خشکشدن رودخانه زایندهرود در چند سال گذشته، تأمین آب شرب شهرستانهای اردستان، اصفهان، برخوار، تیران و کرون، خمینیشهر، خور و بیابانک، دهاقان، شاهینشهر و میمه، فلاورجان، لنجان، مبارکه، نائین، نجفآباد و نطنز که زیرپوشش شبکه اصفهان بزرگ هستند را با مخاطره جدی روبهرو کرده است. صرفنظر از مشکلات هیدروژئولوژیکی و کیفی، بهدلیل افت بسیار شدید، آبخوان حجم آب بسیار محدودی را تأمین میکند. این موضوع چالشی بزرگ است که جمعیتی بالغ بر 7/4میلیون نفر را در شرایط فعلی تحت تأثیر قرار میدهد. در حال حاضر تأسیسات موجود قادر به تأمین آب مورد نیاز جمعیت هدف طرح در 14 شهرستان زیر پوشش نیست. همچنین از منظر استراتژیکی، ایمنی و امنیتی و پدافند غیر عامل منحصر بودن شریان تأمین و انتقال آب شرب برای جمعیتی بیش از 7/4 میلیون نفر از یک مسیر کاملا آسیبپذیر، منطقی نیست.
سیستم مجموعهای از اجزای مرتبط است که در کلیت خویش برای ایفای وظیفهای مشخص در کنش متقابل و هماهنگ با محیط است. در تفکر سیستمی، سازمانها مانند سیستمهایی هستند که در دل یک مجموعه محیطی بزرگتر قرار گرفتهاند. هر سیستم شامل ورودی، خروجی، پردازش و بازخورد است؛ بنابراین داشتن تفکر سیستمی برای یک مدیر بسیار حائز اهمیت است. تفکر سیستمی به مدیران کمک میکند تا ساختار، الگوها و وقایع را در پیوند با یکدیگر موردبررسی قرار دهند و تنها به مشاهده اکتفا نکنند. تفکر سیستمی مبتنی بر نوعی کلینگری است که با تحلیل، قابلدرک نیست. سیستمها به دو ساختار ساده و پیچیده تبدیل میشوند.
تعطیلات آخر هفته و همچنین تعطیلی روزهای اول هفته در تهران و البرز به دستور ستاد ملی مقابله با کرونا به دلیل شرایط بحرانی این دو استان، باعث شد تا برخی از مدیران مسئول و سردبیران روزنامهها نیز تصمیم بگیرند، کرکره روزنامه را در این روزها پایین دهند و چراغ تحریریه را خاموش نگه دارند تا آبها از آسیا بیفتد و دوباره و با دستور ستاد کرونا کسبوکارها به کار خود مشغول شوند؛ چرا که به ظن برخی از آنها توزیع و پخش روزنامه در روزهای تعطیل با مشکلات زیادی مواجه میشود و ضرر و زیان هنگفتی به آنها تحمیل میکند. از سوی دیگر برخی عدم انتشار روزنامهها در این روزها را فرصت تنفسی برای مطبوعاتی به شمار میآورند که این روزها با مشکلات اقتصادی همچون بحران کاغذ دست و پنجه نرم میکنند؛ هرچند برخی از مدیران مسئول این موضوع را تأیید نمیکنند و معتقد هستند منتشرنشدن چندروزه روزنامه دردی از دردهای آنها دوا نمیکند.
چندی پیش، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس از پلتفرمی به نام «همدم» رونمایی کرد؛ پلتفرم همسانگزینی که متعلق به موسسه تبیان است و با هدف تسهیل ازدواج پایدار و آگاهانه جوانان راهاندازی شده و قرار است امکان جستوجو و انتخاب زوج را فراهم کند. گفته میشود اهداف اصلی این سامانه «انتخاب آگاهانه» و «ازدواج پایدار» بوده و مبتنی بر توجه به نهاد خانواده طراحی و اجرا شده است. حجتالاسلام رضا عزت زمانی، معاون امور فرهنگی و تبلیغ سازمان تبلیغات اسلامی در رابطه با کارکرد «همدم» به «برنا» گفته است: «اینگونه نیست که هرکسی بیاید و هر اطلاعاتی را بدون راستیآزمایی ثبت کند؛ چرا که پس از ثبت اطلاعات جوان، تحقیق میشود تا اطلاعات به درستی ثبت شود.
