
شماره اول نگاهی به زندگی رضا خلیلی ورزنه؛ قهرمان تالابهای ایران با یک هشدار: ایران برای رویارویی با چالش بزرگ غبارهای ناشی از ذرات فلزات سنگین آماده شود؛ ذراتی بازمانده از خشکی زایندهرود و گاوخونی







رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان گفت: مردم تأکید داشتند که شهردار آینده از ساکنان اصفهان، نزدیک به مردم و نخبگان، پاکدست و مدیر آگاه به شهر و شهرداری باشد و افراد متخصص را به کار گیرد تا در مجموع بتواند شهر را به تراز مورد انتظار برساند. به گزارش اداره ارتــبـاطـات و امـور بینالملل شورای اسلامی شهر اصفهان، محمد نورصالحی در یک گفتوگوی تلویزیونی با اشاره به روزهای تغییر مدیریت شهری و استقرار شورا و شهردار جدید در اصفهان، اظـهـار کرد: مردم انتظار تغییر در ابعاد مختلف مدیریت شهری را دارند و مسائلی مانند گردشگری، ورزشی، اجـتـمـاعـی، فرهنگی و شهرسازی و رویکردهای جدید را دنبال خواهیم کرد.







تفاقی هولناک زیر پوست اصفهان، در حوزه تمدنی زایندهرود، رخ داده و در حال پیشروی است؛ پدیدهای به نام فرونشست زمین که ناشی از خشکی زایندهرود و قطع و وصل شدن جریان این رودخانه مهم فلات مرکزی ایران است. اتفاق پیشروندهای که جان میراث فرهنگی تاریخی و طبیعی ملموس و ناملموس قلب فلات مرکزی ایران را تهدید میکند و حالا در یک گفتوگوی مجازی اینستاگرامی به ابتکار صفحه رسمی اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان، کارشناسان به گفتوگو درباره بیماری و درمان پــرداخــتهانــد. شــرح مــفــصــل و کــامــل صحبتهای لیلا ذاکر عاملی، مجید تابش، نیما ولیبیگ و علی محمد فصیحی را در ادامه بخوانید.







فاتحه میراثــــــی مولد، کهنســــال و تمدنساز را بخوانید؛ به وقت اضافه رسیدهایم و اگر زودتر دست به کار حل مشکل نشویم، کارش و کارمان تمام است! هم «زایندهرود» به عنوان میراث طبیعی ملی ایران و هم بناهای تاریخی مهمی که بر این کالبد ساختهشدهاند و هر کدام از منظر کاربری و معماری منحصر به فرد هستند، همه در معرض نابودی کامل قرار گرفتهاند.







غمگینترین آخر هفته اصفهان را گذراندیم؛ چهارشنبه صبح، زیباترین طلوع را بر فراز زایندهرود دیدیم و دو روز بعد، یعنی جمعه صبح، دیگر نه خبری از زایندهرود بود و نه خبری از آن چند صد نفری که به خواجوی با زایندهرودِ زنده پناه میآوردند. زایـنـدهرود، تختجمشید است، دیوار گرگان و معبد آناهیتاست. ماجراهایشان را شنیدهاید؟ کاش با زایندهرود مثل دانوب رفتار میکردند. کاش احترام «میراث ملی ایران» را نگه میداشتند. آیا به عمرمان قد میدهد که حل مشکل زندگی زایندهرود را ببینیم؟! در مطلب پیش رو از سه زاویه «گردشگرانه» به یک «میراث طبیعی» مهم ملی میپردازیم.







شیر و خون را در تیرماه سال صفر بر آسفالت سیاه خیابان استانداری روان کردند تا بگویند حاصل بیش از دودهه اعــتــراضهــای مــدنــی و عـلنــیشــان در بــازپــسگیــری حقابه زایندهرود بهجایی نرسیده است! کشاورزان شرق اصفهان، به تنگ آمده از نادیدهگیری حقوقحقهشان، هر بار در جایی و هرروز به نحوی دست به تجمع و اعتراض زدند؛ اما مسئولان هر بار آنها را نادیده گرفتند و با سخندرمانی به استقبال آنها رفتند؛ غافل از اینکه دیگر کارد به استخوان گاوِ ماده باردار رسیده و اینک، با شکمبهای دریدهشده در مهمترین خیابان اصفهان، دراز به دراز افتاده است. صدای هیاهو، صدای شلپشلپ پای معترضان در شیر و خون و صدای شعارهایی که دیگر محترمانه نیست و با احترام چیزی را طلب نمیکند و از روال طبیعی یک اعتراض مدنی خارج شده، مؤید این نکته است که باید کاری کرد.