آن سوی قاب تصویر

من، تصویرگر کتاب کودک و نوجوان، نزدیک به دو دهه است که در زمینه کتاب‌های کودک و آموزشی، مجله، روزنامه، رمان و کمیک فعالیت می‌کنم. مسیر هنری‌ام از نقاشی آغاز شد؛ از سال‌های هنرستان تا مقاطع کاردانی و کارشناسی.

تاریخ انتشار: ۱۳:۲۱ - سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
آن سوی قاب تصویر

به گزارش اصفهان زیبا؛ من، تصویرگر کتاب کودک و نوجوان، نزدیک به دو دهه است که در زمینه کتاب‌های کودک و آموزشی، مجله، روزنامه، رمان و کمیک فعالیت می‌کنم. مسیر هنری‌ام از نقاشی آغاز شد؛ از سال‌های هنرستان تا مقاطع کاردانی و کارشناسی.

ورودم به تصویرگری از طریق آشنایی با یکی از ناشران اصفهان شکل گرفت و پنج شش سال نخست را با ابزارهای دستی، از کلاژ و مدادرنگی تا آبرنگ و گواش، کار کردم.
بعدها قلم نوری را با آزمون‌وخطا آموختم و در محیط کاری خودم از پیشگامان استفاده از آن بودم؛ تجربه‌ای که امروز می‌توانم به دیگران هم آموزش بدهم. در کنار تصویرگری، در هنرستان کاراکترپردازی، کارگاه گرافیک، مبانی تصویرسازی و تاریخ هنر ایران و جهان تدریس می‌کنم.

در تجربه حرفه‌ای من، مسیر گرفتن سفارش همیشه هموار نبوده است. در برخی پروژه‌های مرتبط با ارگان‌ها، احساس کرده‌ام گروه‌های مردانه گاه فرصت بیشتری برای همکاری پیدا می‌کنند.
از سوی دیگر، فاصله میان تعرفه‌های رسمی و دستمزد واقعی، به‌ویژه برای تصویرگران تازه‌کار، چشمگیر است. گاهی انتشار کتاب را چنان امتیازی جلوه می‌دهند که گویی باید دستمزد ناچیز را پذیرفت؛ در حالی که هر تصویر حاصل زمان، دانش، تجربه و نیروی خلاقه هنرمند است.

اما زندگی یک زن تصویرگر برای من، تنها مجموعه‌ای از دشواری‌ها و موانع نیست؛ روایتی است از تلاش برای حفظ بخشی از وجودم که با خلق کردن زنده می‌ماند.

تصویرگری به من امکان می‌دهد از روزمرگی فاصله بگیرم و وارد جهانی شوم که در آن می‌توانم از هیچ، شخصیتی بسازم، به فرم‌ها جان بدهم و برای خیال‌هایم جایی واقعی پیدا کنم.
گاهی همین خلوت، همین چند ساعت غرق شدن در تصویر، به من کمک می‌کند دوباره به زندگی روزمره برگردم؛ با ذهنی روشن‌تر و نیرویی تازه‌تر.

البته این خلوت به‌خودی‌خود به دست نمی‌آید. باید برایش جا باز کرد، از زمان و انرژی مراقبت کرد و پذیرفت که رشد هنری همیشه در مسیر مستقیم و بی‌وقفه اتفاق نمی‌افتد.
zگاهی سفارش‌ها کم می‌شوند، گاهی کار آن‌طور که انتظار داشته‌ای پیش نمی‌رود و گاهی زحمتی که کشیده‌ای آن‌گونه که باید دیده نمی‌شود.

در چنین لحظه‌هایی، برای من مهم است که ارزش خودم را فقط با تعداد کتاب‌های منتشرشده، میزان سفارش‌ها یا نظر دیگران نسنجَم. هر تجربه، حتی اگر به نتیجه دلخواهم نرسد، چیزی به شناخت و توانایی‌ام اضافه می‌کند.

فکر می‌کنم زن هنرمند برای ادامه دادن، بیش از هر چیز به فرصت رشد و حق انتخاب نیاز دارد؛ اینکه بتواند یاد بگیرد، تجربه کند، نه بگوید، درباره ارزش کارش مذاکره کند و در عین حال، از لذت آفرینش دور نماند.

یادگیری ابزارهای تازه، ارتباط با هنرمندان دیگر، آموزش دادن و به‌اشتراک گذاشتن تجربه‌ها، برای من راه‌هایی بوده‌اند تا مسیرم را زنده و پویا نگه دارم.
تدریس در هنرستان نیز همین معنا را دارد: اینکه آنچه در طول سال‌ها با جست‌وجو و تجربه به دست آورده‌ام، به نسل تازه منتقل کنم و در شوق آن‌ها، بخشی از شوق آغازین خودم را دوباره پیدا کنم.

تصویرگری به من آموخته است که گاهی باید به ایده‌ای فرصت داد تا شکل بگیرد؛ نمی‌شود از همان ابتدا انتظار داشت همه‌چیز کامل و بی‌نقص باشد.
شاید زندگی هم همین‌طور است. باید به خودمان اجازه آزمودن، اشتباه کردن، تغییر مسیر و دوباره شروع کردن بدهیم.
من هنوز از ساختن شخصیت‌های تازه، از بازی با فرم و نور و رنگ، و از لحظه‌ای که یک داستان به کتاب تبدیل می‌شود، لذت می‌برم. این لذت، حتی در روزهای دشوار، یادآوری می‌کند چرا این مسیر را انتخاب کرده‌ام.

برای من، زندگی یک زن تصویرگر یعنی ساختن و دوباره ساختن؛ نه فقط روی کاغذ، بلکه در شیوه زیستن، آموختن و ایستادن بر پای خود.
یعنی میان مسئولیت‌ها و محدودیت‌ها، جایی برای رؤیا و آفرینش حفظ کردن؛ برای کاری که هم هویت من است و هم راهی برای ارتباط با جهان. شاید استقلال همین باشد: اینکه اجازه ندهی دشواری‌ها تمام تعریف تو از زندگی شوند.

هر بار که قلم را برمی‌دارم، فقط تصویری تازه نمی‌سازم؛ به خودم یادآوری می‌کنم که هنوز امکان آغاز هست، هنوز می‌توان چیزی را تغییر داد و هنوز می‌شود با یک خط، یک شخصیت و یک جهان تازه، راهی برای ادامه پیدا کرد.