یشبینیها خیلی زودتر از آنچه تصور میشد به واقعیت تبدیل شد و پیک پنجم کرونا بعد از یکسالونیم از شیوع آن و همزمان با گرمای داغ و 42 درجه که زمانی فرض بر آن بود ممکن است ویروس چینی را ذوب و برای همیشه از صفحه روزگار نیست و نابود کند، قد کشیده و چهره موذیتری از خود نشان داده است. تعداد بیماران بستری در اصفهان از هزار نفر عبور کرده و کووید19، روزانه 10 تا 15 نفر اصفهانی را راهی باغرضوان میکند. کرونای دلتا، گونه جدید ویروس قدیمی که این بار نه از پشت دیوار پرپیچوخم و بلند چین به اینطرف و آنطرف سر کشیده که سوغات تازهای است از هند و شهرهای ایران را هم پُر کرده و شاید به اصفهان هم رسیده باشد.
دلتا جدیدترین گونهای است که ویروس هزارچهره کرونا بهتازگی از خود، رو کرده است. سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده که نوع دلتای ویروس کرونا که اولینبار در هند مشاهده شده در حدود 100 کشور و منطقه مختلف جهان شناسایی شده است. گفته میشود سرایت کرونای دلتا نسبت به کرونای انگلیسی ۴۰درصد بیشتر و فاصله زمانی آن بسیار کم است.
محیطبان خسروی اولین نفر نبود و قطعا آخرین نفر هم نخواهد بود؛ اولین و آخرین نفر از آنهایی که در دشتها و عرصههای بیکران و بیحصار که چشم، چشم را نمیبیند، اسیر شکارچیهای غیرمجاز میشوند و برای دفاع از حیاتوحش بیدفاع جان و جوانی خود را فدا میکنند؛ هرچند هنوز علت قطعی مرگ این محیطبان اصفهانی مشخص نشده، اما حدود یک ماه پیش بود که او در پارک قمیشلو برای نجات جان یک آهوی حامله با دو شکارچی غیرمجاز درگیر و مجروح شد؛ داستانی که قصه امروز و دیروز نیست و سالهاست که محیطبانان با آن دستوپنجه نرم میکنند و از فقدان آگاهی این شکارچیها رنج میبرند. همین چند ماه پیش بود که این اتفاق برای دو محیطبان زنجانی نیز رخ داد و آنها در درگیری با شکارچیان غیرمجاز جان باختند تا مجموع محیطبانان جانباخته ایرانی تا فروردینماه جاری به 144 تن برسد.
درودیوارهای خانه سیاهپوش است و بنرهای عرض تسلیت، سرتاسر دیوارها را پوشانده. حجله مرگ جلوی در خانه ایستاده و نشانی است از خانهای که صاحبانش، چند روزی است به عزا نشستهاند و صدای گریه و زاری زنهایش از آنطرف در به گوش میرسد. صوتِ «اذا الشمْسُ کوّرَت» «عبدالباسط» بلند است و سکوت ظهر تابستانی روستای «جهادآباد» شاهینشهر را سنگین کرده است. هفت روز از مرگ محیطبان «رضاقلی خسروی» گذشته. خانه، اما هنوز در رفتوآمد و شلوغ است. همه برای عرض تسلیت آمدهاند؛ همه بهجز: «شکارچی ضارب و خانوادهاش که در همین روستا زندگی میکنند.»
