گفت‌وگوی «اصفها‌ن‌زیبا» با محسن بهارزاده، استاد باسابقه خوشنویسی در اصفهان

در جست‌وجوی اخلاق ازدست‌رفته!

هنر خوشنویسی همچون هنری مادر است که رشته‌های هنری گوناگون از دامان آن رشد کرده‌اند. اصفهان یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های تاریخی خوشنویسی بوده و در قلب خود گنجینه‌ای اصیل از این هنر را نگه داشته است.

تاریخ انتشار: ۰۹:۳۴ - سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
در جست‌وجوی اخلاق ازدست‌رفته!

به گزارش اصفهان زیبا؛ هنر خوشنویسی همچون هنری مادر است که رشته‌های هنری گوناگون از دامان آن رشد کرده‌اند. اصفهان یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های تاریخی خوشنویسی بوده و در قلب خود گنجینه‌ای اصیل از این هنر را نگه داشته است. البته آنچه خوشنویسی اصفهان را همچنان در اوج نگه داشته، تربیت نسل‌های متوالی از اساتید دلسوز و امین بوده که دغدغه حفظ این هنر شریف را دارند.

اصفهان اساتید خوشنویس بزرگی را در دل تاریخ خود داشته و امروزه نیز قطب آموزش و تولید آثار هنری در زمینه خوشنویسی محسوب می‌شود.

محسن بهارزاده با سی سال سابقه خوشنویسی، یکی از اساتید خوشنام این حوزه است. اصفهان زیبا برای بررسی شرایط هنر خوشنویسی در اصفهان و چالش‌هایی همچون ورود هوش مصنوعی به این عرصه، به گفتگو با استاد محسن بهارزاده پرداخته است.

هنر خوشنویسی در زمان اوج خود چه جایگاهی در زندگی و فرهنگ مردم اصفهان داشت؟

اگر بخواهیم برای هنر خوشنویسی دوران اوجی معرفی کنیم، بدون شک باید آن را در تاریخ اصفهان جستجو کرد. درواقع بهترین جایی که می‌توان بستری برای نمایش هنر خوشنویسی پیدا کرد، شهر اصفهان است. در دوره صفویه، هنر خوشنویسی از قالب کتابت خارج شده و به هنری کاربردی تبدیل شد.

هنر خوشنویسی غیر از صفحات کاغذی، در بسیاری از بناهای تاریخی دوره صفویه و تیموریه دیده می‌شود. درواقع وقتی در اصفهان قدم می‌زنید، انگار پا در موزه‌ای با عظمت گذاشته‌اید، موزه‌ای سرشار از آثاری که توسط اساتید خوشنویس نامی این سرزمین خلق شده و برای نسل ما به یادگار مانده است.

آثار خوشنویسی در صفحات قرآن کریم، کتاب‌ها و منابع گوناگون و هر جایی که هنرمند توانسته عشق و ارادت خود را به فرهنگ ایرانی اسلامی ابراز کند قابل‌مشاهده است. درواقع این هنر تک بعدی نبوده و در بسیاری از رشته‌های هنری دیگر ورود می‌کند. برای مثال هنر قلم‌زنی، هنر مشبک، معرق و منبت از جمله هنر‌هایی هستند که خوشنویسی در آن‌ها ورود داشته است. در بسیاری از بنا‌ها نیز، هنر خوشنویسی به عنوان یک عیار و ویژگی بارز تلقی شده و هنرمندان بسیار زیادی در این زمینه آثار ماندگاری را خلق کرده اند.

اگر به شناخت بزرگان این عرصه بپردازیم، به اساتیدی می‌رسیم که هرکدام در تاریخ هنر این سرزمین دارای جایگاهی مهم بوده و از پایه‌های اصلی آن به شمار می‌روند؛ همچون شخصیت‌هایی مثل میرعماد حسنی و عبدالمجید طالقانی که از بزرگان تاریخ این هنر هستند.

در تخت فولاد اصفهان نیز بیش از چهل استاد خوشنویس می‌بینیم که هرکدام سرآمد دوران خود بوده‌اند. در بسیاری از ابنیه تاریخی اصفهان نیز اسامی هنرمندانی را می‌بینیم که آثار آن‌ها زینت‌بخش موزه‌های بزرگ دنیا است. در این زمینه می‌توان به شخصیت‌هایی مثل علی‌رضا عباسی، محمدباقر بنا، عبدالباقی تبریزی، محسن امامی، محمدرضا امامی و ده‌ها خوشنویسی که اصفهان را به مهد پرورش این هنر تبدیل ساختند، اشاره کرد.

