یکی از عبارتهای پرتکرار هنرمندان صنایعدستی در سالهای اخیر، افسوس فرصتهای از دست رفته برای این حوزه است. فرصتهایی که یا متولیان امـر و در رأس آنها وزارت مـیـراث فـرهـنـگـی و مـعـاونــت صنایعدستیاش، آنها را جدی نگرفتند یا اهمیت آن فرصتها در بین اولویتهای مدیریتی آنها قرار نداشت. مواردی که به آنها بیتوجهی شد عبارتاند از:
محلیها «خان اوی» صدایش میزنند و میراثیها با عنوان «طاق سنگی» در فهرست میراث ملی ایرانیان نامش را ثبت کردهاند. بیش از هزار متر مربع مساحت دارد و قدمتش به دوره ساسانی و اتابکی میرسد. در جادهای منتهی به گذرگاهی بسیار صعبالعبور قرار گرفته و بنایی است با معماری کوهستانی و کاربرد کاروانسرا که با سنگهای قواره و بدون ملات ساخته شده؛ دیدن این میراث ارزشمند برای همه امکانپذیر نیست؛ اما اینجا در صفحه میراث و گردشگری میتوانید سفری مجازی برای دیدار با میراث ساسانی جونقان را تجربه کنید.
نشست یکصدسال حفاظت از میراثفرهنگی به همت شورای هماهنگی سازمانهای غیردولتی میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری، ایکوم ایران و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با حضور دکتر محمدمنصور فلامکی، دکتر فرهاد نظری، دکتر علیرضا قلینژاد پیربازاری و محمدحسن طالبیان به صورت آنلاین برگزار شد. در گزارش پیش رو صحبتهای چهره ماندگار معماری ایران را درباره تأسیس انجمن ملی حفاظت از آثار ایران میخوانید و ماجرای مفهوم حفاظت از میراث فرهنگی و رویکردهای متفاوت مردمی حفاظت در مورد دو نمونه از میراث جهانیان ایرانیان (مسجد جامع عتیق اصفهان و تخت جمشید) را از زبان مدیر کل سابق دفتر ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی درمییابید. مشروح این گزارش را میخوانید.
پاسخ به این پرسش که آموزش پزشکی، ریاضیات، نجوم و فلسفه در آموزشگاه جندیشاپور به چه زبانی بوده، تا اندازهای دشوار و نیازمند مطالعه بیشتری است؛ اما مهم است که به این پرسش پاسخ بدهیم که آیا از زبان پهلوی استفاده میکردهاند یا زبان دیگری را به کار میگرفتند. برای پاسخ به این پرسش به پژوهشهای دکتر شهرام جلیلیان مراجعه میکنیم و در مجال اندک سعی میکنیم پاسخ درخوری به این پرسش مهم بدهیم.
جامعهای که میخواهد ریشههای فرهنگی، فرزانگی و فرهیختگی خود را در تاریخ دریابد و گذشته و حال را به هم پیوند بزند و آینده خود را ترسیم کند، باید از اسناد تاریخی و میراث مکتوبی که در طول سالهای متمادی و فراز و نشیبهای بسیار به دست آمده، استفاده کند. از این رو در پژوهشهای تاریخی، اسناد و میراث مکتوب به عنوان منابع دست اول از اعتبار و جایگاه خاصی برخوردار هستند و از ابزارهای مهم شناخت دقیق تاریخ شهری و هویتی کشورها محسوب میشوند.
از عادات ما این است که «تاریخچه» و سابقه مؤسسات را خیلی زود بر باد میدهیم؛ مثلا پنجاه سال یک موسسه یا حتی یک مکان تجاری به نامی خوانده میشود و یک روز صبح میبینیم بنا به سلیقه شخصی، اسم آن عوض شده است. به این ترتیب کل سابقه گذشته ناپدید میشود. آموزشگاه فرهنگ نیز در اصفهان چنین شرایطی دارد؛ موسسهای با قدمت زیاد در خیابان طالقانی تأسیس میشود، سابقهای برای خود انباشته میکند و به یکباره هیچ کس نمیداند آن به کجا رفت. این است داستان آموزشگاه فرهنگ. تاریخ تأسیس سنگ بنای مدرسه فرهنگ به 1331ق بر میگردد؛ زمانی که انقلاب مشروطه خلائی بزرگ را در چشم و ذهن دلسوزان جامعه آشکار کرد و موانع پیشین را برداشت تا هر کس میتواند و از دستش بر میآید، قدمی در این راه بردارد و آن برپایی مدارس نوین بود:
مدارس اصفهان را چگونه پوشش دادند؟ آنها در این رابطه چه نوشتند و چه دادههایی را منعکس کردند؟ ما در این مطلب با مرور روزنامههای عصر قاجار در اصفهان میخواهیم به آگاهیهای تازهای راجعبه این مدارس از خلال قلم روزنامهنگاران آن روزگار دستیابیم.