هلیا_نکن_شر_میشه در روزهای اخیر در فضای مجازی راهاندازی شد و کلیپی از چند دختر بچه نوجوان اصفهانی که نقش اصلی آن را هلیا ایفا و در آن اقدام به قمهکشی میکرد، در این فضا به سرعت دست به دست و با اظهارنظرها و طنازیهای بسیاری از سوی کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شد. رسانههای رسمی و غیررسمی نیز کموبیش به ابعاد مختلف این موضوع پرداختند و برخی نیز مجدد اقدام به بازنشر این محتوای خشونتآمیز، بدون پوشاندن صورت نوجوانان حاضر در صحنه کردند؛ اقدام غیرحرفهای که میتواند تبعات زیادی برای این نوجوانان داشته باشد. اکبر نصراللهی، رئیس دانشکده علوم ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد تهران مرکز، در گفتوگو با «اصفهانزیبا» از نحوه پوشش محتوایی نظیر آنچه در کلیپ «هلیا» رخ داد، میگوید.
برخــلاف هـمیشه اینبار پای یک پسر نوجوان به نام «میثاق» در میان است؛ پسری که وقتی «هلیا»، پارتنر قدیمیاش، او را به همراه دختر دیگری در پارک میبیند، برآشفته میشود و در میان رجزخوانیها و کریخوانیها در ملأعام یکدفعه قمهای با قدوقوارهای عجیب و شگفتانگیز که زیر شلوارش جاساز کرده، بیرون میکشد تا لابد به ظن خود و باقی دوستانش لاتیاش را اینگونه پُر کند. داستان هلیا، دختر نوجوان اصفهانی، و کلیپی را که از او در شبکههای مجازی دست به دست شده است، حالا کمتر کسی است که نشنیده باشد؛ نوجوانی با پیراهن و شلوار لش سیاه و شبیه به خیلی از نوجوانهای دیگر که مشابه او را بعدازظهرها اصفهانیها در چهارباغ و روبهروی ارگ جهاننما یا حواشی رودخانه زایندهرود بسیار میبینند؛ گعدههایی کوچک از دختران و پسران متولد دهه 80 که معمولا با ادبیاتی زننده و حاوی الفاظ رکیک با یکدیگر صحبت میکنند.
تصویری آخرالزمانی! چهرهای جدید از خشم و عصیان و اعتراض جمعی! روز چهارشنبه (شانزدهم تیرماه) خیابان استانداری اصفهان، شاهد خاموشی بود برای ثبت عجیبترین اعتراض مدنی؛ تجمع همزمان کشاورزان و دامداران اصفهانی که تا پایان روز ادامه یافت و صحنههای دلخراش و اسفباری را به جای گذاشت.
کلانشهرها روزبهروز بزرگتر و فربهتر و بهمراتب زندگی در آنها سختتر میشود. روستاییان و ساکنان شهرهای کوچک با رؤیای یافتن زندگی بهتر و ایدئالتر شهر و روستای خود را ترک میکنند و راهی کلانشهرها میشوند؛ جایی که البته برای زندگی خیلی از مهاجرها ساخته نشده است و به ناچار آنها را روانه حاشیهها میکند؛ حاشیهای ناامن، اما ارزان که حداقل امکانات را هم برای ساکنانش فراهم نکرده است. نتایج پژوهشی تحت عنوان «تحلیل علل اقتصادیاجتماعی حاشیهنشینی در شهر اصفهان»، نوشته علی زنگیآبادی و اصغر ضرابی که به مطالعه و بررسی علل شکلگیری پدیده حاشیهنشینی در شهر اصفهان از دهه 1340 تاکنون (زمان آغاز شهرنشینی شتابان و ناهمگون در ایران) پرداخته، نشان میدهد: «5/44درصد از پاسخگویان مناطق حاشیهنشین، مهاجر غیربومی بوده و 57.8درصد آنان قبلا در محله دیگری از شهر اصفهان زندگی میکردهاند که اکثر اینان را میتوان در زمره راندهشدگان از متن به حاشیه نامید.