چگونه این دو پلتفرم به اطلاعات کاربران دسترسی پیدا می‌کنند؟

سرمایه‌داری نظارتی؛ بهره‌برداری از داده‌ها در واتس‌اپ و اینستاگرام

شوشانا زوبوف، استاد دانشگاه هاروارد در کتاب «عصر سرمایه‌داری نظارتی» مفهوم جدیدی از مدل‌های اقتصادی را معرفی کرد؛ مدلی که در آن شرکت‌های فناوری با گردآوری و تحلیل مداوم رفتار کاربران به پیش‌بینی و حتی جهت‌دهی به تصمیمات آینده‌ آن‌ها می‌پردازند.

تاریخ انتشار: ۰۹:۰۵ - دوشنبه ۹ تیر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
سرمایه‌داری نظارتی؛ بهره‌برداری از داده‌ها در واتس‌اپ و اینستاگرام

به گزارش اصفهان زیبا؛ شوشانا زوبوف، استاد دانشگاه هاروارد در کتاب «عصر سرمایه‌داری نظارتی» مفهوم جدیدی از مدل‌های اقتصادی را معرفی کرد؛ مدلی که در آن شرکت‌های فناوری با گردآوری و تحلیل مداوم رفتار کاربران به پیش‌بینی و حتی جهت‌دهی به تصمیمات آینده‌ آن‌ها می‌پردازند.

برخلاف سرمایه‌داری سنتی که بر تولید کالا و خدمات فیزیکی تأکید داشت؛ سرمایه‌داری نظارتی انسان را به منبع داده بدل و هر واکنش دیجیتال او را به فرصتی برای کسب درآمد تبدیل می‌‌کند. در پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام و واتس‌اپ استخراج داده‌های رفتاری از طریق حسگرهای تلفن همراه و تعاملات اجتماعی صورت می‌گیرد. هر لایک، اشتراک‌گذاری یا پیام‌‌رسانی در واتس‌اپ تصویری از علایق، روابط و حتی الگوهای روزانه کاربر ترسیم می‌کند.

در اینستاگرام علاوه بر داده‌های متنی و تصویری ضبط زمان مشاهده استوری‌ها، نوع محتواهای دیده‌شده و حتی میزان اسکرول‌کردن در یک صفحه به بانک داده‌های عظیمی منتقل می‌شود که توسط الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای کاربران مشابه دسته‌بندی و الگو‌گشایی می‌‌شود. مرحله بعدی تبدیل این داده‌های خام به پیش‌بینی‌های رفتاری است.

این پیش‌بینی‌ها سپس در قالب تبلیغات هدفمند یا پیشنهادات شخصی‌سازی‌شده به کاربران نشان داده می‌شوند. بازار پیش‌بینی رفتار زمینه فروش همین پیش‌بینی‌ها به تبلیغ‌دهندگان و حتی نهادهای دولتی است. این تعامل میان کاربر، شرکت‌های فناوری و مشتریان نهایی ساختاری ناپیدا ایجاد کرده که در آن حریم خصوصی صرفِ یک واژه باقی می‌مانده و داده به با ارزش‌ترین سرمایه تبدیل می‌شود.

در سال ۲۰۱۶ واتس‌اپ به‌طور رسمی اعلام کرد که بخشی از اطلاعات کاربران خود را با شرکت مادرش، فیسبوک به اشتراک خواهد گذاشت. این تصمیم در تضاد با وعده‌های اولیه بنیان‌گذاران واتس‌اپ بود؛ آن‌ها هنگام فروش این اپلیکیشن در سال ۲۰۱۴ به کاربران اطمینان داده بودند که حفظ حریم خصوصی همچنان یک اولویت اصلی باقی خواهد ماند. کاربران در هنگام ورود به واتس‌اپ با پیامی مواجه شدند که از تغییر در شرایط خدمات و سیاست حریم خصوصی خبر می‌داد.

اگرچه در ظاهر امکان انصراف از این سیاست برای کاربران وجود داشت؛ اما در عمل عدم پذیرش این شرایط به کاهش یا اختلال در عملکرد برخی قابلیت‌ها منجر می‌شد. این تحول تنها یک نمونه از روند گسترده‌تری است که شوشانا زوبوف در کتاب عصر سرمایه‌داری نظارتی توصیف می‌کند؛ روندی که طی آن تجربه‌های شخصی کاربران به داده‌هایی برای تحلیل، پیش‌بینی و در نهایت دستکاری رفتار آن‌ها تبدیل می‌شود.

