مرد نشسته بود توی اتاقک هدایا و نذورات حرم حضرت معصومه(س) و چشم دوخته بود به مانیتور روبهرویش. هر چند دقیقه یکبار هم اشک چشمهای قرمزشدهاش را با دست پاک میکرد و آه میکشید.
با ذوق، عروسک را گرفتم و توی چشمهای مصنوعیاش گم شدم. خیلی وقت بود دلم عروسک خواب و بیداری میخواست. عروسکی که وقتی دراز میکشید، چشمهایش بسته میشد و وقتی میایستاد یا مینشست، چشمها تمام باز میماند.
یک نفر را میشناسم که اجازه ندارد به هیچکدام از مراسمهای وداع و تشییع برود. اجازه ندارد، نه به این معنی که بچه است و اختیار زندگیاش دستش نیست یا توانایی اداره خودش را ندارد. نه! زنی است بالغ و عاقل و توانمند.
دیروز، توی دفتر روزنوشتهایم نوشتم: «بالاخره امروز کمی آرام گرفتهام.» از روزی که قرار تشییع آقا جدی شد، تا همین دیروز، مثل مرغ پرکنده بودم. میدانستم که باید به مراسم برسم؛ اما چطورش را نه. میدانستم اگر نروم میترکم.
از رایجترین سوءتفاهمها در آموزش روایتنویسی این است که گمان میکنیم مسئله اصلی، نوشتن است؛ حال آنکه مسئله اصلی، دیدن است.
همزمانی برگزاری بزرگترین رویداد فوتبالی جهان با جنایات جنگی آمریکا و حضور تیم ملی ایران در این رویداد، درحالیکه همه رسانههای جهان متوجه این رویدادند، ظرفیتی برای رسانهای به نام پوستر ایجاد کرده است.
برای من مسئله فقط کنار هم قرار گرفتن جنگ و فوتبال نیست؛ مسئله این است که پشت این جنگ، یک حرص و طمع بزرگ برای نفت و قدرت وجود دارد.
در روزهایی که کشور درگیر ماجرای بزرگی چون جنگ شده و صحبت از مردم مبعوثشده است، یاد مقاله «نسل جوان، نسل پیر» آقای برزگر میافتم که در دهه ۵۰ نوشت و نوجوانان متولد دهه ۴۰ را یعنی نسلی که انقلاب کرد و دفاعمقدس را رقم زد، توصیف کرد.
این روزها بحث «خطای محاسباتی» مسئولان، بهویژه پس از پیام اخیر حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای که تأکید داشتند باید در محاسبهها تجدیدنظر کرد، شایع شده است.
در میانه هیاهوی خبرهای داغ خردادماه، خبر برکناری دکتر موسی نجفی از ریاست پژوهشگاه علوم انسانی به گوش رسید. عدهای ضمن واکنش، مخالفت خود را نشان دادند؛ البته من از کیفیت مدیریت دکتر نجفی در پژوهشگاه اطلاعی ندارم که بخواهم دراینباره موضعی داشته باشم؛ اما خوب میدانم این عزلونصبها، ربطی به شایستگیها ندارد و بهاصطلاح، مسائل کلا سیاسی است.
تحولات اخیر و تبادل آتش میان ایران و ایالات متحده، اگر با دقت و فارغ از هیجانات مقطعی تحلیل شود، ما را به این جمعبندی میرساند که چشمانداز یک «توافق پایدار» دستکم در چارچوب خواستههای حداقلی ایران، با موانع ساختاری جدی مواجه است.
شعر محتشم ویژگیهای خاصی دارد. او مبانی علمی و مذهبی عمیقی داشته و اعتقادات قلبیاش را در قالب شعر سروده است. شاعر با خودش در بیان و گفتار صداقت داشته و شعرش از شعارزدگی خالی است.