او را با سه کلیدواژه میشناسیم؛ مشبک فلز، معرق فلز و صلح. واژگانی که محور فعالیتهای مجید ملکزاده در همه این سالها بودند و هر جا او را میدیدیم و از هر که برای دیدن خانهموزهاش دعوت میکرد، هنر و صلح نخ تـسبـیـح گـفـتوگـوهــا، میزبانیها و فعالیتهایش بودند. هنرمندی چهلساله که پس از سه هفته مبارزه، به صلح با کرونا رسید و پرکشید. آخرین پیامهایی که از او دریافت کردهام به مدتی پیش از کرونا برمیگردد. وقتی سعی داشت در روز جهانی صلح از برخی از آثارش رونمایی کند و مـتـونی را به قلم خود در تـوضــیـح آثارش نوشته بود.
کار مورخ این است که با نگاهی به گذشته، دردها و مشکلات امروزی را ریشهیابی کند. وگرنه سیر در «دیروز» و ورقزدن صفحات پیشین، بدون اینکه سودی برای امروز و فردای ما داشته باشد، عمل بی حاصلی به نظر میرسد. خصوصا وقتی مورخ میان دیروز و امروز تشابهاتی میبیند و خط سیری را مشاهده میکند که از روزگار دور تا به امروز کشیده شده است و در مییابد مانند روانکاوها بسیاری از دردها و مشکلات را باید با بررسی گذشته به درمان آن فکر کرد. چند دهه است از این صحبت میشود که شهر اصفهان یک «موزه» میخواهد. در این مدت صدها ساختمان عمومی در این شهر ساخته شدند و عمر خود را کردند و تخریب شدند؛ اما چون ساخت یک موزه به صورت یک «مطالبه عمومی» درنیامده است، هیچکدام از این ساختمانها تابلوی «موزه اصفهان» را بر خود ندید.
«غرض نقشیست کز ما بازماند/ که گیتی را نمیبینم بقایی»؛ این یکی از محبوبترین کتیبههای موجود در مسجدجامع عتیق اصفهان است؛ روایتی حاصل خوشذوقی استاد محمد امین اصفهانی و خلق شده به تاریخ حدود 330 سال پیش! از این خطاط کتیبه معروف و زیبای دیگری هم همینجا در همین ایوان غربی یکی از مهمترین پایگاههای میراث جهانی بشر در ایران، وجود دارد که شعری است شامــــــل نام مقدس امام اول شیعیان، نامی که به روایت عبدالرضا کارگر در جدیدترین لایو اینستاگرامی صفحه رسمی اداره کل میراث فرهنگی اصفهان، بیش از 40 بار در کتیبههای مسجد جامع عتیق تکرار شده است. به مناسبت فرارسیدن ایام شهادت مولای متقیان (ع) و شبهای قدر، در گزارش پیش رو، نگاهی داریم به تعدادی از کتیبههای موجود در این بنای ارزشمند، که نام «علی» را بر خود دارند.
دبیرستان سعدی، یکی از ابنیه نسبتا تازه اما پرروایت واقع در دولتخانه صفوی اصفهان است. بنایی که ایده اولیهاش به ابتکار کارمند بلژیکی دولت ایران برای راهاندازی «مدرسه مالیه» در اصفهانِ حوالی 109 سال پیش برمیگردد و بعد پای آندره گدار و ماکسیم سیروی فرانسوی برای ساختش به میان کشیده شده و حوالی 84 سال پیش بهطور رسمی افتتاح میشود. این بنا کاربریهای مختلف و فرازوفرودهای بسیاری را از سر گذرانده که خواندنشان جذاب، آموزنده و راهگشاست. در مطلب پـــیــش رو به قلم عبدالمهدی رجــایـــی روایتهای تـاریــخـــی ایـــن مـدرســه را میخوانید.
سعید نفیسی را اهالی ادبیات و تاریخ هر دو میشناسند. او از اولین استادان دانشکده حقوق و نیز دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بود. که در ۱۸ خرداد ۱۲۷۴ خورشیدی در تهران زاده شد. او فـــــــرزنــــــد مــــــیـــــرزا عـــلیاکبــــر ناظــــــمالاطـــــبــــا (مـــــعــــروف به ناظـــــمالاطـــــباء کـرمانی) و از نـــوادگان حــــکیم نفیسبنعوض کرمانی، طبیب نامدار ایران در قرن نهم هجری و برادر علیاصغر نفیسی مــــلقب به مـــودبالــــدوله بود. سعید نفیسی در سال ۱۳۰۸ خـــورشیدی بــــه خـــدمت وزارت فرهنگ در آمد و علاوه بر تدریس زبان فرانسه در دبیرستانها، به کار آموزش در مدارس علوم سیاسی، دارالفنون، مدرسه عالی تجارت و مدرسـه صنعتی پـــرداخت.