یکی از افشاشده‌ترین نمونه‌های این پدیده پروژه کمبریج آنالیتیکا بود. در این پروژه الکساندر کوگان، پژوهشگر دانشگاه کمبریج با طراحی یک آزمون روان‌شناسی اطلاعات شخصی حدود ۲۷۰ هزار کاربر فیسبوک را جمع‌آوری کرد؛ سپس این داده‌ها به شرکت کمبریج آنالیتیکا فروخته شد که مدعی بود با هدف‌گذاری روانی می‌تواند رفتار رأی‌دهندگان را پیش‌بینی کرده و در انتخابات تأثیرگذار باشد. به این ترتیب داده‌هایی که کاربران ناآگاهانه در پلتفرم‌ها تولید کرده بودند به ابزارهایی برای نفوذ سیاسی تبدیل شد.

زوبوف این داده‌ها را «مازاد رفتاری» می‌نامد؛ اطلاعاتی که خارج از نیت اصلی کاربر تولید می‌شوند و در چرخه‌ای پیچیده وارد بازارهای پیش‌بینی و تأثیرگذاری می‌گردند. اما کمبریج آنالیتیکا تنها یک نمونه بود. شواهد متعدد نشان می‌دهند که اینستاگرام نیز از تصاویر کاربران برای تحلیل روان‌شناختی استفاده می‌کند.

الگوریتم‌های پیشرفته این پلتفرم قادرند از فیلتر انتخابی، رنگ، نور و حتی حالت چهره در عکس‌های سلفی ویژگی‌های شخصیتی کاربران را شناسایی کرده و برای اهداف تجاری یا سیاسی تحلیل کنند. در کنار این موارد، گزارش‌هایی منتشر شده نشان می‌دهد سازمان‌هایی مانند سیا در شرکت‌هایی سرمایه‌گذاری کرده‌اند که داده‌های کاربران در اینستاگرام و توییتر را برای اهداف امنیتی و تحلیلی استخراج می‌کنند.

نمونه‌های ارائه‌شده از جمله ماجرای واتس‌اپ، پروژه کمبریج آنالیتیکا و تحلیل رفتاری در اینستاگرام نشان می‌دهند که شبکه‌های اجتماعی امروز تنها ابزارهای ارتباطی نیستند. آن‌ها به سازوکارهایی تبدیل شده‌اند که داده‌های رفتاری کاربران را با دقت بالا جمع‌آوری، تحلیل و برای اهدافی فراتر از اطلاع‌رسانی از جمله دستکاری روانی، تجاری و سیاسی مورد استفاده قرار می‌دهند.

در این شرایط آگاهی و هوشیاری کاربران نسبت به مخاطرات پنهان در استفاده روزمره از این پلتفرم‌ها بیش از هر زمان دیگری ضروری است. انتخاب محتاطانه‌تر در استفاده از این ابزارها، بررسی دقیق تنظیمات حریم خصوصی و شناخت نحوه عملکرد الگوریتم‌ها از جمله گام‌های اولیه برای مقابله با این الگوی سلطه اطلاعاتی هستند.

ابزارها و فن‌های سرمایه‌داری نظارتی

سرمایه‌داری نظارتی با اتکا بر ابزارها و فناوری‌های پیشرفته، داده‌های رفتاری کاربران را در برنامه‌هایی مانند واتس‌اپ و اینستاگرام جمع‌آوری، تحلیل و به‌کار می‌گیرد.

این پلتفرم‌ها نه‌تنها پیام‌ها و تصاویر شما را رصد می‌کنند بلکه با ثبت زمان و دفعات استفاده، نوع تعامل (ارسال متن، صدا یا ویدئو)، سرعت تایپ و اسکرول صفحه داده‌های دقیقی از عادات روزمره شما ایجاد می‌کنند. قلب سرمایه‌داری نظارتی در این اپلیکیشن‌ها را الگوریتم‌های هوش‌مصنوعی و یادگیری عمیق تشکیل می‌دهند که با تحلیل حجم وسیعی از داده‌ها نظیر لایک‌ها و کامنت‌ها توانایی پیش‌بینی علایق و نیازهای کاربران را پیدا می‌کنند.

