پیچیدگی‌های شطرنج با طالبان

بامداد روز سه‌شنبه گذشته (7بهمن ماه) هیئت سیاسی گروه طالبان به ریاست ملا عبدالغنی برادر (معاون سیاسی و رئیس دفتر طالبان در قطر) وارد تهران شد. سفری که به گفته سخن‌گوی وزارت امور خارجه کشــورمــان به دعـــوت مقـــامات رسمی‌ایران و با اطلاع دولت افغانستان صورت گرفته است و هدف از آن  گفت‌و‌گو در خصوص صلح پایدار و اجماع منطقه‌ای در خصوص تأمین آتش‌بس فوری در افغانستان، دستیابی به یک توافق جامع صلح در چهارچوب نظام جمهوری و حفظ ارزش‌های قانون اساسی افغانستان است.

تاریخ انتشار: ۰۸:۳۱ - دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه

 این در حالی است که سخن‌گوی دفتر سیاسی گروه طالبان در قطر نیز این سفر را در راستای دیدار با مقامات ایرانی درباره روابط دو کشور، وضعیت مهاجران افغان در ایران و شرایط فعلی سياسى و امنيتى افغانستان و منطقه عنوان کرد. به گفته برخی تحلیلگران اما با روی کار آمدن «جو بایدن» احتمال بازنگری توافق‌نامه آمریکا و طالبان که اسفند 98 (فوریه 2020) میان طالبان و ایالات متحده و با رویکرد بازگرداندن صلح به افغانستان بسته شد، بالا رفته و این موضوع باعث به تکاپو افتادن طالبان و نگرانی در خصوص آینده سیاسی و امنیتی آن‌ها در افغانستان شده است. در همین راستا طالبان با فرستادن هیئت خود به تهران به دنبال ائتلاف با ایران به عنوان یک قدرت رسمی‌در منطقه و در مقابله با آمریکاست که اگر این توافق‌نامه صلح بازنگری شود، ایران را در کنار خود و در چاره‌جویی برای جبران این مسئله داشته باشند. اما اینکه ایران چه نقشی در روند صلح داخلی افغانستان و موضوع تغییر نگرش دولت جدید آمریکا در رابطه با طالبان دارد، از جمله سؤالاتی است که پیر محمد ملازهی، کارشناس مسائل افغانستان و شبه‌قاره در گفت‌و‌گو با «اصفهان زیبا» به آن پاسخ داده است. به گفته این تحلیلگر بین‌الملل سفر هیئت سیاسی طالبان مطمئنا متأثر از تحول قدرت در آمریکا و پیگیری در خصوص طرح ابتکاری منطقه از سوی ایران که پیش از این محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در خصوص آن صحبت کرده بود، است. در ادامه مشروح این مصاحبه را می‌خوانید.

از سال 2001 و با شروع جنگ طالبان و دولت افغانستان، ایران نیز به عناوین مختلف در ارتباط هم‌زمان با دولت مستقر این کشور و گروه طالبان بوده است. چراکه با نگاه با تاریخ این روابط می‌توان دید که استقرار صلح داخلی در افغانستان بدون همکاری ایران محقق نخواهد شد.  به نظر شما سفر اخیر هیئت سیاسی طالبان به ایران باز هم در راستای ایجاد صلح در افغانستان صورت گرفته یا در ارتباط با تغییر نگرش دولت جدید آمریکا در خصوص توافق‌نامه صلح  ایالات متحده با طالبان است؟

بله دقیقا. این سفر بر می‌گردد به تحول قدرت در آمریکا و صحبت‌هایی که تیم «جو بایدن» در خصوص بازنگری توافق‌نامه دولت دونالد ترامپ با طالبان کرده است. در بحث بازنگری توافق میان ایالات متحده و گروه طالبان دو نکته اساسی وجود دارد؛ اینکه تصور طالبان بر این است که این بازنگری به نفع دولت مرکزی افغانستان تمام خواهد شد؛ چون در توافقی که سال گذشته بسته شد، بیش از آن چیزی که انتظار می‌رفت آمریکا به طالبان امتیاز داد که این خود زمینه را برای بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان فراهم می‌کند. به خصوص که طالبان توانستند واژه عمارت اسلامی‌ را در آن توافق با آمریکا بگنجانند و این موضوع دولت مرکزی افغانستان و نیروهای سیاسی، مذهبی و قومی‌این کشور را به واکنش منفی در مواجهه با آن وادار کرد.

