به گزارش اصفهان زیبا؛ مطالبهگری درباره حجاب و جلوگیری از برهنگی، یکی از مسائل امروز جامعه است؛ بااینحال، بسیاری از رسانهها و مجموعههای خبری به این موضوع ورود نمیکنند یا آن را سانسور میکنند. من بارها در این زمینه پرسشهایی را برای دستگاهها و نهادهای مرتبط ارسال کرده و از مسئولان پاسخ خواستهام، اما معمولاً با این پاسخ مواجه شدهام که «به اندازه کافی تحت فشار و هجمه هستیم» و به همین دلیل، از پاسخگویی خودداری کردهاند.
بیحجابی و برهنگی، از نگاه من، دو مسئله متفاوت هستند و جامعه به سمت برهنگی در حرکت است؛ اما به بهانههایی مانند جنگ یا حفظ اتحاد اجتماعی، اقدام مؤثری در این زمینه انجام نمیشود. درحالیکه اگر طرحی منطقی و کارشناسیشده تدوین شود و در تهیه آن از نظر نخبگان، متولیان فرهنگی، افراد باتجربه و چهرههای اثرگذار استفاده شود، میتوان در این زمینه به سمت حل مسئله حرکت کرد.
البته منظور از اقدامات فرهنگی، صرفاً نصب پوسترهای بزرگ یا برگزاری همایشها نیست. مقصود، استفاده از ظرفیت سازمانهای مردمنهاد، فعالیتهای خودجوش و ایجاد جریانهای فرهنگی اثرگذار است. اگر مسئولان با فعالان این حوزه مشورت کنند و از تجربههای آنان بهره بگیرند، قطعاً میتوان به راهکارهای مناسبی رسید. نباید از ترس اینکه شاید نتوان کاری انجام داد یا ممکن است اتفاقی رخ دهد که به اتحاد مردم آسیب بزند، اساساً از پرداختن به مسئله صرفنظر کنیم.
تفهیم، توجیه و آگاهسازی درباره پیامدهای برهنگی میتواند در جلوگیری از گسترش آن مؤثر باشد یا دستکم باعث شود بسیاری از افراد در رفتار خود تجدیدنظر کنند؛ زیرا در نهایت، پیامدهای این مسئله پیش از همه متوجه خانوادهها خواهد شد و جامعه نیز از همین خانوادهها تشکیل شده است.
به نظر من، در این زمینه امکان انجام کارهای مؤثر وجود دارد؛ اما بیشتر بهانههایی برای عمل نکردن مطرح میشود. لازم است چارچوبی اصولی برای این موضوع طراحی شود و درباره اجرای طرحهای جدید فکر شود. اصفهان نیز بهعنوان شهری که در بسیاری از موضوعات پیشگام و آغازگر بوده، میتواند با استفاده از ظرفیتهای خود، طرحهای نو و مؤثری ارائه دهد؛ طرحهایی که بعدها در سراسر کشور استفاده شوند.
یکی دیگر از مطالبههای مهم من، مربوط به حوزه نوجوانان و جوانان است. این پرسش وجود دارد که چرا آموزشهای لازم از مدرسه آغاز نمیشود. ظرفیتهای فراوانی برای تربیت مربی وجود دارد، اما متأسفانه از این مربیان برای حضور در مدارس استفاده نمیشود تا از سنین پایینتر در شکلگیری نگرش و ذهنیت دانشآموزان نقشآفرینی کنند. وقتی نوجوانان را به حال خود رها میکنیم، اتفاقاتی مانند حوادث ۱۸ دی رخ میدهد و بعد این سؤال را مطرح میکنیم که چرا نوجوانان فریب خوردند یا چرا در آشوبها حضور پیدا کردند. به اعتقاد من، یکی از دلایل این مسئله، رها شدن آموزشهای دینی و اندیشهای از دوران کودکی است.
البته منظورم آموزشهای صرفاً کلاسیک و کتابمحور نیست. مقصود، آموزشهایی است که برای زندگی اجتماعی کاربرد داشته باشد و بتواند در شکلگیری تفکر و شخصیت کودکی که در این جامعه رشد میکند، نقش مؤثری ایفا کند.



