به گزارش اصفهان زیبا؛ پرده برمیداریم از صحنهای که بهسرعت در حال تبدیلشدن به یک عرف در دانشگاههای سراسر کشور است: دانشجویی که تا دیروقت بیدار مانده، نه برای خواندن کتابهای قطور، بلکه برای گفتوگو با یک دستیار هوشمند.
چتباتهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT، Gemini و Claude در کوتاهترین زمان ممکن، از حاشیه به متن زندگی دانشگاهی راهیافتهاند و بحثهای داغی را درباره آینده آموزش و پژوهش به راه انداختهاند.
انقلابی در شیوههای سنتی یادگیری
در کتابخانه مرکزی دانشگاه، «سارا»، دانشجوی رشته مهندسی، درحالیکه به صفحه لپتاپش خیره شده است، میگوید: «قبلا برای فهم یک مسئله پیچیده ریاضی باید ساعتها وقت میگذاشتم و از چندین منبع مختلف استفاده میکردم. حالا هوش مصنوعی همان مفهوم را در چند ثانیه با زبان ساده و با مثالهای کاربردی توضیح میدهد. مثل این است که یک معلم خصوصی همیشه در دسترس داشته باشی.»
این تنها یکی از کاربردهای مثبت این فناوری است. دانشجویان از هوش مصنوعی بهمنظور تولید ایده برای پروژهها، خلاصهکردن مقالات طولانی، ترجمه تخصصی متون و حتی برای بهبود نگارش و ویرایش پایاننامههای خود استفاده میکنند.
تقلب دانشگاهی و تنبلی فکری
بااینحال، روی دیگری نیز وجود دارد. یکی از استادان ریاضیات در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان، با نگرانی میگوید: «متأسفانه شاهدیم که برخی دانشجویان، بدون هیچ تفکر و تحلیل شخصی، کل مقاله یا پاسخ تمرینها را از هوش مصنوعی میگیرند.
این کار نهتنها مهارت تفکر انتقادی را از بین میبرد، بلکه نوعی تقلب دانشگاهی محسوب میشود. ما در حال پرورش نسلی هستیم که در تولید ایده ناتوان بوده و تنها مقلد است. نگرانی دیگر، توهم هوش مصنوعی است؛ یعنی این مدلها گاهی با اطمینان کامل، اطلاعات نادرست یا ساختگی تولید میکنند که تشخیص صحت آن برای یک دانشجوی تازهکار دشوار است.»
از مقابله تا همراهی
در برابر این موج، واکنش دانشگاهها متفاوت بوده است. برخی با تصویب قوانین سختگیرانه، استفاده از این ابزارها را ممنوع اعلام کرده و از نرمافزارهای تشخیص محتوای هوشمحور برای شناسایی تخلفها استفاده میکنند؛ در مقابل، تعدادی از مراکز پیشرو در حال تدوین راهبردهای همزیستی مسالمتآمیز هستند.
هوش مصنوعی در فضای دانشگاهی، همچون یکتیغ دو لبه است: از یک سو، میتواند فرصتی بینظیر برای شخصیسازی یادگیری، افزایش بهرهوری و دسترسی به اطلاعات باشد و از سوی دیگر، اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند بنیانهای اخلاقی و آموزشی را سست کند.
به نظر میرسد آینده نه در نفی مطلق این فناوری، بلکه در پذیرش مسئولانه آن و تعریف دوباره یادگیری و ارزشیابی در عصر هوش مصنوعی نهفته است. پرسش اساسی این است: در دنیایی که ماشینها میتوانند بیندیشند، وظیفه نهادهای آموزشی تربیتکردن چه نوع انسانی است؟