به نظر شما امروزه هنر خطاطی در بین نسل جدید منزوی شده و یا همچنان شرایط آن را مساعد می‌بینید؟

پس از دوره قاجار و حضور هنرمندانی مانند اشرف‌الکتاب اصفهانی و آقا غلام‌علی اصفهانی که یک دوران طلایی را خلق کردند، هنر خوشنویسی مدتی دچار بی‌مهری شد. می‌توان گفت درواقع در هر دوره‌ای زمامداران حکومت به هنر خوشنویسی بها دادند، این هنر به اوج رسیده است.

با ظهور شخصیت بزرگی مانند استاد حبیب‌الله فضائلی، انجمن خوشنویسان در اصفهان تاسیس شد و هزاران هنرمند علاقه‌مند به واسطه این انجمن به هنر خطاطی رو آورده و خداروشکر در حال حاضر جایگاه خوبی برای این هنر می‌توان متصور شد. باتوجه به اینکه در کشور ما هنر متولی چندان خاصی ندارد، این هنرمندان هرکدام به صورت خودجوش پا به این عرصه گذاشته و به خلق اثر می‌پردازند، اما متاسفانه از سمت متولیان هنری، دچار بی‌مهری هستند.

در دوره معاصر، هنرمندان زیادی پا به عرصه خوشنویسی نهاده‌اند، اما این هنرمندان به خوبی جهت‌دهی نمی‌شوند و برنامه‌ریزی خاصی از سوی مؤسسه‌ها و ارگان‌های متولی این امر صورت نمی‌گیرد. درواقع بسیاری از ظرفیت و انرژی هنرمندان به کار گرفته نمی‌شود و متاسفانه برخی هنرمندان در انزوا و گوشه‌نشینی آثارشان را خلق کرده و کمتر دیده می‌شوند.

یکی از آفت‌های مهم خوشنویسی دوره معاصر، گرفته‌شدن خلاقیت از هنرجویان در کلاس‌های آموزشی است. درواقع هنرجویان بایستی یک مسیر یکنواخت را طی کرده و پیرو الگو‌های تکراری شوند که با روح واقعی هنر سنخیت نداشته و به صورت تقلیدی و یک شکل خلق می‌شوند.

متاسفانه هنرمندان ما مسئولیتی در بین نهاد‌ها و ارگان‌های متولی این هنر نداشته و فضایی برای شناخته شدن آن‌ها وجود ندارد. هرچه یک هنرمند به جایگاه بالاتری برسد، کمتر به فکر این است که برود و خودش را معرفی کند و به همین واسطه از این فضا دور می‌شود. متاسفانه هنرمندان در حال حاضر باید مدارک هنری را «اخذ» کنند، در حالی که بایستی این مدارک هنری «اعطا» شود. لازمه این کار این است که کارشناسی مناسبی انجام شود و تنها به هنرمندانی مدرک داده شود که واقعا کار می‌کنند.

از ورود هوش مصنوعی به هنر خوشنویسی بگویید. این فناوری برای خوشنویسی مفید است یا مضر؟

نه تنها در هنر خوشنویسی بلکه در بسیاری از هنر‌ها این پدیده ظهور کرده است. نمی‌توان تاثیر کامپیوتر، نرم افزار‌ها و هوش مصنوعی را نادیده گرفت، اما باید این نکته را مدنظر قرار داد که هنر زاییده درون انسان‌ها است و افراد خلاق آن را رنگ و شکل می‌دهند. درواقع هیچ ابزاری نیست که بتواند جایگزین این خلاقیت شود و بتواند حس یک هنرمند را انتقال دهد.

هوش مصنوعی می‌تواند یک ظرفیت تازه‌ای را در خوشنویسی و سایر هنر‌ها ایجاد کند، اما نهایتا چیزی که باعث می‌شود مخاطب با اثر ارتباط برقرار کند، حس و حالی است که کاتب در حین خلق اثر و نوشتن داشته و می‌تواند آن را در اثر خودش به نمایش بگذارد. البته شاید ابزار‌های نوین و هوش مصنوعی در ارائه بهتر آثار کمک کنند و با دید مثبت می‌توان گفت این ابزار موجب ارائه بهتر قابلیت‌های نهفته این هنر می‌شود. البته لازمه این موضوع این است که هنرمندان نسبت به این ظرفیت‌ها مطلع شده و با کمک آن‌ها بتوانند آثار شاخص‌تری را خلق کنند.

