در این میان اگر میدان را یك ظرف و مكان شهری قلمداد كنیم، مظروف آن شهروندان و مردمی هستند كه در طی روز به دلایل مختلف از میدان عبور میکنند و با آن در تعامل هستند. در بافت سنتی شهرها بهویژه شهر اصفهان نیز، میدان از جایگاهی مشخص و قابلتوجه برخوردار بوده كه بامعنای میدان در عصر حاضر تفاوتهایی دارد. مثلاً اگر دو میدان معروف اصفهان یعنی میدانکهنه و میدان نقشجهان را در نظر بگیرید، هر دو بهعنوان مركز اصلی شهر و محل فعالیت کسبوکارهای متنوع، آمدوشد شهروندان و گردشگران، رخ دادن رویدادهای مهم، تفریح و گشتوگذار شهری شناخته میشدهاند. تا آنجا كه در سفرنامه سیاحان نیز بهجایگاه این دو میدان در ادوار تاریخی مختلف اشارهشده است.
اما اینكه هویت میدان از چه اجزایی تشكیل میدهند، سؤالی است كه در مقاله «نقش میدانهای شهری و بررسی عواقب ناشی از تنزل جایگاه آن در شهرهای امروز با تأکید بر شهرهای ایرانی» كه در فصلنامه مطالعات شهر ایرانی اسلامی منتشرشده به آن چنین پاسخ داده میشود: «میدان حاصل و برآیند سه عنصر اصلی كناره، میانه و فعالیتی است كه مجموعه هویت آن را تعریف میکنند.» در حقیقت، میدان یا حیاط عمومی شهر، نقش جمعکردن خانهها یا عناصر شهری و محلهای را داشته است. همچنین میدان فضای باز شهری است كه با حضور و مكث معنیدار انسان و بهمنظور و مقصود معینی در ارتباط با حركت جمعیت، موجودیت یافته است. علاوه بر آنکه جلوههای روشنی از فضا برای ایجاد ارتباط دارد و تماس و فعالیت آدمی را نمایان میکند. از سوی دیگر میدان دارای كاركرد ارتباطی، اجتماعی، تجاری، ورزشی، نظامی یا تركیبی از اینهاست. اما میدان تنها یك جزء ساده از ساختار شهر نیست. بلكه گونهای از فضاهای شهری و مكانی برای حادث شدن تمركزهای عملكردی و معنایی و بروز تعاملات اجتماعی است. در میدانها عرصه بر مسیر و درنگ بر حركت غلبه دارد و به نحوی طراحیشده كه عابران ترجیح میدهند بهجای اینكه با بیمعطلی و فوت وقت از میدان عبور كرده و به مقصد مدنظرشان برسند، هنگام عبور از میدان قدمهایشان را قدری كند كرده و فرصت برقراری ارتباط با این فضا را به خودشان بدهند.
چنین وصفی را میتوان در اشارات سفرنامه نویسان به میدان نقشجهان در عصر صفوی پیدا كرد. آنجا كه پیترو دلاواله سیاح ایتالیایی در توصیفاتش از میدان نقشجهان به وجود مؤلفههایی برگرفته از هنر، فرهنگ، معماری، طبیعت، ورزش، تفریح عمومی، بازار و کسبوکار، مذهب و… در طراحی و ساخت میدان نقشجهان اشارهکرده و حفظ تناسب در معماری و ظرافت کار در این فضا را دلیلی بر زیبایی این میدان میداند. او همچنین از میدان ناوونا در شهر رم یادکرده و مینویسد: «باوجودی که عمارتهای میدان ناوونا در رم بلندتر و غنیتر هستند، اگر جرئت این را داشته باشم باید بگویم میدان شاه را به دلایل مختلفی بر آن ترجیح میدهم.»
توماس هربرت انگلیسی که در سال ۱۰۰۶ خورشیدی (۱۶۲۷ میلادی) به ایران سفر کرد هم از میدان نقشجهان با عنوان «میدان یا بازار بزرگ در اصفهان» یادکرده و در ستایش آن مینویسد: «میدان یا بازار بزرگ بدون شک مجللترین و مطبوعترین بازار در تمام جهان است. این میدان شبیه به مرکز بورس ما یا شبیه میدان سلطنتی در پاریس است، اما شش بار از آن بزرگتر.»

