منیره فهامی
آبادان، همیشه زنده و مقاوم بود
12:07 - سه‌شنبه 14 اسفند 1403
جانباز مرتضی وکیلی از برادران شهید و جانبازش می‌گوید

آبادان، همیشه زنده و مقاوم بود

لهجه شیرین آبادانی دارد و در خانواده‌ای بزرگ ‌شده که همه پسرانش در جنگ بزرگ شده‌اند و اهل ایثارند و شهادت.

محفل انس محسنین
11:49 - سه‌شنبه 14 اسفند 1403
گزارشی از امامزاده محسن‌بن‌موسی‌بن‌جعفر(ع)

محفل انس محسنین

در خیابان وحید، ابتدای خیابان رودکی، گنبد متمایز چندوجهی و کرم‌رنگ امامزاده از دور چشم‌نوازی می‌کند.

برای روستاهای محروم، برق‌کشی می‌کرد
11:12 - سه‌شنبه 30 بهمن 1403
گفت‌وگو با رضا کرمی، رزمنده و برادر شهید علی کرمی

برای روستاهای محروم، برق‌کشی می‌کرد

با او که برای هماهنگی مصاحبه، تماس می‌گیرم، نفس‌نفس می‌زند و صحبت می‌کند.

خوبی و خوش‌اخلاقی اش به یادگار ماند
10:47 - سه‌شنبه 30 بهمن 1403
روایتی از زندگی شهید اصغر کرمی از زبان خواهر

خوبی و خوش‌اخلاقی اش به یادگار ماند

وقتی صحبت از برادر شهیدش، اصغر کرمی می‌شود به‌غیراز خوبی و خوش‌اخلاقی برادر چیزی به یادش نمی‌آید. می‌گوید برادرم همه کارهایش خوب بود و من را خیلی دوست داشت.

می‌گفت من راهم  را  انتخاب کرده‌ام
10:37 - سه‌شنبه 30 بهمن 1403
گفت‌وگو با فرزند شهید حسن رحمانی‌مطلق

می‌گفت من راهم را انتخاب کرده‌ام

روز نهم مرداد بود. سال ۱۳۶۶. لباس احرامش را تازه درآورده بود که لباس سفید شهادت بر تن کرد.

مثل یک معجزه بود
09:59 - سه‌شنبه 23 بهمن 1403
مادر شهید علیرضا مشفقی از پسرش می‌گوید

مثل یک معجزه بود

مهربان است و صدایش گرم، صمیمی و پر از حس مادری. وقتی از پسر شهیدش می‌گوید شوقی خاص بر دلش می‌نشیند.

محمدتقی ۳۶ سال مفقودالاثر بود
09:25 - سه‌شنبه 23 بهمن 1403
محمدعلی ملک‌احمدی از برادران شهید و برادر جانبازش می‌گوید

محمدتقی ۳۶ سال مفقودالاثر بود

ابتدای صحبت، فکر می‌کردم فقط می‌خواهم با برادر یک شهید صحبت کنم …

مثل علی‌اکبر(ع) شده بود
12:10 - سه‌شنبه 16 بهمن 1403
گفت‌وگو با مادر جانباز سید علمدار و شهید سید محمود احمدی

مثل علی‌اکبر(ع) شده بود

کوچه‌ای دیگر در محله ولدان به نام شهیدی مزین شده است: شهید سید محمود احمدی. وارد منزل شهید که می‌شوم، مادر شهید منتظرم است.

اصلا قابل‌شناسایی نبود
11:46 - سه‌شنبه 16 بهمن 1403
گفت‌وگو با خانواده شهید رضا عباسی

اصلا قابل‌شناسایی نبود

امروز مهمان خانه شهیدی در محله ولدان هستم.

آخرین امتحانش را داد و  رفت جبهه
09:35 - دوشنبه 8 بهمن 1403
روایتی از زندگی شهید علی فخاری‌زاده از زبان خواهرش

آخرین امتحانش را داد و رفت جبهه

زنگ تفریح است و صدای بچه‌ها در مدرسه پیچیده. کمی صبر می‌کنم ساعت کلاس شروع شود تا بتوانم با خواهر شهید علی، خانم مریم فخاری‌زاده صحبتم را شروع کنم.

امیرحسین عاشق ایران و امام و انقلاب بود
09:24 - دوشنبه 8 بهمن 1403
غلامحسین بدری از برادر شهیدش و کمک به جبهه می‌گوید

امیرحسین عاشق ایران و امام و انقلاب بود

ماشین، پشت ماشین و کامیون پشت کامیون؛ نامش کاروان شهید بهشتی بود و اقلام جمع‌آوری‌شده مردمی را برای کمک به جبهه می‌برد.

شهیدانی که روایتگر ندارند
13:15 - سه‌شنبه 2 بهمن 1403
روایت‌هایی از شهیدان مهدی کنگازیان، محمدرضا منجمی و محمدحسین نظری

شهیدانی که روایتگر ندارند

می‌خواهم از شهیدان روایت کنم، شهیدانی که سال‌هایی نه‌چندان دور تمام‌قد برای دفاع از اسلام و وطنشان ایستادند و ایستادگی کردند؛ با قطره‌قطره خونشان و حالا جز نامی از آن‌ها باقی نمانده است‌.