به نظر شما هنر خوشنویسی قابلیت امروزی بودن و سوار شدن بر قطار پیشرفت و تکنولوژی قرن جدید را دارد؟

چون هنر خوشنویسی پیوند دیرینه‌ای با فرهنگ و مذهب دارد و این‌ها عناصری جدایی‌ناپذیر از وجود انسان هستند و موجب تعالی او می‌شوند، پس این قابلیت، صددرصد در این هنر وجود دارد. در این راستا باید رویکردی متفاوت، کارشناسی‌شده و هدفمند توسط افراد دغدغه‌مند ارائه شود. فضای مجازی نیز ظرفیت بسیار خوبی در نشر این هنر دارد.

بزرگ‌ترین مشکلی که فعلا در عرصه هنر وجود دارد این است که صرفا یکسری ارگان‌ها و اداره‌هایی برای آن تعریف شده و بیشترِ بودجه‌ای که در آن‌ها وجود دارد در خود این مراکز مصرف شده و خود هنرمندان کمتر از آن استفاده می‌کنند. یکی از ضعف‌های بزرگ دیگر این است که در بحث ساختار شهری، افرادی معمولا متولی هنر هستند که در این زمینه تجربه و ظرفیت کافی را ندارند. متاسفانه سالانه ممکن است شاهد برگزاری رویداد‌های تکراری و بی‌محتوایی باشیم که تنها آفتی برای هنر شهر محسوب می‌شوند.

چه پدیده‌هایی ممکن است خوشنویسان اصفهانی را دچار چالش کند؟

موردی که می‌توان از آن به عنوان یک آسیب شناسی یاد کرد این است که به مرور و با گذشت زمان، رویکرد انجمن خوشنویسان که در ابتدا آموزش و تربیت هنرمندان بود، به دیدگاهی مادی تغییر کرد و مشغله‌های مادی و رقابت‌های ناسالم و برخی مدارک غیرضروری تعریف شدند که باعث شد هنرمندان از مسیر اصلی خود خارج شوند و به جای هنر خود، به کسب مدارک روی بیاورند.

سال‌های سال شاهد این پدیده بودیم که اساتید بزرگ این هنر در کنار تخصص خود، شخصیت و کمالات انسانی خوبی را در وجود خود پرورش داده و به جایگاه رفیعی می‌رسیدند. درواقع مفهوم این شعر که می‌گوید: «داند آنکس که آشنای دل است، که صفای خط از صفای دل است» در وجود این اساتید بزرگ به ظهور می‌رسید. اما در حال حاضر برخی هنرمندان در سنین کم و به واسطه جهت‌دهی‌هایی که وجود دارد، موفق به کسب مدرک هنری می‌شوند، اما نمی‌توانند سیر معنوی و اخلاقی درون خود را کامل کنند.

به طوری که هنرشان بسیار جلوتر از اخلاقشان است و این بسیار آسیب‌زننده است. من فکر می‌کنم باید بازنگری در این زمینه انجام شود و تشکل‌هایی که بتوانند در این زمینه مفید باشند می‌توانند اخلاق را به خوشنویسی برگردانند. یکی از این تشکل‌ها، جمعی به نام هیئت کتاب‌الثقلین است که به عنوان پیشگام در این عرصه تلاش می‌کند روح اصلی هنر را به آن باز گرداند.

تعداد بسیار زیادی از خوشنویسان وهنرمندان اصفهان و سایر شهر‌های ایران، در این هیئت عضو بوده و به فعالیت می‌پردازند. همچنین مسیری که پیش گرفته‌اند می‌تواند روح اخلاق‌مدار را به هنر خوشنویسی تزریق کند. این مجموعه می‌تواند الگویی برای سایر فضاهای مرتبط با این هنر بوده و یادآور این نکته باشد که هنرمند آنچه را خلق می‌کند از طینت پاک خودش است و باید به دور از هرگونه آفت‌هایی باشد که ممکن است به این هنر شریف لطمه بزند.