به گزارش اصفهان زیبا؛ در روزهای اخیر بار دیگر معضلات و مسائل محور چهارباغ عباسی مورد توجه قرار گرفته است. واقعیت این است که چهارباغ در قلب اصفهان همچنان دچار مسائل متنوعی است و آنچه بیش از همه بر حجم این مشکلات میافزاید فاصله میان تصور ما از مسائل آن و واقعیتِ آنهاست.
در این سالها بسیاری از تحلیلهایی که درخصوص پیادهراه شدن یا نشدنِ چهارباغ منتشر شده با تقلیل مسئله به اختلاف سلایق و رجوع به مشهورات، پاسخهایی یکخطی به مسائل درهمتنیده چهارباغ میدهند.
بسیاری از کسانی که درباره این گذر اظهارنظر میکنند، تجربهای ملموس از برخورد با مسائل آن نداشتهاند؛ به همین دلیل پرداختن به موضوع چهارباغ، فصلی و موسمی شده است. با آغاز فصل تابستان بخشی از مردم به رواج بیبندوباری در آن اعتراض میکنند و با شروع ماه محرم، طیفی از روشنفکران از کثرت برگزاری رویدادها در آن ناراحت میشوند.
بااینهمه، مسائل واقعیِ چهارباغ که زمینهساز مشکلات دیگر است، بهخودیخود باقی است و کسی سراغی از آنها نمیگیرد. مغازههای بدنه شرقی چهارباغ که قرار بود به ارتقا و مزیت این گذر کمک کند، اکنون به یک معضل مهم تبدیل شده است.
علاوه بر این، بسیاری از پاساژها و مغازههای چهارباغ به دلایل مختلف خالی است و رفتوآمدی در آن صورت نمیگیرد.
محور میانی چهارباغ یک فضای کاملاً امن برای عبورومرور یک دختر جوان نیست؛ چراکه صندلیهای آن توسط کسانی اشغال شده که به چهارباغ صرفاً بهعنوان محلی برای پرسهزنی و گذران اوقات فراغت خود نگاه میکنند و غالباً از نقاط دور به اینجا آمدهاند.
چهار سال قبل در سلسلهجلسههایی که با کسبه چهارباغ برگزار شد، مسائل این گذر احصا و بررسی شد. نکته جالب این بود که مسائل اصلی و پرتکرار کسبه چهارباغ نسبتی با مسائل مشهور مطرحشده در رسانهها نداشت!
باعث تعجب است اگر مسئولین شهر که باید بدون واسطه با مسائل شهر، ارتباط داشته باشند صرفاً به برساخت این مسائل در فضای مجازی توجه کنند و یا بدتر از آن، صورت تغییردادهشدهیمسائل آن را مورد توجه قرار دهند.
در سالهای اخیر و پس از تکمیل محور اصلی پیادهراه چهارباغ، هر نوع مداخله فرهنگی در این خیابان با شعارهایی ازایندست که «چهارباغ برای خود هویت دارد»، «کاری به چهارباغ نداشته باشیم»، «بگذاریم چهارباغ نفس بکشد» و… محکوم شده است. این نوع نگاه البته پیش از شروع مداخلههای شهرداری در چهارباغ، قابلاعتنا بود اما اکنون خالی از معناست!
شهرداری اصفهان مداخلههای اصلی و بزرگ خود را در این خیابان سالهاست انجام داده و اکنون در برابر هویت آن مسئول است!
بیایید با یک مثال به این موضوع توجه کنیم: تصور کنید سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان مردم را به رویدادی در یکی از سالنهای بزرگ شهر دعوت کند.
سرویس رفت و آمد نیز برای آنها به صورت تقریباً رایگان فراهم شود. بعد از حضور هزاران نفر از مردم در این سالن، عدهای از مسئولین با افتخار اعلام کنند که ما هیچ برنامهای نداریم و صرفاً قرار است شما در اینجا حضور داشتهباشید! اگر در چنین سالن بزرگی برای مردم برنامهای تدارک دیده نشود و این برنامه هر شب تکرار شود، چرا عدهای پیدا نشوند که از این فضا و از این حاضرین، سواستفاده کنند؟!
این همان بلایی است که بر سر چهارباغ عباسی آمدهاست. محور چهارباغ عباسی با همه سوابق ارزشمند تاریخی خود پیش از تبدیلشدن به پیادهراه، سالها بود که به عنوان یکی از خیابانهای تجاری با آثار برجسته تاریخی در اصفهان مورد استفاده مردم قرار میگرفت.
