ضرورت ایجاد توازن در رابطه دولت و ملت و احیای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر

شفافیت راه‌حل بحران اعتماد

در بادی امر شاید عنوانی گزنده به نظر برسد؛ اما درعین‌حال حاکی از وجود کژکارکردی در ساختار و چرخه حکمرانی کشور است. بگذارید به عقب برگردیم… به سال‌ها و روزهایی که منتهی به انقلاب اسلامی و استقرار یک نظم جدید سیاسی در ایران شد.

تاریخ انتشار: ۱۰:۰۹ - چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
شفافیت راه‌حل بحران اعتماد

به گزارش اصفهان زیبا؛ در بادی امر شاید عنوانی گزنده به نظر برسد؛ اما درعین‌حال حاکی از وجود کژکارکردی در ساختار و چرخه حکمرانی کشور است.

بگذارید به عقب برگردیم…

به سال‌ها و روزهایی که منتهی به انقلاب اسلامی و استقرار یک نظم جدید سیاسی در ایران شد.

امام خمینی(ره)،رهبر کبیر انقلاب اسلامی، تعریف جدیدی از حکومت و نقش مردم در آن ارائه کرد.

در این تعریف جدید مردم همه جا و همیشه در صحنه و عرصه حاضر و اساسا موظف بودند بر مسئولان نظارت دائمی داشته باشند، مردمی که ولی‌نعمت بودند و کارگزاران حکومتشان خدمتگزاری به این مردم را داشتند.

شهید بزرگوار آیت‌الله بهشتی که نقشی بی‌بدیل در تدوین قانون اساسی نظام داشت، صراحتا می‌گفت خداوند مؤمن بی‌تفاوت را دوست ندارد؛ بلکه مؤمن، به تعبیر ایشان، فضول را می‌پسندد که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کند و جالب اینکه لبه تیز این امر و نهی دقیقا متوجه مسئولان نظام بود.

یکی از جلوه‌های کاملا معمول و متعارف شفافیت حکمرانی این بود که مذاکره‌های مجلس شورای اسلامی به‌طور مستقیم از رادیو که در آن زمان گسترده‌ترین رسانه و دارای بیشترین دامنه شمول و تأثیر بود، پخش می‌شد…ادبیات محاوره و تخاطب خود رهبر انقلاب با مردم هم حاوی نکته‌های بدیعی بود.

امام‌خمینی(ره) که بحث‌های معرفتی‌اش، ازجمله تفسیر سوره حمد که چند جلسه از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد، بسیار سنگین و وزین بود. در ملاقات‌های مردمی با ادبیات و زبان عامی‌ترین طبقات جامعه سخن می‌گفت؛ اما به مرور ایام و با گذر سالیان، وضعیت تغییر کرد.

مردم به دلیل اعتماد به حکمرانان جدید که انصافا دلسوز و مردمی و دارای سلامت نفس بودند، به‌مرور به شرکت در انتخابات و راه‌پیمایی‌ها بسنده کردند و ارتباطشان با ساختار حکمرانی ضعیف شد.از طرف دیگر، مدیران و حکمرانان جدید هم بعضا به جهت اخلاص در عمل، تمایل به تبلیغ نکردن و پنهان‌ماندن خدماتشان داشتند و کمتر به مردم گزارش دادند.

با تغییر نسل، هر دو سوی معادله دولت (حاکمیت) و اجتماع تغییر یافت و به‌تدریج نگرش طرفینی جامعه و حاکمیت به همدیگر دچار تغییر بنیادین شد.

مردم از سویی، اصلاح همه امور و مسائل را برعهده حاکمیت دیدند و برای خودشان وظیفه‌ای قائل نشدند و حاکمیت هم از سوی دیگر افکار عمومی را مزاحم غیرمطلع از برنامه‌های مصلحانه خود پنداشت.

هم‌زمان یک مسئله دیگر، هم در سطح جهانی و هم در سطح ملی، حادث شد که آن‌هم تحول عمیق در ارتباطات و ابزارهای ارتباطی بود.حالا دیگر در این فضای مجازی پرآشوب و بستر آماده برای رواج شایعات، شفافیت نظام حکمرانی نه یک انتخاب از سر لطف که یک اجبار برای اعتمادسازی بین مردم و حاکمیت شده است.جالب اینکه به‌مرور آثار عدم شفافیت و اتفاق‌های هولناک و ضربه‌های عجیب آن نیز در حال آشکارشدن است.

تجربه تلخ برجام بی‌گمان یک نمونه کاملا قابل‌مطالعه از این کژکارکردی ساختار حکمرانی است. پنهان‌کاری درباره متن توافق و فروختن توهم پیروزی در مذاکره‌های هسته‌ای به جامعه، باعث شد یک دهه بسیار تعیین‌کننده، به تعبیر رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از دست رفت… و اینک ایران مانده و مکانیسم باج‌خواهانه ماشه و تأسیسات هسته‌ای بمباران‌شده…

و تأسف‌آور اینکه این‌بار هم قرار است برای تمهیدکردن در برابر باج‌خواهی ناشی از خبط قبلی، همه چیز پشت درهای بسته و پنهان از افکار عمومی تصمیم‌گیری شود.

این بار آش آن‌قدر شور شده است که حتی نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی هم از مذاکره‌ها بی‌خبر نگه‌داشته می‌شوند.

واقع‌بینانه و با توجه به میزان مشارکت در چند انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی و ریاست‌جمهوری باید بپذیریم که سطحی از بحران اعتماد بین جامعه و نظام حکمرانی وجود دارد و یکی از راه‌های اصلی حل این معضل، شفافیت در حکمرانی است. این شفافیت دارای سطوح و جنبه‌های مختلف است.

آرای نمایندگان مجلس، تصمیم‌های دستگاه‌های اجرایی و بخش‌نامه‌های صادرات و واردات و توزیع بودجه‌ها، دریافتی‌های مالی کارگزاران نظام، ضوابط و معیارهای انتصاب‌ها، ملاک‌ها و معیارهای تأییدصلاحیت نامزدهای ریاست‌جمهوری و موافقت‌نامه‌های خارجی و بین‌المللی… نمونه‌هایی از این شفافیت موردانتظار است.رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مراحل رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی را در گذر از انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی، تشکیل دولت اسلامی، کشور اسلامی و تحقق تمدن جهانی اسلامی برشمرده‌اند.

اینک در گام سوم، یعنی تشکیل دولت اسلامی، و به‌منظور رسیدن به کشور اسلامی راهی جز احیای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر و توازن‌بخشیدن به رابطه دولت و ملت نیست.