مدیریت بخش آب از جمله مسائلی است که در یک دهه اخیر در کانون توجه سیاستگذاران و مجریان کشور قرار گرفته است. تجربه خشکسالیهای پی در پی و کاهش بارش باران و برف، کاهش حجم مخازن برف در کوهستانهای کشور، کاهش حجم روانابها و افزایش برداشت آب از ذخایر زیرزمینی منجر به این شده که کشور در سالهای اخیر با مشکل کمآبی و بیآبی در برخی مناطق کشور مواجه شود که در بعضی مناطق هم به تنشهای اجتماعی و اختلافات قومیتی دامن زده است.
کمتر اصفهانی را میتوان پیدا کرد که با معضلات اصلی محل زندگی خودش از قبیل مهاجرت، آب، حاشیهنشینی، آلودگی هوا و غیره آشنایی نداشته باشد.
هرچقدر هم که با مفهوم توسعه مخالفت داشته باشیم یا پارادایم توسعه را ناکارآمد بدانیم، بازهم نمیتوانیم این واقعیت را انکار کنیم که در حال حاضر جایگزینی برای آن در روند برنامهریزیهای ملی و منطقهای نداریم.
سیاستگذاران شهری موظفاند متناسب با برنامههای توسعهای که در کشور اجرا میشود، در استانها و شهرها نیز برنامههایی تدوین کنند تا بتوانند معضلات محلی را بسنجند و متناسب با اسناد بالادستی برای رفع آنها راهکار و راهبردهایی ارائه دهند.
مهمترین اتفاقی که در دوران معاصر رخ داد تا سیاستورزی و حکمرانی در ایران دچار یک گذار تاریخی شود و گفتمانهای جدید حکومتداری جای گفتمانهای سنتی را بگیرد، مواجهه ایرانیان با مدرنیته بود.
شهرداریها یکی از مهمترین ارگانهای دخیل در امر توسعه کشور هستند و پروژههای زیرساختی که در شهر ازنظر عمرانی، شهرسازی و ترافیکی انجام میدهند …
بر اساس اعلام صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، سال 2008 نقطهعطفی برای روندهای شهرنشینی بود؛ چراکه برای اولین بار بیش از 50درصد از کل جمعیت جهان، یعنی حدود 3.3 میلیارد نفر در مناطق شهری ساکن شدند؛ رقمی که پیشبینی میشود تا سال 2050 نزدیک به 70درصد برسد.
بهبود و احیای بافت فرسوده بیش از دو دهه است که در سیاستگذاری بالادستی ما جای خود را باز کرده است.
یکی از مهمترین ابزارهایی که در تحلیل توسعهمندی جوامع به کمک تحلیلگران میآید، تحلیل از بعد اقتصاد شهری است.
مالیات در کشورهای دارای نظام اقتصادی و مالی قوی و منسجم همیشه جزو پایدارترین و مطمئنترین منابع درآمدی بوده است و آنها از این طریق بسیاری از هزینههای جاری و عمرانی خود را پیش میبرند.
اهداف اولیه برنامه توسعه، افزایش رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی است. رشد اقتصادی به معنای افزایش ثروت عمومی تعبیر میشود و این افزایش، خود را در کاهش فقر، کم شدن فاصله طبقاتی و بهبود توزیع امکانات عمومی بین همه مردم نشان میدهد.
چندسالی است که اصفهان و معضلاتی که یکبهیک خود را در پهنه این شهرستان نشان میدهند، برای بسیاری از متفکران و اصفهاناندیشان پرسشهای اساسی را به وجود آورده است؛ اینکه «مسیر شکوفایی اصفهان از کجا منحرف شده است؟»، «چه عواملی را باید علت وضعیت فعلی دانست؟» و «چه باید کرد؟»