تأملاتی در باب خشم

یکی از پرتکرارترین واکنش‌های انسانی، «خشم» است و در روزهای بحران، از جمله تجاربِ پرتکرار، خشمی‌ است که گاه بی‌دلیل یا بی‌تناسب با موقعیت به نظر می‌رسد، اما این ظاهر ماجراست!

تاریخ انتشار: 13:34 - شنبه 21 تیر 1404
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
تأملاتی در باب خشم

به گزارش اصفهان زیبا؛ یکی از پرتکرارترین واکنش‌های انسانی، «خشم» است و در روزهای بحران، از جمله تجاربِ پرتکرار، خشمی‌ است که گاه بی‌دلیل یا بی‌تناسب با موقعیت به نظر می‌رسد، اما این ظاهر ماجراست!

خشم، برخلاف تصور رایج، یک احساس اولیه نیست. اغلب، پوششی است برای طیفی از احساساتِ دردناک‌تر؛ مانند ترس، سوگ، اندوه، احساس بی‌قدرتی، خستگی، استیصال، سردرگمی، و حتی شرم! انسان وقتی نمی‌داند چه حسی دارد، یا توان ابراز امن احساساتش را ندارد، آن‌ها را به شکل «خشم» نشان می‌دهد. انگار لباسی‌ است که برای پنهان‌کردن آسیب‌پذیری‌اش می‌پوشد.

خشم البته که طبیعی‌ و حتی ضروری‌ است و همیشه‌ نشانه‌ ضعف نیست. در بحران‌‌ها، گاهی خشم پاسخی شرافتمندانه به موقعیتی‌‌ است که یک حد و مرز در جایی نقض شده، یا عدالتی زیر پا گذاشته شده است.

ما وقتی بی‌وقفه، بی‌نام و بی‌هویت، بر سر خود و دیگران می‌بارد، ما را از ریشه‌‌‌ رنج دور می‌کند و امکان ترمیم را از ما می‌گیرد. ما خشمگین می‌شویم، چون احساس ترس و اندوه را تاب نمی‌آوریم؛ آموخته‌ایم که این احساسات، نشانه‌ ضعف‌اند و باید پنهان‌شان کرد. پس آن‌ها را در درون نگه می‌داریم، تا جایی که راهی جز تبدیل‌شدن به خشم برای‌شان نمی‌ماند، پس آن‌ها را با «شدت» و انفجار بروز می‌دهیم.

در روزهای پس از بحران، والدینی را می‌بینیم که سر فرزندان‌شان فریاد می‌زنند؛ زوج‌هایی که یکدیگر را تاب نمی‌آورند؛ کودک و نوجوانانی که گاه پرخاش می‌کنند و گاه در خود فرو می‌روند.

مدیریت خشم، نه سرکوبِ آن و نه توصیه‌ای ساده‌انگارانه به «آرام باش» است. مدیریت خشم، یعنی توقفی برای درک آنچه در دل این انفجار نهفته است، یعنی به کودک‌مان یاد بدهیم: «وقتی فریاد زدی، شاید می‌خواستی بگی می‌ترسی». یعنی به خودمان بگوییم: «امروز که خشمگین بودم، شاید فقط خسته یا سوگوار بودم».

گاهی خشم، دعوتی‌ برای بازگشت به درون است. برای پرسیدن اینکه «واقعاً چه چیزی مرا به این نقطه رساند؟» شاید پاسخ، نه در خشمی‌ که بروز داده‌ایم، بلکه در ترسی‌ است که بروز نداده‌ایم؛ در غمی‌ است که جایی برای گفتنش نیافته‌ایم؛ یا در فشاری‌ است که برای ادامه ‌دادنِ بی‌وقفه تحمل کرده‌ایم.

شاید راه نجات، نه در ابراز ناخودآگاه و یا سرکوبِ خشم، بلکه در شنیدن پیامی‌ است که از پشتِ فریادش، آرام زمزمه می‌شود: «مرا بفهم!»