پیش‌بینی و نگرانی طالبان از رفتار دولت جدید آمریکا نسبت به این توافق‌نامه و آینده سیاسی امنیتی آن‌ها در افغانستان چیست و مهم‌تر از آن نقش ایران در این میان چگونه تعریف می‌شود؟

طالبان تصور می‌کنند اگر بایدن بر روی این توافق بازنگری انجام دهد، اولا دولت مرکزی افغانستان امتیاز بیشتری نسبت به آن‌ها می‌گیرد که این باعث ایجاد یک نگاه مثبت به دولت رسمی‌این کشور خواهد داشت. دوم اینکه ممکن است این توافق اصلا عملیاتی نشود و آمریکایی‌ها نیروهای خود را از افغانستان خارج نکند. آنچه از هم‌اکنون نشانه‌هایی از آن وجود دارد. دولت جدید آمریکا معتقد است که خروج نیروهای نظامی‌اش از افغانستان نباید به سادگی صورت گیرد و اگر هم قرار بر این باشد باید خروجی مسئولانه و با وجود شرایط صلح و ثبات در افغانستان انجام شود. گروه طالبان این نگرانی را دارد که ابتکار اسرائیل در توافق آمریکا و طالبان به جایی نرسد . قصد آن‌ها از سفر به ایران نیز به دلیل پیگیری در خصوص طرح ابتکار منطقه‌ای است که پیش از این از سوی محمد جواد ظریف مطرح شده بود.

طرح ابتکار منطقه‌ای ایران چه کمکی به طالبان و ثبات و اعتبار آن‌ها در افغانستان و منطقه می‌کند؟

افغانستان می‌تواند از طریق طرح ابتکار منطقه‌ای و اجماع همسایگان خود در شمال که شامل کشورهای آسیای مرکزی همچون ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، چین، ایران و پاکستان است و مرز مشترک با افغانستان دارند و از طرف دیگر کشورهای هند،‌ عربستان صعودی، قطر، ‌امارات و ترکیه که مرز مشترکی با این کشور ندارند، اما در عوض نفوذ بالایی در منطقه دارند، موقعیت و جایگاه خود را در ساختار قدرتی که قرار است در آینده به‌دست آورد، تضمین کند. بنابراین در صورت عدم توافق طالبان با آمریکا ابتکار پیشنهادی ایران جایگزین خوبی برای این توافق‌نامه است. طالبان با سفر به ایران هوشیاری به خرج داده و  در پی این هستند که از آمادگی ایران در ارائه طرح جدیدتری که از طرح توافق آمریکا با طالبان قوی تر و کارسازتر است،‌ مطلع شوند.

سؤالات را با در نظر گرفتن این موضوع که طالبان را به عنوان یک گروه تروریستی در جهان می‌شناسند، ادامه می‌دهیم؛ آیا دیدار مسئولان دولتی با گروه‌های تروریستی اصلا رسمیت دارد؟ مگر نه اینکه گروه طالبان تهدید‌کننده صلح و امنیت در منطقه و جهان است و تروریست و شورشی یه حساب می‌آید. پس مذاکره یا گفت‌و‌گوی مقامات رسمی‌ایران  با این خطر امنیتی در منطقه چه تعریفی دارد؟

ایران به شکل رسمی‌طالبان را در قالب یک گروه تروریستی نمی‌شناسد. به عبارتی دولت ایران آن‌ها را به عنوان یک واقعیت پذیرفته است. همان‌طور که می‌دانید طالبان نماینده بخشی از جمعیت پشتون‌ها در افغانستان است. آن‌ها در جامعه پشتون‌ها دارای پایگاه هستند. به همین‌خاطر ایران طالبان را صد‌درصد یک گروه تروریست به حساب نمی‌آورد. گروه طالبان تاکنون عملیات‌های نظامی‌بسیاری انجام داده و ادعای جهادگری نیز دارد؛ اما از سمت دیگر هم با گروه‌های تروریستی داعش و القاعده همکاری می‌کند و در برخی شرایط با آن‌ها هم‌عقیده و و از لحاظ ایدئولوژیک نیز به آن‌ها نزدیک است. اگر بخواهیم با در نظر گرفتن منافع ملی ایران به این موضوع بنگریم، باید بگوییم که یکی از ضعف‌های ایران در رابطه با افغانستان، عدم ارتباط با گروه پشتون‌هاست که اگر هم بوده، ارتباط بسیار ضعیفی وجود داشته است.

چرا چنین نظری دارید؟

پشتون‌ها 300 سال در افغانستان حاکمیت داشتند. 300 سال حکومتی که تنها دو سال و 9 ماه آن قدرت از دست آن‌ها خارج شد. پشتون‌ها به لحاظ تاریخی حکومت در افغانستان را حق خود می‌دانند. آن‌ها معتقدند سلطنت درانی را در افغانستان ایجاد کردند و توانستند بعد از مرگ نادرشاه افغانستان را به نام یک کشور مستقل و جدای از ایران مطرح کنند. بنابراین این ذهنیت هم وجود دارد که با این شرایط نمی‌توان طالبان را نادیده گرفت. ضعف سیاست ایران در این است که تنها با شیعیان، فارس‌زبان‌ها و تاجیک‌های افغانستان در تعامل بوده است و طالبان را به حساب نمی‌آورد. حالا هم که با پشتون‌ها ارتباط برقرار کرده است، به معنای این نیست که صددرصد طالبان را قبول دارد. ایران دولت مرکزی افغانستان را به عنوان یک دولت مستقر پذیرفته و به رسمیت می‌شناسد و سعی و هدف اصلی او بر این است که  ارتباط خوبی با این دولت برقرار کند.  اما با توجه به مجموعه شرایط امروز حاکم بر افغانستان، خیلی بد نیست که ایران با طالبان نیز مناسباتی داشته باشد و منافع ملی خود را هم در نظر بگیرد.  طالبان بخشی از واقعیت افغانستان به شمار می‌روند و در آینده نیز به احتمال زیاد به قدرت خواهند رسید. پس نمی‌توان از منظر سیاسی، نظامی و هر شکل دیگری آن‌ها را نادیده گرفت. مصلحت این است که ایران به صلح و ثبات در افغانستان کمک کند و میان سه گروهی که داوطلب قدرت در افغانستان هستند، توازن ایجاد کند؛ گروه طالبان، جهادی‌های شمال افغانستان که توسط عبدالله عبدالله اداره می‌شوند و لیبرال دمکرات‌ها که از 2001 تاکنون و با شروع دخالت آمریکا در امور افغانستان، قدرت دست آن‌هاست. ایران اگر بتواند میان این سه گروه توازن ایجاد کند، به نفع او خواهد بود.

