛ همان پلهایی که گرههای زیادی را در عملیاتها باز کرد و به کمک رزمندگان و حتی پیروزی آنها رسید.
پلسازی اعم از ثابت و شناور و ابتکار ساخت آن را میتوان از مهمترین اقدامات مهندسی در جنگ دانست. شریفزاده در این رابطه میگوید: «ما چندین و چند نمونه پل ساختیم؛ حتی ساخت پل نفربر که شبها زیر آب میرفت و روزها میآمد بالا، کار بچههای ما در مرکز تحقیقات مهندسی جنگ در اصفهان بود.»
او به ساخت نوعی بالابر در مرکز تحقیقات جنگ اصفهان هم اشاره میکند؛ بالابرهایی که شرایط سخت و حاد دیدبانی را در نیزارها برای رزمندهها آسان کرده بود.
شریفزاده بیان میکند: «ما بالابرهایی ساخته بودیم که با جک هیدرولیک شبها میرفت بالا، دیدبانی میکرد و صبح میآمد پایین؛ به صورتی که دشمن اصلا متوجه این موضوع نمیشد.»
او به رفع مشکل آبهای موجود در منطقه که برخی سطح عمیق و برخی سطح کم عمق داشتند اشاره و این طرح را از دیگر کارهای انجامشده در مرکز تحقیقات مهندسی جنگ اصفهان عنوان میکند. شریفزاده میگوید: «دستگاهی ساختیم که آب را پشت نیروهای دشمن میانداخت و دورادور توسط بچههای ما کنترل میشد. پمپهای قوی که شاید ده مترمکعب آب را در دقیقه پمپاژ میکرد و به سمت زمین دشمن میبرد و آنها زمانی به خودشان میآمدند که دور تا دور زمینهایشان را آب گرفته بود.»
او به غنیمتگرفتن یکی از این دستگاهها توسط عراقیها اشاره میکند و ادامه میدهد: «یادم هست یکی از این دستگاهها را عراقیها غنیمت گرفتند و شب تلویزیون بغداد این اتفاق را به عنوان یک کار فوقالعاده اعلام کرد.»
اما اتفاق دیگری که توسط شریفزاده و تیمش در مرکز تحقیقات مهندسی جنگ اصفهان رقم میخورد، ساخت دستگاهی برای شناسایی گازهای شیمیایی اعم از گاز خلخال و اعصاب و حتی مخلوط بود که عراق استفاده میکرد.
او ساخت این دستگاه را یک معجزه میداند و میافزاید: «ما دستگاهی ساختیم که در عرض 9 ثانیه گاز را مکیده و تشخیص میداد این گاز از چه نوع گاز شیمیایی است و چه پاتکی باید علیه آن استفاده شود. این دستگاه واقعا در منطقه معجزه کرد و کمک بزرگی برای ما بود. البته بعد از جنگ هم این دستگاه برای شناسایی مواد مخدر جاسازی شده در خودروها به کار نیروی انتظامی آمد یا حتی برای جلوگیری از نشت گاز در کارخانهها کارساز بود.»
ساخت نفربرهای زرهی کوچک که تا پشت خاکریز دشمن میرفت، ساخت هلیکوپترهایی که مواد منفجره را روی ناوهای دشمن میبرد تا فعالیت انتحاری انجام دهند و اسمش را گذاشته بودند سنجاقک و اختراع و ساخت دستگاهی که وسایل و تجهیزات سنگین مثل بولدیزر را روی آب میبرد و کار را برای بچهها سهل و آسان میکرد، همه و همه بخشی از فعالیتهای مرکز تحقیقات مهندسی جنگ در اصفهان است که شریفزاده یک به یک از آنها میگوید و به همه آن روزها و اتفاقات و تلاشهایی که در راستای پیشبرد مسائل و موضوعات جنگ در این مرکز افتاد، افتخار میکند.
او میگوید: «خوشبختانه همه این فعالیتها مقدمهای شد که کارهای بزرگ و بینظیری در صنعت کشور انجام شود.»
شریف زاده با بیان اینکه همه این ابداعات و تولیدات در مرکز تحقیقات ثبت شده است، ادامه میدهد: «ما سعی کردیم این کار را ابتر نگذاریم و همین شد که این مکان تبدیل به هشت کارخانه شد؛ هشت کارخانهای که هنوز درحال فعالیت هستند. حتی یک سری از تکنولوژیهایمان مثل طراحی ورق زرهی در اختیار مجتمع فولاد مبارکه قرار داده شد و برخی از طرحهایمان هم در اختیار سپاه و ارتش… .»
اما چراغ مرکز تحقیقات مهندسی جنگ تا سال 74 روشن میماند و طرحهای ناتمام در جنگ تکمیل شده و در اختیار نیروهای مسلح قرار میگیرد. این را یوسف شریفزاده میگوید؛ مردی که بعد از جنگ هم در صنعت کشور دستی بر آتش داشته و این روزها پسرانش جای پدری را که حالا حکم مشاور و راهنما برایشان دارد، پرکردهاند!



