برخی صنعتگران اصفهان از تأثیر مستقیم قطعی برق روی روند تولیداتشان گلایهمندند. به دنبال قطعی برق میزان تولید در برخی واحدهای صنعتی کاهش یافته و مواداولیه، محصولات تولیدی و ماشینآلات صنایع آسیب دیدهاند و هزینهها افزایش پیداکرده است.
یکی از راههایی که اخیرا صنایع در حال بررسی آن هستند، تأمین برق موردنیاز کارخانهها توسط انرژی خورشیدی است. واحدهای صنعتی با نصب پنلهای خورشیدی امکان تأمین برق مصرفیشان را با استفاده از انرژی خورشیدی فراهم میکنند.
در طول زندگی و روزمرههایمان بارها با صحنههایی مواجه شدهایم که نشان میدهد، برخی از شهروندان فاقد مسئولیت اجتماعی هستند و نسبت به سایرین بیتفاوت.
قطعیهای مکرر برق برای مردم دردسرساز شده است؛ از گیرکردن در آسانسور گرفته تا کلیپهایی که در فضای مجازی از رفتن برق در «آیسییو» و مشکلات بیماران خبر میدهد، دردسرهایی است که در شرایط بیبرقی با زندگی مردم عجین شده و منجر به نارضایتی میشود.
چراغهای راهنما با قطع برق خاموش میشوند، ماشینها بوق میزنند، رانندهها و عابران پیاده به هم ناسزا میگویند و درگیریهای جزئی و کلی به وجود میآید، در حالیکه نه افسری برای ثبت وقایع حضور دارد و نه دوربینی روشن است! این مسئله در حالی حقوق و امنیت جانی و مالی شهروندان را تهدید میکند که رییس پلیس راهور استان در گفتوگو با اصفهان زیبا آنلاین، از «کمبود نیرو، عدم همکاری اداره برق و بی توجهی به پیشنهادات پلیس راهور در ستاد بحران استان» سخن میگوید و رییس ستاد بحران از «صدور مصوبه ها و الزام به انجام آنها!»
همشهری در 5 تیر از ادعای سه شاهد عینی فوت بیماران کرونایی به دلیل قطعی برق در بیمارستان بوعلی زاهدان نوشت؛ اما مسئولان بیمارستان علت مرگ آنان را مشکلات جسمی عنوان کردند، نه قطعی برق دستگاههای اکسیژنساز! پیش از آن ویدئوهایی درباره مرگ بیماران کرونایی در بیمارستانهای کشور به دلیل قطعی برق منتشر شده بود و محمدرضا هاشمیان، فوقتخصص آیسییوی بیمارستان مسیح دانشوری آنها را تأیید کرده بود؛ ولی رئیسجمهور آنها را «دروغ محض!» خواند. معاون درمان دانشگاه علومپزشکی اصفهان نیز در گفتوگو با اصفهانزیبا تأکید کرد: «بلافاصله پس از قطع برق، ژنراتورها به کار میافتند و تأخیری در اکسیژنرسانی به وجود نمیآید؛ بنابراین تاکنون در بیمارستانها فوتی نداشتهایم.»
فاجعه یک بحث است و پس لرزههای آن بحثی دیگر. حالا چند روزی میشود که بی برقی و قطعی یکباره و بدون اطلاع قبلی دوباره از سرگرفته شد و صدای مردم را حتی در شبکههای اجتماعی درآورده است. واقعیت این است که آستانهی تحمل زخمی شده و آسیب دیده مردم در این روزهای گرم و پرحرارت داغ با کوچکترین اتفاقی تحریک میشود و صدای نارضایتیشان را بلندتر میکند و چه اتفاقی بدتر از این که، در این روزهایی که نه کرونا برای مردم اعصاب و حوصلهای گذاشته و نه گرانی هوش و هواس، بی برقی هم به دنبال بی آبی از راه برسد و قوز بالاقوز شود.
شهر آشوب شده و هیچچیز سر جای خودش نیست. خاموشیها امسال، خیلی زودتر از سالهای گذشته شروعشده و قطعی مدام برق، شهروندان را کلافه کرده و صدای آنها را در روزهای گرم و کشدار بهاری درآورده است. تعطیلی زندگی روزمره به خاطر نبود برق و مختلشدن آن زیر سایه کرونا ازیکطرف و تحمیل خسارتهای ناشی از قطعووصلشدن و آسیبدیدن وسایل برقی هم از سوی دیگر در روزهای گذشته، ساعات طاقتفرسا و کسلکنندهای را نهتنها برای اصفهانیها که شهروندان سایر استانها، همچون تهران رقمزده است؛ دقیقههای خاموش که با صدای آغشته به اعتراض و گلایه مردم از بیبرنامگی و بیتدبیری وزارت نیرو و سایر زیرمجموعههای آن، طی میشود، صدایی که دیوار آن کوتاه است و بهجایی نمیرسد؛ چراکه مسئولان با استدلالهایی همچون اینکه خسارت ناشی از قطعی برق به مردم پرداخت خواهد شد یا شهروندان باید تجهیزات برق اضطراری بخرند تا با مشکلی روبهرو نشوند، سعی در توجیه خاموشیها دارند؛ همین موضوع هم اتفاقا در دو سه روز اخیر باعث راهاندازی هشتگهای برق و زندگی نرمال در فضای مجازی شد.