امسال برای اولینبار اواسط خیابان صغیر بعد از حسینیه کربلاییها موکب دمنوش راهاندازی شد و متولیان آن در دهه اول محرم پذیرای عزاداران بودند
بیش از هزار سال است برای امام حسین(ع) عزاداری میکنیم. بیش از هزار سال است به محرم که میرسیم، شهرها سیاهپوش میشوند.
پدر، پسرش را در آغوش گرفته بود. دستهای بیجان پسرک با هر مویه و تکان پدر، روی زمین جلو و عقب میرفت. پدر صورت به صورت پسر گذاشت.
کتاب «طلسم سنگ» مجموعه نثرهایی است که از قلم شاعرانه «سید حسن حسینی» جان گرفتهاند. سید حسن حسینی شاعر، نویسنده و پژوهشگری بود که در عرصه ادبیات انقلابی و مذهبی خوش درخشید.
مادرم چارقد مشکی روی سر مادر جان را مرتب میکند و او را روی ویلچر مینشاند. امشب فرق دارد. غیر از خودم رساندن دو میهمان دیگر اباعبدالله به خیمه عزا نیز بر عهده من است.
عصر روز تاسوعا خیابان کمال و صف طولانی مردم برای گرفتن کلهپاچه نذری. این صف از بنبست کنار تکیه میرزا داوود تا خیابان کمال کشیده شده است.
قصه دعاهای آخر مجلس برای من قصه عجیبی است. میرفتیم روضه و آخر برنامه که میشد دستها را بلند میکردیم، بعد از دعا برای تعجیل در فرج یکی از مهمترین دعاها، دعای برای بیماران بود.
حوالی ساعت 9و10 صبح بود که دست در دست بابا به میدان میرفتیم. دوست میداشتم آن جلوجلو باشم. نزدیکترین جا به جایگاه تا بلکه میان این همه جمعیت من هم بتوانم ببینم.
بعضی از قابها هرگز قلب بیننده خود را ترک نمیکنند! انگار چشم انسان میل دارد برخی قابها را با چشم دل تماشا کند.
«ای اهل حرم میر و علمدار نیامد/ سقای حسین (ع) سید و سالار نیامد» صدای مداح میپیچد در میدان امام علی (ع). صبح روز تاسوعا گوشه میدان که منتهی شده به خیابان هاتف، پارکینگ موتور میشود و مردم از لابهلای موتورها خودشان را میرسانند به عزاداری مرکزی اصفهان.
ماه محرم یکی از ماههای مهم تقویم هجری قمری برای مسلمانان و بهویژه شیعیان در ایران است.
یادداشت اخیر دکتر رنانی و نگاهی که او به انتخاب مردم داشته است، چیز جدیدی نیست. ما در روشنفکران غربزده، این نوع تحلیل و نگاه را که برخاسته از نوعی خودشیفتگی و خلسه نارسیستی است، دیده بودیم.