دریا قدرتی پور

دریا قدرتی پور

خبرنگار گروه جامعه

آرشیو مطالب منتشر شده
مشق افیون در حاشیه شهر!
23 مرداد 1403
در کوچه‌پس‌کوچه‌های حواشی شهر چه می‌گذرد؟

مشق افیون در حاشیه شهر!

«همه‌چیز زیر آوار موند. خوشگل بودم. پنجه آفتاب. همه حسودی‌شون می‌شد. اینجا رو نبین. من بودم و یه خونه قدِ….» کلامش ناتمام می‌ماند و اکرم می‌رود توی خودش.

کودکانی که افیون را در پارکینگ‌ها مشق می‌کنند
9 اردیبهشت 1403
از الف تا یای اعتیاد در حاشیه شهر

کودکانی که افیون را در پارکینگ‌ها مشق می‌کنند

«همه‌چیز زیر آوار ماند. خوشگل بودم. پنجه آفتاب. همه حسودیشون می‌شد. اینجارو نبین. من بودم و یه خونه قدِ….» کلامش ناتمام می‌ماند و اکرم می‌رود توی خودش. معلوم نیست این هذیان‌های فکری اکرم است یا مالیخولیایی که در ذهنش لول می‌خورد.

ماهی‌های قرمز؛ قاتل آفانیوس اصفهانی
22 اسفند 1402
گزارشی درباره گونه‌ای از ماهی که به دلیل خشکی زاینده‌رود در خطر انقراض است

ماهی‌های قرمز؛ قاتل آفانیوس اصفهانی

آفانیوس اصفهانی یک گونه خاص و نادر از ماهی اندمیکی است که در چشمه‌های منطقه جرقویه وجود دارد و این منطقه زادگاه این ‌گونه بسیار نادر و مختص خود است.

بازار مکاره پرنده‌فروشی
15 اسفند 1402
گزارش میدانی از آنچه این روزها در بازار فروش پرندگان می‌گذرد

بازار مکاره پرنده‌فروشی

از قناری 500هزارتومانی تا فنچ 200هزارتومانی و عروس هلندی‌های یک‌میلیون تومانی؛ انواع و اقسام پرنده‌هایی که هرچه نژادشان قوی‌تر می‌شود قیمت‌هایشان هم بالاتر می‌رود.

کودکانی که در دنیای شغل‌های بزرگ قد می‌کشند
13 اسفند 1402
گزارشی درباره کودکانی که برای گذران زندگی به‌ناچار مشغول کار هستند

کودکانی که در دنیای شغل‌های بزرگ قد می‌کشند

ابوالفضل موهایش را صاف می‌کند. فرزانه مقنعه‌اش را می‌کشد جلو. سعید یقه‌اش را صاف می‌کند و محمد می‌خندد و یواشکی توی گوش همکلاسی‌اش چیزی می‌گوید.

مشق عشق!
30 بهمن 1402
گفت‌وگو با معلمی که ریاضی عشق را به بچه‌های خانه مشق می‌آموزد

مشق عشق!

روز پنجشنبه است و درحالی‌که همه مدارس تعطیل‌اند، اما اینجا برای مهدی و رحمت و بچه‌هایش بازِ باز است. صدای بابا آمد، بابا نان داد، از یکی از کلاس‌های ابتدایی، خزیده و تا چند متر آن‌طرف تر از کلاس شنیده می‌شود.

پناهی برای زنان بی‌پناه در اصفهان
26 بهمن 1402
گزارشی از خانه‌های امن بهزیستی

پناهی برای زنان بی‌پناه در اصفهان

آن‌هایی که پناه می‌آورند به خانه امن تعدادشان چندان در آمارهای دقیقی نمی‌گنجد؛ میانگینش می‌شود عددی که محترمانه محفوظ می‌ماند در بایگانی‌های سازمان بهزیستی اصفهان.

نسلی که مثل هیچ‌کس نیست!
24 دی 1402
باید نگران نسلی باشیم که غیرمتعارف رفتار می‌کند؟

نسلی که مثل هیچ‌کس نیست!

با مصطفی مهرآیین در دفتر کارش قرار گذاشتیم؛ پژوهشگری که سال‌هاست در حوزه آسیب‌های اجتماعی کار می‌کند.

نسل «ضد» که با همه‌چیز ضد شده است!
24 دی 1402
گزارشی از مصرف مواد از سوی نوجوانان در حاشیه شهر

نسل «ضد» که با همه‌چیز ضد شده است!

پنج‌شش نفرند، با شلوارهای شش‌جیب و هودی؛ هرکدام یک رنگ. پاتوقشان اینجاست؛ شمالی‌ترین ضلع هتل پل؛ همان‌جا که به مدد بلدوزر و آهن، حالا رنگ مدرنی به خود گرفته و فضایی شده برای نسلی که دیگر شبیه هیچ‌کس نیست.

آن‌ها کار می‌کنند؛ دلالان می‌خورند!
2 دی 1402
گزارشی درباره مشکلات زنانی که مشاغل خانگی به راه انداخته‌اند

آن‌ها کار می‌کنند؛ دلالان می‌خورند!

زهرا با یک چرخ خیاطی شروع کرد؛ حالا او دو تا شاگرد دارد؛ هر دو زن سرپرست خانوار هستند. او با پنج‌میلیون وام 10 سال پیش توانست کارگاهی راه بیندازد و با یک چرخ خیاطی شروع کند؛ بعد رساندنش به دو تا، شد یک کارآفرین کوچک که با شغل خانگی‌اش توانست بدون اینکه همسری داشته باشد، بچه‌ها را از آب و گل دربیاورد.

تلخ و شیرین یلدا!
30 آذر 1402
روایتی یک‌ دقیقه‌ای با طعم گس، تلخ و شیرین در آخرین شب پاییز!

تلخ و شیرین یلدا!

مادر قالی می‌بافد و بچه‌های کوچک را داری می‌کند و پدر و او هم باید کار کنند تا اجاره ماه بعد دربیاید. شب زندگی محمد همیشه یلداست؛ تاریک از نداری و سرد از بی‌پولی.صدای جیغ ماشین‌ها از چند متر آن‌طرف‌تر نشان می‌دهد که همهمه و شلوغی برای زودتر رسیدن به خیابان‌های شهر هم رسیده. خلاصی از سرما و آماده شدن برای یلدا شهر را متفاوت از قبل کرده است.