شهرداری در برههای بخش مهمی از بدنه چهارباغ را از سکنه اصلی آن خالی و با سودای احیای بدنه تاریخی چهارباغ و ساخت مغازههای نو، جریان دادوستد را در آن مختل کرد. پس از آن مدیریت شهری تصمیم گرفت بر اساس یک ایده قدیمی، این محور را تبدیل به یک پیاده راه کند.
شواهد نشان میدهد این امر بدون رعایت الزامهای فرهنگیاجتماعی و صرفاً بر اساس آمال و آرزو و به افراطیترین شکلِ ممکن، انجام شده است. (برای فهم این موضوع میتوان به تجربه محور زند شیراز توجه کرد که با وجود تبدیل شدن به پیادهراه، تا مدتها امکان عبور و مرور شهری در آن فراهم بود)
طی چند سال ساخت مترو و احداث سنگفرش چهارباغ عباسی به یک اغما فرورفته و پس از مدتی دوباره علائم حیاتی آن تقویت شد. همچنین با قرارگرفتن ایستگاه مترو در چهارباغ روزانه تعداد زیادی از مردم از نقاط مختلف شهر با این خیابان درگیر شدند. تغییر کاربری مغازههای چهارباغ درست از همین زمان آغاز شده و پای خنزرپنزر فروشیها را به چهارباغ باز کرد.
این اقدامات و مداخلهها ذیل یک رویکرد واحد و در جهت تقویت هویت چهارباغ نبود. در حالی که این خیابان در بدو تأسیس در دوره صفویه ذیل یک جهانبینی مشخص و در تناسب با فرهنگ و هویت مردم شکل گرفته بود.
در حال حاضر دو ایستگاه مترو در دو سر چهارباغ، ساکنان محلههای شمال و جنوب اصفهان را در کسری از ساعت به این خیابان میرساند. در واقع هر روز، مردم اصفهان و اطراف اصفهان توسط اقدامات پیشین شهرداری، به شدت به چهارباغ عباسی دعوت میشوند و وقتی صحبت از برگزاری هر نوع رویداد در این محور میشود، عدهای به شدت مخالفت میکنند!
شاید بیان این نکات، خواننده را دچار این تصور کند که اساس صحبت نگارنده-که خود هر روز از چهارباغ عبور میکند- صرفاً بر اساس دغدغههای فرهنگی و دینی است اما پرسش و مطالبه اصلی، فراتر از بیان این دغدغههاست. اصلاً تصور کنید که ما در یک کشور فارغ از دغدغههای دینی، زندگی و فکر میکنیم! هویت داشتنِ شهر، یک مساله صرفاً دینی و فرهنگی نیست. غربِ سکولار هم از بیش از یک قرن پیش به این سو، مداخلات شهری خود را با توجه به عنصر مهم هویت شکل داده است.
عدم توجه به هویت یک مکان شهری، صرفاً پیامدهای فرهنگی و مذهبی ندارد بلکه با تبدیل شدن به فضای بیدفاع شهری، میتواند حتی تأمین امنیت جانی را نیز در آن دشوار کند.
مساله این قلم، برگزاری یا عدم برگزاری رویداد در چهارباغ نیست بلکه مساله اصلی، توجه به داستان کامل چهارباغ است. بیایید داستان چهارباغ را از اول به طور کامل بخوانیم!
چهارباغ عباسی از دوره صفویه، خیابانی بود که مردم بدون وجود تعارضاتِ اجتماعی در آن رفتوآمد میکردند. مداخلات شتابزده و غلط شهرداری آن را به محوری تبدیل کرد که هویت آن مخدوش شده و بستری برای تعارضات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شدهاست.
چهارباغ فقط دچار مشکل برگزاری رویداد و آلودگی صوتی نیست. بلکه از مجموعهای از مشکلات، رنج میبرد. به فرض که مساله برگزاری رویداد و آلودگی صوتی برطرف شود، شهرداری میخواهد با بدنه شرقی چهارباغ که بستر ناامنی شده چه کار کند؟ خنزرپنزرفروشیها اعتبار جهانی چهارباغ را مخدوش نمیکند؟ تکلیف سایر مطالبات کسبه چهارباغ از جمله جمعآوری دستفروشها و فروشندگان مواد مخدر چه میشود؟
با این اوصاف باید برای چهارباغ عباسی چه کار کرد؟! قطعاً پیش از هر اقدامی، باید به درستی مساله چهارباغ را فهم و بعد از آن، تلاش کنیم با صبر و حوصله اثرات سوءِ مداخلات پیشین شهرداری را در آن برطرف کنیم.



