پیاده روی اربعین
خانه پدری (قسمت دوم)
۱۲:۰۸ - دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۲

خانه پدری (قسمت دوم)

شوهرخاله‌ام استاد دانشگاه اصفهان است و این سفر هم مخصوص دانشجویان و استادهای دانشگاه بود. همان‌جا وسط مهمانی به کسی که مسئول اردو بود، پیام دادم و ماجرا را گفتم. گفت اگر تا آخر هفته پاسپورتش را می‌رساند، می‌تواند بیاید.

آنجایی که آدم‌ها به‌خاطر عشق به حسین(ع) زبان مادری را کنار می‌گذارند
۱۳:۱۵ - یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۲

آنجایی که آدم‌ها به‌خاطر عشق به حسین(ع) زبان مادری را کنار می‌گذارند

کفشداری را گم کرده‌ام. از همان دری که وارد شدم بیرون نیامدم. باب‌السدره را نشان کرده‌ام. قوس رو‌به‌روی بین‌الحرمین را دور می‌زنم. خادمی را می‌بینم، می‌پرسم: «وین الکشوانیه الباب السدره» جوابم می‌دهد: «کن یو اسپییک انگلیش؟» می‌گویم: «ای» یعنی بله!

شهاب‌سنگ‌های خوش‌خبر (قسمت اول)
۱۳:۰۴ - یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۲

شهاب‌سنگ‌های خوش‌خبر (قسمت اول)

پاییز سال ۸۹. تا شروع محرم چند روزی مانده بود. نماز مغرب و عشا را رفته بودیم نمازخانه خوابگاه بخوانیم. وسط دو نماز مهدی شیرازی یکی از بچه‌های بسیج از امام جماعت اجازه گرفت و بعد از سلام به امام حسین خبر مهم و جالبی را داد.

بعد منزل نبود در سفر روحانی
۱۱:۰۷ - شنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۲

بعد منزل نبود در سفر روحانی

بدجور دلم سوخته. بدجور شکسته دلم.  می‌دانم بدِ بدِ بدم آقا. همه‌اش قبول. من که سختی راه را به جان خریده بودم. کاش می‌شد همه چیز آن‌طور که دلم می‌خواست ردیف می‌شد!

بابی‌أنت و امی
۱۲:۰۶ - پنجشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۲

بابی‌أنت و امی

پای دلم لرزید. به یاد وقتی افتادم که حسرت مادرشدن داشتم و آرزو می‌کردم اولادی داشته باشم و او عاشورا بخواند و من، «بابی‌انت و امی» گفتنش را بشنوم. حالا داشتم می‌شنیدم.

اینجا همه یک قلب‌اند که برای حسین می‌زند
۱۳:۲۳ - چهارشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۲

اینجا همه یک قلب‌اند که برای حسین می‌زند

اینجا کسی خودش نیست! کسی فکر مال و مایملکش نیست، مهم نیست چه تحصیلاتی دارد و از کدام طبقه است.  کسی به خاطر رنگ و نژاد و تخصص و جایگاه اجتماعی افراد آن‌ها را تکریم نمی کند.

ما کربلا نرفته‌ها!
۱۲:۲۸ - سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۲

ما کربلا نرفته‌ها!

خانه را مورچه زده بود. مامان می‌گوید: مورچه‌ها برایمان خوش‌یمن‌اند. وقتی مورچه‌های بال‌دار و بی‌بال هجوم بیاورند، یعنی می‌خواهند ما را مسافر کنند. من از مورچه‌ها بدم می‌آمد؛ حالا اما دوستشان داشتم.

گروه دوم کارگران شهرداری اصفهان فردا به کربلا اعزام می‌شوند
۰۸:۲۳ - سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۲
نماینده و دستیار شهردار اصفهان در امور هیئت‌های مذهبی و مساجد:

گروه دوم کارگران شهرداری اصفهان فردا به کربلا اعزام می‌شوند

نماینده و دستیار شهردار اصفهان در امور هیئت‌های مذهبی و مساجد گفت: گروه دوم کارگران شهرداری اصفهان در قالب ستاد اربعین فردا (سه‌شنبه) به کربلا اعزام و جایگزین نفرات قبلی می‌شوند.

۱۰ هزار بسته فرهنگی میان زائران اربعین حسینی توزیع می‌شود
۱۲:۳۷ - دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲
مدیرعامل سازمان پایانه‌های شهرداری اصفهان:

۱۰ هزار بسته فرهنگی میان زائران اربعین حسینی توزیع می‌شود

مدیرعامل سازمان پایانه‌های مسافربری شهرداری اصفهان از توزیع ۱۰ هزار بسته فرهنگی میان زائران اربعین حسینی در محل پایانه کاوه این کلانشهر خبر داد.

چه خوب است که درخت خانه هم در خدمت حسین(ع) باشد!
۱۱:۳۷ - دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲

چه خوب است که درخت خانه هم در خدمت حسین(ع) باشد!

تمام بند رخت‌ها پر شده است. چشمم به درخت نخل گوشه حیاط می‌افتد. لباس‌ها را آویزانش می‌کنم. حالا علاوه بر بار خرماهای نرسیده‌اش، بار لباس زائران را هم به دوش می‌کشد. با خودم فکر می‌کنم چه خوب است که آدم درخت خانه‌اش هم در خدمت حسین( ع) باشد!

اگر یوسف زهرا از کنارمان عبور کرده باشد چه؟!
۱۳:۲۹ - یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲

اگر یوسف زهرا از کنارمان عبور کرده باشد چه؟!

با خودم گفتم یک‌لحظه از دردهایت فدای سر حضرت زینب (س). آب را روی پاهای ملتهبم ریختم. آرام‌تر شدم. به صحبت‌های چند دقیقه قبلمان فکر می‌کردم که اگر یوسف زهرا از کنارمان عبور کرده باشد چه؟!

سودای عاشقی
۱۲:۴۳ - شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۲

سودای عاشقی

باید طلبیده شویم. باید دعوت‌نامه را امضا کنند. باید اذن دهند تا بتوانیم قدم از قدم برداریم… باز هم آه می‌کشم و خیره به تصاویری هستم که دلم را آتش می‌زند. حسرت می‌خورم برای سفری که قسمت نشده. برای دیداری که مهیا نشد. برای حرمی که مدت‌هاست دلتنگش شده‌ام.