حدود صدسال پیش (سال ۱۳۰۰) کتابی (در برلین) منتشر شد که آن را آغازگر سبک نوین داستاننویسی در ایران میدانند: یکی بود یکی نبود اثر محمدعلی جمالزاده. این کتاب مجموعه هفت داستان کوتاه است به این شرح: فارسی شکر است، رجل سیاسی، دوستی خالهخرسه، درد دل ملا قربانعلی، بیله دیگ بیله چغندر، ویلانالدوله و کباب غاز. به غیر از یکی از داستانها (ویلانالدوله) سایر داستانها از زبان راویان اول شخص که مردند، بیان میشوند. تقریبا در تمام داستانها گویی روح خود جمالزاده، به صاف و سادگی خودش، حلول میکند و شروع به حرفزدن و روایتکردن میکند.
سعید محسنی از ابتدای دهه 80 تاکنون «آوازی برای سنجاقکهای مرده»، «دختری که خودش را خورد»، «نهنگی که یونس را خورد هنوز زنده است»، «کاپیتان بابک» و آخرین اثرش «برسد به دست لیلا حاتمی» را منتشر کرده است. از او نمایشنامه«ردپا اگر ماندنی بود هیچکس راه خانهاش را گم نمیکرد» در قالب کتاب و نمایشنامههایی پراکنده در نشریههای نمایشی منتشر شده است. اکنون دو دهه است که آثار او روی نشر را به خود میبیند و پسازاین مدت میتوان از مجموعه آثار او و ویژگیهای مشترکش سخن گفت.