بزرگترین میدانها تاریخی دنیا
در اینجا بد نیست از برخی بزرگترین میدانها تاریخی دنیا یاد كنیم كه به سهم خود نقش مهمی در هویت بخشی به شهرها دارند. یكی از این میدانها، بازار اصلی لهستان و بزرگترین میدان شهر قدیمی كراكوف است كه قدمت آن به قرن 13 میلادی برمیگردد و چند ساختمان تاریخی كاخ و كلیسا در اطراف آن قرار دارد. میدان سرخ در قلب مسكو نمونه دیگری است كه توسط كلیسای جامع سنت باسیل، موزه تاریخی، آرامگاه لنین و یكی از دیوارهای آجری كرملین احاطهشده است. میدان زوكالو در شهر مكزیكوسیتی، میدان شهر قدیم در پراگ كشور چك، میدان تیان آنمن در پكن چین، میدان بزرگ یا گرندپلیس در شهر بروكسل در بلژیك و میدان ترافالگار یك میدان بزرگ و مشهور در شهر لندن موارد دیگری هستند كه میتوان نقش و جایگاه و مهم آنها در شکلگیری ساختار شهر را بررسی كرد.
عناصر تأثیرگذار بر مطلوبیت میدان
میدانها در ادوار تاریخی مختلف از اجزای شهری بودهاند و همچنان نیز در زمره مهمترین فضاهای شهری به شمار میروند. بنابراین اسلوب طراحی و ساخت میدانها مطابق با نیاز و ضرورتهای شهرهای امروزی كه مؤلفههایی همچون افزایش جمعیت، شهرك نشینیف مهاجرپذیری و … شكل و فرم تازهای به آنها بخشیده، امری ضروری به نظر میرسد. در ادامه به برخی از اصول طراحی میدانها به نقل از كتاب «مقالاتی در باب طراحی شهری» نوشته جهانشاه پاکزاد اشاره میشود.
در این كتاب تأکید میشود كه فضای میدان باید بستر مناسبی برای عرضه فعالیتهای مختلف برای گروههای مختلف اجتماعی، فضایی مناسب برای نشستن افراد و بازی کودکان و فراهم آورنده تجهیزات و مبلمان مناسب باشد. فضای میدان برای اینکه تجمع پذیر جلوه کند باید مرکزیتی را القاء کند و بر آن تأکید ورزد. این تأکید میتواند از طریق گروههای انسانی و یا عوامل کالبدی شکل گیرد. بنابراین «فعالیتهای انسانی» نخستین مؤلفه مهم در طراحی میدانها شهری است.

مؤلفه دوم «عناصر كالبدی» است كه به دو صورت طبیعی و مصنوعی تعریف میشوند. عناصر طبیعی تأثیرگذار در مطلوبیت میدان شامل آب، پوشش گیاهی و توپوگرافی میدان است و عناصر مصنوعی شامل بدنهها، نماهای موجود، کف ها، مبلمان و ارتباط با سایر فضاها است. عناصر طبیعی یکی از مهمترین عناصر در تأمین مطلوبیت میدانها هستند. تأمین هوای سالم، محافظت در برابر تغییرات اقلیمی، ایجاد کانونهای قوی اجتماعی با افزایش سطح راحتی، آسایش، سرزندگی و آرامش ناشی از آن مطلوبیت بیشتر در میدانها را منجر میشوند. همچنین توپوگرافیها با رعایت ملاحظات لازم و توجه به معلولین میتواند باعث جذابیت فضایی میدان شود. عناصر مصنوعی شامل بدنهها، نماهای موجود، کف ها بهواسطه نحوه طراحی الگویی، جنس مصالح، میزان شکستگیها، تأثیر بر وضعیت خرد اقلیم (مانند انعکاس نور خورشید) و جنس و بافت در ایجاد محیطی باکیفیت مناسب، راحتی، آسایش و سرزندگی نقش دارند.
آنچه با عنوان مؤلفه سوم در طراحی اصولی میدانها شهری از آن یادشده، «عوامل غیر کالبدی» نام دارد. یعنی عناصر محسوسی که خود به دودسته عوامل اقلیمی و عوامل غیراقلیمی تقسیم میشوند. عوامل اقلیمی شامل دما، رطوبت، تابش و وزش که هر یک بهتبع بستر و اقلیم مختص به آن تأثیرات بسزایی در میزان مطلوبیت و کیفیت میدان دارند. عوامل غیراقلیمی نیز شامل نور، بو و صدای محیط بر ابعاد روانی، اجتماعی و معنوی مطلوبیت تأثیر دارد. بوی محیط میتواند باعث حس هویت ذهنی و شادی در عابران میدان شود. همچنین صدای محیط که میزان درک آن برای نابینایان خیلی بیشتر از افراد سالم معنا پیدا میکند میتواند باعث افزایش حضور در فضای میدان شود.



