مطلب بالا گزارشی از روزنامه اخگر است در توصیف یک عصر پاییزی در سال 1308 خورشیدی در خیابان چهارباغ اصفهان. آنچه در این گزارش قابل توجه است، حضور زنان به عنوان گردشگر در این مسیر تفرجگاهی است. جالب است بدانیم در عصر صفوی هم، یعنی از همان ابتدای احداث خیابان چهارباغ، حضور زنان در این خیابان مطرح بوده است و حتی شاه عباس در قوانینی که برای چهارباغ وضع نمود، مقرر کرد که چهارشنبهها این خیابان برای زنان قرق شود تا زنان بتوانند بدون نقاب و آزادانه در چهارباغ گردش کنند. حتی در برخی از اسناد اشاره شده که در این روز ماموران سلطنتی و فروشندگان حاضر در چهارباغ نیز از زنان بودهاند.
این مطالب، در ادامه دو ستون قبلی، همگی به هویت تفرجگاهی چهارباغ و نقش عمده آن در توسعه فضای شهری اصفهان از بدو احداث آن تا به امروز، میپردازد. با این مقدمه، ادامه بحث مقایسه تطبیقی میان دو مسیر چهارباغ و شانزهلیزه را از سر میگیریم. همانطور که قبلا اشاره شد، چهارباغ در سالهای ابتدایی قرن 17 میلادی، (1616 م) به عنوان یک محور گردشگری شهری و به منظور توسعه شهر از شمال به جنوب طراحی و احداث شد، در حالی که شانزهلیزه در همین زمان به صورت باغهایی سلطنتی خارج از حصار شهر بوده و تازه در ابتدای قرن 18 میلادی، یعنی سال 1709 م، درختکاری وسیع در آن به جهت توسعه محور باغهای تویلری برای تفرج و ایجاد خیابان، آغاز میشود.
با توجه به تاریخها و فاصله زمانی میان ایجاد دو معبر، در اینجا فرضیهای جالب و قابل بحث را میتوان مطرح کرد: امکان متأثر شدن محور شانزه لیزه از چهارباغسازی صفوی. در اثبات این فرضیه ابتدا به توسعه روابط ایران و اروپا در عصر صفوی میپردازیم.
قدرت سیاسی و اقتصادی امپراطوری صفوی، مهمترین عامل در جذب سیاحان اروپایی به شهر اصفهان به منظور تجارت و توسعه روابط سیاسی بوده است.
سیاحانی که در این عصر به اصفهان مسافرت کردهاند بیشتر افراد سرشناس و صاحب نفوذ و دارای قدرت سیاسی و اقتصادی بودهاند که سفرنامه تمامی آنها طی قرن هفدهم و چند سال پس از بازگشت به وطنشان منتشر میشود. حتی بعضی از این سفرنامهها که حاوی تصاویر و نقشههای متعددی از شهر اصفهان و به خصوص خیابان چهارباغ بوده است، به چند زبان ترجمه و در کشورهای مختلف اروپایی در دسترس قرار میگیرند.
این سیاحان اروپایی بر بینظیربودن ویژگیهای کالبدی و فضایی خیابان چهارباغ اصفهان نسبت به خیابانهای معروف آن زمان شهرهای اروپایی تأکید کردهاند و حتی کسانی چون شاردن از این خیابان به عنوان «گردشگاه مشجر عمومی اصفهان» یاد کردهاند. در حالیکه گردشگاههای مشجر از میانه قرن هفدهم و پس از باز شدن باغهای سلطنتی به روی طبقات بالای جامعه در شهرهای اروپایی ظهور پیدا کردند که بیشتر مورد استفاده طبقه مرفه جامعه بودند.
در واقع، در زمان تکامل محور چهارباغ اصفهان به منزله یک محور شهری پویا، یعنی در سال 1628 م، پایان حکومت شاه عباس، نخستین سالهای شکلگیری نطفه محور شانزه لیزه به صورت مجموعه باغهای تویلری با باغچههایی با فرمهای بیهدف است و سرانجام در حدود 100 سال پس از دوره شاه عباس، در 1740 میلادی، شانزه لیزه به نوعی شکل محوری پیدا کرده و از طریق ایجاد یک ساختمان حد واسط در ارتباط با کاخ لوور، به بافت شهری متصل میشود.
امتداد این خیابان تا پل نوی نیز در 1772 م انجام گرفت. با توجه به این اسناد میتوان گفت طرحی از پیش تعیینشده جهت شروع محور از بافت کهن شهری مطرح نبوده و پس از شکلگیری محور است که اتصال محور به بافت کهن مطرح شده است. در واقع ایده طراحی محورهای سبز شهری در جهت توسعه شهری به صورت آگاهانه و هوشمندانه در ترکیب با ساختار شهری موجود، 100 سال قبل از شکلگیری شانزه لیزه، به صورت طراحی یکپارچه و منسجم شهری، نه همچون پاریس به صورت تدریجی و با گذشت زمان، در اصفهان عصر شاه عباس کبیر و در مقیاسی فراتر از شانزه لیزه مطرح وایجاد شده است.
ظهور خیابانهای درختدار در داخل شهرها که دارای طرحی از پیش اندیشیده باشند و علاوه بر گردشگری، مانند چهارباغ اصفهان دارای عملکردهای دیگری چون ارتباط دهی، فعالیتهای اقتصادی و … باشند، از میانه قرن هجدهم به بعد در شهرسازی فرانسه استفاده شدهاند که پس از توسعه در قرن نوزدهم در بولوارهای فرانسوی، بعضی ویژگیهای خیابان چهارباغ به صورت یک فضای شهری چند منظوره ظاهر میشود. لذا با توجه به وجود اختلاف زمانی بیش از یک قرن بین احداث خیابان چهارباغ و بولوارهای فرانسوی، وجود شباهتهای بصری و کالبدی فراوان میان این خیابانها و مسافرت سیاحان اروپایی و تهیه نقشه و تصاویر مختلف از خیابان چهارباغ اصفهان، به نظر میرسد بولوارهای فرانسوی از این خیابان که شاردن طی قرن هفدهم از آن با نام «گردشگاه مشجر عمومی اصفهان» یاد میکند، تأثیر گرفته باشند. (منابع در دفتر روزنامه موجود است.)
حاشیه زاینده رود یا ساحل سِن (3)
«دیروز عصری برای گردش در حاشیه رودخانه از حوالی مدرسه چهارباغ حرکت میکردم. بدیهی است در هنگام عصر در خیابان چهارباغ، آلات نقاله مخصوصا درشکه در ایاب و ذهاب است و در هر درشکه کرایه، شاید در ده، شش تا حامل زنان میباشد. بر حسب تصادف در طول خیابان چهارباغ قبل از انحراف به طرف جاده کنار رودخانه زایندهرود، چندین درشکه متعاقب یکدیگر مملو از زنان ایرانی را دیدم» (اخگر، شماره 245، آذرماه 1308 شمسی).
-
زهرا علوی
خبرنگار



