زیستن در نگاه دیگران، هویت را تکه‌تکه می‌کند

زیستن در چشم دیگران!

نوجوانان امروز، بیش از آن‌که به‌طور اصیل زندگی کنند، در حال ایفای نقش‌اند! به نظر می‌رسد که برای دیده شدن، شنیده شدن و پذیرش در جمع‌های مختلف، ناگزیرند خود را به نمایشی مستمر و بی‌پایان بدل کنند.

تاریخ انتشار: ۱۰:۴۷ - شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
زیستن در چشم دیگران!

به گزارش اصفهان زیبا؛ نوجوانان امروز، بیش از آن‌که به‌طور اصیل زندگی کنند، در حال ایفای نقش‌اند! به نظر می‌رسد که برای دیده شدن، شنیده شدن و پذیرش در جمع‌های مختلف، ناگزیرند خود را به نمایشی مستمر و بی‌پایان بدل کنند؛ نمایشی که در کلاس درس، خانواده، جمع دوستان و بیش از همه در فضای مجازی و قاب تلفن همراه به اجرا در می‌آید!

در روان‌شناسی اجتماعی، مفهومی تحت عنوان «خود به‌مثابه‌ نمایش» (Self as Performance) مطرح است؛ به این معنا که هویت فرد نه بر پایه‌ تجربه‌ درونی، بلکه بر اساس برداشت و ارزیابی دیگران شکل می‌گیرد. در این چارچوب، فرد برای کسب تأیید اجتماعی، خود را مطابق با انتظاراتِ جمع تنظیم می‌کند. نوجوانی که وجود خود را عمدتاً در آیینه‌ نگاه دیگران تجربه می‌کند، به‌جای آن‌که در پی شناخت «خودِ اصیل» _من کیستم؟_ باشد، بر آن است که بداند چگونه دیده می‌شود و در نگاه دیگران چه جایگاهی دارد.

رشد روزافزون رسانه‌های اجتماعی و الگوریتم‌های تشویق‌کننده‌ دیده‌ شدن، این مسئله را تشدید کرده‌اند. نوجوانی که هر انتخاب او -از پوشش و موسیقی گرفته تا باورها و علایق- زیر ذره‌بینِ نگاه همسالان و فضای مجازی قرار دارد، در شرایطی آمیخته با فشار روانی رشد می‌کند. در چنین وضعیتی، به‌جای تجربه‌ اصیلِ خود بودن، خود را در قالب‌هایی می‌ریزد که شانس بیشتری برای دریافت لایک و توجه داشته باشند.

این شیوه‌ زیستن، هرچند ممکن است در ظاهر با اعتمادبه‌نفس اشتباه گرفته شود، اما در لایه‌های عمیق‌تر، اغلب با اضطراب اجتماعی، ضعف در تصمیم‌گیری مستقل و بحران در شکل‌گیری خودانگاره همراه است. نوجوانانی که احساس ارزشمندی خود را صرفاً در گرو تأیید دیگران می‌دانند، در برابر کوچک‌ترین نشانه‌ طرد یا بی‌توجهی، دچار آشفتگی روانی می‌شوند. آنان به‌جای جستجوی خود در تجربه‌ درونی و شخصی، تصویر خود را در انعکاس نگاه بیرونی می‌جویند.

زیستن در نگاه دیگران، هویت را تکه‌تکه می‌کند؛ نوجوان را از درون تهی و او را در چرخه‌ای بی‌پایان از تلاش برای جلب تأیید بیرونی گرفتار می‌سازد. حال آن‌که هویت، اگر بناست ریشه بدواند، باید در بستر تجربه زیسته، آزمون و خطا، مشورت با فرد آگاه، سکوت، و مجالی برای بودنِ بی‌نیاز از نگاهِ سنجشگرانه دیگران، شکل گیرد.

ما به‌عنوان والد، مربی یا جامعه اگر بخواهیم نوجوانان‌مان به خود اصیل‌شان دست پیدا کنند، باید به آن‌ها جرأتِ دیده‌نشدن بدهیم. جرأتِ متفاوت بودن، بی‌نقاب بودن و ساختن مسیری که شاید در چشم دیگران نامرئی باشد، اما برای خودشان معنا دارد.

برای بخشیدن این جرأت‌مندی لازم است فضایی امن و بدون قضاوت ایجاد کنیم؛ جایی که آن‌ها بتوانند بدون ترس از رد شدن یا سرزنش، خودِ واقعی‌شان را تجربه کنند و حمایت عاطفی و راهنمایی آگاهانه از سوی بزرگ‌ترها دریافت نمایند. این‌گونه است که نوجوانان می‌آموزند متفاوت بودن، تهدید یا نشانه ضعف نیست، بلکه بخشی از مسیر رشد و خودشناسی است.