موضوع امنیت همیشه یکی از چالشها، نگرانیها و نیازهای اساسی بشر در دوران مختلف بوده است. نگاهی کوتاه به جنگ هشت ساله یا جنگ در کشورهای منطقه این مسئله را ثابت میکند. اما امنیت اطلاعات مهمترین رکن زندگی در دنیای حاضر و دهههای آینده است.
اکنون به وضعیت جدیدی از استعمار رسیدهایم که آن را «استعمار فرانو» مینامند. این استعمار نه به واسطه قدرت سخت، بلکه با اعمال قدرت نرم، محقق میشود که با عناوینی چون، تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی و در نهایت جنگ رسانهای شناخته میشود.
موسیقی را با جملاتی نظیر «علم صداها»، «هنر صداها»، و یا «صداهاییSeries of Sounds که دارای ریتم، ملودی یا آهنگ و ساخت (Structure) هستند» تعریف کردهاند. موسیقی امروز رسانه پرطرفدار، بحث برانگیز و تأثیرگذاری است که در این شماره به طور مجمل به فلسفه و برخی از کارکردهای فردی و اجتماعی آن اشاره خواهیم کرد.
نمیتوان جلو علاقه کودکان به بازی را گرفت یا از گردش مالی هنگفت صنعت بازیسازی صرف نظر کرد، بلکه پس از شناخت فرصتها و تهدیدهای بازیهای رایانهای، این مهم است که بتوانیم نمونههای مفید را رصد، معرفی و جایگزین کنیم.
آیا رسانهها آنقدر قدرتمند و قوی هستند که بتوانند عقاید و افکارعمومی ما را دستکاری کرده و تغییر دهند؟
چهار وظیفه اصلی رسانه را میتوان آگاهی بخشی (خبر)، هدایت جامعه (ایجاد همبستگی ملی)، آموزش و سرگرمی نام برد.
در عصر رسانه مهمترین عامل تربیت انسان رسانه است (رسانه = الگو). شما شبیه چیزی میشوید که آن را دنبال میکنید. در این میان سلبریتی جماعت بیشترین تأثیرگذاری را بر قشر جوان و نوجوان ما پیدا کردهاند.
برای افزایش سواد بصری و هنری باید تا آنجا که میتوان عکسها، پوسترها، نمایشگاهها و تبلیغات خوب و خلاقانه را تماشا و تحلیل کنید.
فقه رسانه، اخلاق رسانه، احکام در فضای مجازی، تقوا در فضای مجازی، پژوهشگری در فضای ارتباطات… هر اسمی را انتخاب کنید خوب است، اما در این مطلب سعی میکنیم کلیشههای ذهنی را کنار بزنیم و از زاویه دیگری به بحث تقوا در فضای مجازی خواهیم پرداخت.
تاریخچه پیدایش سواد رسانهای، به سال ۱۹۶۵ بازمیگردد. مارشال مک لوهان اولینبار در کتاب خود با عنوان «درک رسانه: گسترش ابعاد وجودی انسان»، این واژه را به کار برد و نوشت: «زمانی که دهکده جهانی تحقق یابد، لازم است انسانها به سواد جدیدی به نام سواد رسانهای دست یابند…».
«مطالعه هدفمند» که باعث رشد من و تمرکز ذهن من بشود و این فقط از طریق مطالعه کتاب حاصل میشود. حتی مطالب روزنامه هم سطحی و پراکنده است و جای مطالعه کتاب را نمیگیرد. کتاب عمق دارد و من نیز عمق پیدا میکنم، کتاب نظم منطقی و تمرکز بر یک موضوع دارد؛ پس ذهن من هم منظم میشود.
در این مطلب 12 انگاره (تصویرسازی ذهنی) را که به بازنمایی آمریکا و آمریکاییها در سینمای هالیوود میپردازد، احصا کردهایم که بهصورت گفتمانی هژمونیک در بسیاری از تولیدات سینمایی آنها مشاهده میشود.