وداع با نویسنده‌ای که اصفهان تمام دنیایش بود

محمد رحیم اخوت؛ نویسنده و داستان‌نویس معاصر اصفهان در اثر کهولت سن و عواقب آن و پس از طی یک دوره بیماری صبح امروز 23 بهمن ماه درگذشت.

تاریخ انتشار: ۲۲:۳۹ - شنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۰
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه

حامد قصری، پژوهشگر اصفهانی که سابقه شرکت در محافل داستان خوانی اخوت را دارد؛ می گوید: من از کوچکترین نسلی بودم که در جلسات دورخوانی و جمع خوانی خانه محمد رحیم اخوت حضور داشتم. آن زمان جلسات پنج شنبه ها برگزار میشد و برخی نویسنده ها مانند لادن نیکنام، مهکامه رحیم زاده و … در آن حضور پیدا میکردند. از نویسندگان اصفهانی هم کسانی مثل خدیجه شریعتی، علیرضا تولایی و … در جلسات حضور داشتند و فرصت بحث و تبادل نظر و گفتگوی خوبی برای اهل ادبیات فراهم بود. من نیزاین فرصت را یافته بودم که داستان هایم را آنجا بخوانم. حسن این جلسات اما بیشتر برای من 20 ساله این بود که در روزگاری که مثل امروز کتابهای نقد و ترجمه داستان فراوان نبود؛ توانستم به نوعی دیگر منابعی برای رجوع پیدا کنم و از آن بهره ببرم و نکته مهم دیگر اینکه آن جلسات و محمدرحیم اخوت به من جسارت و جرات صحبت کردن را داد. یادم است همان جلسه اول من از صحبت کردن ترسیدم و سکوت کردم اما محمدرحیم اخوت گفت اگر اینجا حضور پیدا میکنی باید جسارت صحبت کردن را داشته باشی و من جرات حضور، ابراز و یادگیری در کنار کسانی مثل خود او را پیدا کردم.
قصری حضور اصفهان را نیز در آثار محمدرحیم اخوت بسیار پررنگ می داند و می گوید: چشمه اصفهان در آثار او جوشیده و او هم مثل برخی دیگراز نویسنده های ما، خودش را با اصفهان در آثارش بیان می کند. حس مکانی که او در آثاری مانند “نام ها و سایه ها”، “خورشید”، “تعلیق” و … دارد بی نظیر و درخشان است. ما به خوبی می توانیم نشانه‌شناسی اصفهان و و نمودی از تاریخ قاجار و زمان معاصر را به صورت جسورانه در آثار او ببینیم. او به قدری به اصفهان تعلق خاطر داشت که حتی برای گرفتن جوایزش هم مثل جایزه مهرگان و گلشیری به تهران نمیرفت و همانطور که در آثارش هم پیداست اصفهان تمام دنیایش بود.
نویسنده کتاب “قهرمانان تنهایی در یک شهر” که پژوهش مفصلی درباره جریان معتبر جنگ ادبی اصفهان است؛ می گوید: محمدرحیم اخوت همیشه میگفت یکی از حسرت هایم این بود که چشمه نسل اول جنگ اصفهان به خصوص ابوالحسن نجفی را نچشیدم. البته بعد از انقلاب دوستی بیشتری بین او و ابوالحسن نجفی و شاهرخ مسکوب ایجاد شد و او معتمد آنها بود. اما اخوت وابسته به هیچ حزب و گروهی نبود و البته که به نظر من فراتر از بسیاری از نویسندگان جنگ ادبی هم کار کرد چرا که برخی نویسندگان فقط یک یا چند تک داستان داشتند و ادامه ندادند ولی او در ادبیات ماندگار شد. درست است که محمدرحیم اخوت در سالهای جوانی تجربه های مختلفی مانند کار تئاتر را از سرگذراند اما از دهه 60 به بعد ادبیات را به صورت جدی دنبال کرد و آثار قابل تاملی را برای ادبیات اصفهان و ایران برجا گذاشت.
به گفته قصری، هر چند محمدرحیم اخوت ابتدا در داستان‌نویسی از هوشنگ گلشیری و بهرام صادقی تأثیر می‌پذیرفته است، ولی بعدها و به مرور زمان، قلم خودش را پیدا کرده و نویسنده مستقلی شد.
از نظر این پژوهشگر، نسلی که در خانه محمد رحیم اخوت پرورش یافته اند ؛ امروز از داستان‌نویس‌های مطرح کشور هستند و اخوت معلم خوبی برای سه نسل داستان نویس اصفهان بود و  در تربیت هنرآموزان داستانی موفق عمل کرد. البته که محمدرحیم اخوت هیچ وقت کسی را شاگرد خود خطاب نمیکرد و ناخواسته با دلسوزی و صمیمتی که داشت جوانترها به او جذب میشدند.
او سپس به نقل خاطره ای از اخوت با تکیه بر نگاهش به احمدمیرعلایی اشاره میکند: محمدرحیم اخوت بعد از چاپ کتاب تعلیق میگفت اگر یک نفر باشد که تاییدش بر این کتاب برایم کافی باشد کسی جز میرعلایی نیست و در شرایطی که بعضی ها تعلیق را از جهاتی مشابه ” شازده احتجاب” قلمداد میکردند او نظر دیگری داشت و همین باعث شد من کتاب را به نشر بسپرم؛ البته که او به هوشنگ گلشیری هم عرض ارداتی بی مانند داشت و همیشه میگفت گلشیری مانند چشمه ای است که خیلی ها در ادبیات از او نوشیدند و معتقد بود: گلشیری تا آخرین لحظه با جدیت کار کرد و مانند درختی بود که همیشه محصول داشت.
اما زنده یاد اخوت بیشتر آثارش را در نشر آگه چاپ کرد و به نظر قصری نوع نگاه خاصی در این باره داشته است و حتی این وفاداری را به دیگران هم توصیه میکرده است: زمانی که من بیشتر در زمینه عکاسی فعال بودم؛ همیشه به من میگفت سعی کن این ثبات را داشته باشی و با یک گالری کار کنی.
اما زنده یاد محمدرحیم اخوت وصیت کرد که به جای قطعه هنرمندان باغ رضوان و نام آوران کنار همسر خود که به دنیای داستانی اش هم پا نهاد به خاک سپرده شود و سرانجام پس از 15 سال به “مرضیه پیوست ” که “مرزه” صدایش میکرد و تا زمانی که حافظه اش یاری میکرد داغش بر دل او تازه بود ؛ انتخابی که به عقیده قصری نوعی ساختارشکنی در جریان مرگ این نویسنده محسوب می شود.
قصری در پایان می گوید: با رفتن اخوت، اصفهان یکی از داستان نویسان مهم خود را از دست داد که شاید تا ۱۰۰ سال آینده همانند او را نیابد.

شایان ذکر است؛ محمدرحیم اخوت، متولد آذر ۱۳۲۴در اصفهان بود. تعلیق، چهارفصل در بازخوانی شعر، نیمه سرگردان ما، نام ها و سایه ها، خورشید، نمی شود، عذاب، تماشا و پاییز بود برخی از آثار او هستند.