حالا چندوقتی است که اتباع بیهویت نهتنها در اصفهان، که در کشور خبرساز شدهاند و عدهای مخالف حضورشان در جایجای استان هستند …
مهر که میشود و صدای خنده و شادی کودکان در حیاط مدرسه میپیچید، خشخش جارویش از پشت دیوار شنیده میشود و میپیچد به همهمه و فریادهای دانشآموزان.
آنها همه جا هستند؛ گوشه خیابانها، کنج کوچههای خلوت و تاریک یا لابهلای شمشادها و درختان سربهفلککشیده پارکها و روی پلهای عابر پیاده.
«لبنیات گران میشود!» این خبری است که در روزهای گذشته در خبرگزاریها و شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود و روایت میکند که یکی از پرمصرفترین اقلام خوراکی که در وعدههای مختلف غذایی شهروندان به چشم میخورد، با افزایش قیمت مواجه خواهد شد.
میدان عتیق اکنون پس از تنشها و تغییرات انبوه، در قلب اصفهان آرام گرفته و با مشکلات خود دست و پنجه نرم میکند. با هزینه انبوهی که شهرداری در سالهای قبل در این میدان انجام داده، میتوان آن را یکی از سرمایههای شهر نامید که باید هرچه سریعتر راهکارهایی برای فعال شدن آن یافت.
حوضهای میدان آبی ندارند. خورشید بساط پهن کرده کف سنگفرشها و برقشان توی چشم منعکس میشود. ردپایی از درختی که سایه گستراندهباشد و برای چنددقیقهای هم که شده پناه آدمهای گرمازده باشد، نیست.
تردد بیش از اندازه اتباع خارجی، شبنشینی کارتنخوابها و مصرفکنندگان مواد مخدر و تبدیلشدن به پاتوق متکدیان، تنها بخشی از ناهنجاریهای اجتماعی است که حالا و در شرایطی که چندین سال از آغاز طرح بازآفرینی میدان عتیق و تبدیل آن به میدان امام علی(ع) میگذرد …
مرد کلافه از بحثهای بیفایده، گوشی را برمیدارد و شماره سهرقمی را میگیرد: «الو، خستهنباشید! توی میدان پُر شده از متکدی! صبح که میشود، سروکلهشان پیدا میشود تا آخر وقت.
نگاه زن سُر میخورد سمت ردیفهای پارچه که دورتادور مغازه چیده شدهاند؛ ردیف چادرهای مشکی و رنگی و ردیف پارچههای نخی و گلگلی!
میدان عتیق، مهمترین و محوریترین قطعه از پازل بزرگ ابنیه و مراکز تاریخی اصفهان است که در سالهای اخیر به دلیل بیتوجهی به آن و بافت پیرامونیاش دچار مشکلات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی شده است …
صندلیهای تخصص در دانشگاههای علوم پزشکی در برخی از رشتهها خالی مانده و کمتر کسی رغبت به تصاحب آنها کرده است؛ صندلیهایی که تا همین دیروز بسیاری از افراد، سودای نشستن بر روی آن را داشتند و خودشان را به هر دری میزدند تا بتوانند آن را از آن خود کنند.
سال 1375 هجری شمسی؛ کاروانسرای «تحدید» و کسبهای که عمده کار آنها مربوط به نقره و نقرهسازی است. پس از سالها فعالیت، شهرداری آنها را تحتفشار قرار داده که باید حجرههایشان را تخلیهکنند و عطایش را به لقایش ببخشند …