شایعاتی درخصوص کمک‌های ایران به نیروهای طالبان وجود دارد و پس از کشته‌شدن ملااختر منصور رهبر پیشین طالبان در تهران نیز این شایعات بیشتر هم شد. نظر شما در این باره چیست؟ آیا این دیدارها و ارتباط ایران با طالبان که به‌طور شفاف و در معرض دید جهانیان صورت می‌گیرد، تبعات و پیامدهایی برای حکومت ایران در پی نخواهد داشت؟

به طور مطلق نمی‌توان از تبعات و منفعت‌های این روابط صحبت کرد. واقعیت این است که دولت مرکزی افغانستان از اینکه طالبان بدون هماهنگی با‌ آن‌ها به ایران رفت‌و‌آمد می‌کنند و به طور مستقیم نیز با دولت ایران در ارتباط هستند، خوشحال نیست. از طرفی شایعات در خصوص کمک‌ها و حمایت‌های تسلیحاتی ایران به طالبان تا اندازه‌ای در مناسبات ایران و دولت مرکزی افغانستان پالس منفی و خلل ایجاد می‌کند.  اما اگر ایران بتواند ابتکاری به خرج دهد و کشورهای منطقه را وادار به تعامل با طالبان و کشاندن آن‌ها به پای میز مذاکره کند تا از این طرق آتش‌بس را در افغانستان ایجاد کند، طبیعتا دولت و مردم افغانستان نیز از ارتباط ایران و طالبان استقبال خواهند کرد. اما همه این‌ها بستگی به عملکرد صحیح ایران در ارتباط‌گیری با طالبان دارد. اینکه تا چه اندازه بتواند از رقبای دیگر پیشی بگیرد نیز بسیار حائز اهمیت است. ایران در این شرایط تنها نیست؛ ازیک طرف رقابت ایران و عربستان صعودی در ارتباط با طالبان و با در نظر گرفتن نزدیکی روابط آن‌ها به لحاظ ایدئولوژیکی و از سمت دیگر روابط سیاسی که میان هند و پاکستان نسبت به افغانستان وجود دارد و همچنین رقابت ترک‌ها با ایران در برقراری رابطه با این کشور و طالبان همگی مورد توجه است. با این شرایط ایران باید در این مسئله کمی با احتیاط رفتار کند.

با این توضیحات باز هم نگاه برخی از کشورهای منطقه و خارج از منطقه نسبت به طالبان در جایگاه یک تروریست است و ارتباط ایران با آن را  نوعی مشروعیت بخشی و قدرت دادن به آن‌ها از طریق روابط دیپلماتیک می‌دانند؛ آیا این موضوع باعث مقابله جهانی و منطقه ای با ایران نخواهد شد؟

همان‌طور که اشاره کردم یک رقابت ایدئولوژیک میان ایران و عربستان وجود دارد. گروه طالبان به لحاظ ایدئولوژیک بسیار به عربستان نزدیک است و کمک‌های مالی که از این کشور دریافت می‌کند نیز انکارناشدنی است. به لحاظ نظامی‌ و سیاسی نیز وابسته به پاکستان است. به عبارتی رقابت پشت‌پرده میان ایران و عربستان و از طرف دیگر هند و پاکستان در رابطه با افغانستان و طالبان را نمی‌توان نادیده گرفت.حتی ترکیه در این رقابت‌ها به دنبال منافع خود می‌گردد. طالبان بیش از 50 درصد خاک افغانستان را در مناطق عشایری و روستایی در اختیار دارد و این موضوع بسیار قابل اهمیت است. ایران اگر تا به حال ارتباط با طالبان را نادیده گرفته منافع خود را به خطر انداخته است. از طرفی دولت مستقری نیز در افغانستان وجود دارد که طالبان با این دولت در حال جنگ است. حال اگر تلاش ایران در نزدیکی‌اش با طالبان به راضی‌کردن آن‌ها در رفتن به پای میز مذاکره باشد، این به نفع مردم افغانستان و ایران خواهد بود. اما اگر طالبان همچنان روی مواضع جنگ‌طلبانه خود پافشاری کند، به شکل طبیعی دولت افغانستان نیز به این ارتباطات طالبان با ایران راضی نخواهد شد.