اینستاگرام برای تطبیق هر چه بیشتر با سلیقه شما هر بار که ویدئویی را کامل تماشا می‌کنید یا پستی را لایک می‌کنید یک نقطه داده به پروفایل دیجیتال شما می‌افزاید. سیستم‌های پیشنهاددهنده در اینستاگرام در بخش Reels و پست‌های پیشنهادی، پیشنهاد افزودن کانال‌ها براساس همین رفتار کاربری است.

هرچند پیام‌های واتس‌اپ به‌طور سرتاسری رمزنگاری شده‌اند، متا با تحلیل متادیتا مانند حجم پیام‌ها، تعداد مخاطبین و نوع رسانه‌های ارسال‌شده می‌تواند ابعاد عاطفی و موضوعی گفتگوها را ارزیابی کند و در اینستاگرام نیز تحلیل نظرات و دایرکت‌ها به شرکت امکان می‌دهد واکنش کاربران به کمپین‌های تبلیغاتی را بسنجد. اگر دسترسی به موقعیت مکانی را به اینستاگرام واگذار کرده باشید، پلتفرم می‌تواند زمان و مکان پست‌گذاری یا استوری‌های شما را استخراج کند و تبلیغات محلی یا پیشنهاد مکان‌های مشابه ارائه دهد؛ در حالی که واتساپ با نمایش آخرین زمان آنلاین و وضعیت خوانده شدن پیام از داده‌های زمانی شما بهره می‌برد.

پیامدهای استفاده از واتساپ و اینستاگرام

استفاده گسترده از ابزارها و فن‌های سرمایه‌داری نظارتی در واتس‌اپ و اینستاگرام پیامدهای قابل‌توجهی برای حریم خصوصی، امنیت داده‌ها، اخلاقیات اجتماعی و سلامت روان کاربران به همراه دارد. جمع‌آوری بی‌وقفة داده‌های شخصی کاربران شامل موقعیت مکانی، سابقة جستجو، مخاطبان و علایق بدون شفافیت کافی، اعتماد عمومی را خدشه‌دار کرده است.

حجم انبوه داده‌های حساس ذخیره‌شده در سرورهای این پلتفرم‌ها، اهداف جذابی برای هکرها و حتی دولت‌های خارجی فراهم می‌آورد؛ علاوه بر این استفاده از الگوریتم‌های پیش‌بینی و دستکاری رفتار کاربر سؤالات اخلاقی جدی‌ای مطرح می‌کند: آیا شرکت‌ها باید مجاز باشند رفتار افراد را برای منافع تجاری خود تغییر دهند؟ تأثیر این روش‌ها بر قدرت انتخاب آزادانة کاربران به‌ویژه برای کودکان و نوجوانان که توان تحلیل انتقادی کمتری دارند، نگران‌کننده است.

تمرکز حجم عظیم داده‌ها و ابزارهای پیشرفته‌ی تحلیل در دست چند شرکت بزرگ فناوری مانند متا رقابت سالم بازار را مختل کرده، نوآوری را کاهش می‌دهد و قیمت‌ها را برای مصرف‌کنندگان افزایش می‌دهد؛ این انحصار همچنین به آن‌ها امکان نفوذ در تدوین قوانین و مقررات را می‌دهد تا منافع تجاری خود را تأمین کنند.

نظارت دائم و تبلیغات هدفمند نیز سلامت روان کاربران را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ احساس تحت‌نظر بودن و نمایش مداوم سبک زندگی ایده‌آل منجر به افزایش اضطراب، کاهش عزت نفس و وابستگی به بازخورد لحظه‌ای می‌شود؛ به‌ویژه در میان جوانان که ممکن است به کاهش کیفیت خواب و تمرکز منجر گردد. در این میان وطیفه خود دانستم گامی هرچند کوچک برای آموزش و آگاهی‌رسانی عمومی انجام دهم تا کاربران از حقوق خود مطلع شوند و بتوانند در برابر سوءاستفاده‌ها مقاومت کنند.