از طرفی حدود 40درصد مردم میدانند به یکی از اختلالهای روانی مبتلا هستند؛ اما فکر میکنند بیماری خودبهخود خوب مـیشـــود؛ به هـمـیــن دلــیـل بـــه روانشناس، مـــشـــــــاور و روانپزشک مراجعه نمیکنند و تصور دارند با استراحتکردن، گلگاوزبانخوردن و… میتوانند خودشان را درمان کـــنـنــــد؛ درصورتیکه افسردگی، اضـــطــــراب، وسواس، اختلالهای خلقی و… جزء بیماریهای روانپزشکی است که فرد در صورت ابتلا باید از طریق مراجعه به پزشک، مداخلات دارویی و غیردارویی، خود را درمان کند. همه این آمارها نشاندهنده این است که اختلالها و بیماریهای روانی در سالهای اخیر در جامعه افزایشیافته است. شیوع پاندمی کرونا در 18 ماه گذشته نیز مزید بر علت شده تا مراجعههای افراد با انواع و اقسام اختلالهای روانی همچون وسواس، افسردگی و… بـــهطــــــور چشمگیری افزایش یابد. محمد حاتمی، رئیس سازمان روانشناسی و مشاوره کشور، به «ایـرنـــا» گــفـتـــه: «از نظــر روانشناسی افراد شرایط استرسزایی را در دوران کرونا تجربه میکنند. اکنون مردم همه تنهایی را تجربه کرده و به دلیل این تنهایی نمیتوانند مسائل خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. قبل از کرونا ما با یکسری افراد ارتباط داشتیم و مسائل و مشکلاتمان را با آنها در میان میگذاشتیم که در روانشناسی به آن همدلی میگویند. اکنون این جریان تمام شده و همه در غار خود تنها هستند. به همین دلیل وضعیت سلامت روان مردم را خوب ارزیابی نمیکنیم. در همین رابطه مسئولان و ارگانها مثل خود صداوسیما باید برای افزایش سلامت روان مردم برنامههایی را در نظر بگیرند. برخی از مردم ادراک خطر پایینی دارند و به همین دلیل این افراد مهارت مقابلهای خوبی ندارند و ترس غیرمنطقیشان به اختلال از جمله وسواس تبدیل میشود. در پساکرونا اختلالهای روانی و آسیبهای اجتماعی را بیشتر شاهد خواهیم بود.»
و همچنین گفته، شش هزار مرکز مشاوره در سراسر کشور و حدود هزار کلینیک در کشور داریم و تحقیقات نشان داده از شیوع کرونا میزان مراجعه به این مراکز افزایش داشته است.
باوجوداین، بسیاری از افراد، داشتن اختلالهای روانی را نشانه بدنامی و انگ اجتماعی میدانند؛ به همین دلیل معمولا از رفتن نزد روانشناس خودداری میکنند. بسیاری دیگر نیز گمان میکنند که بیماری بهخودیخود درمان میشود؛ بنابراین نیازی به روانشناس یا مشاور نـــدارنــد. اما دلیل دیگری که مانع مراجعه افراد به روانشـــنـــاس و مــشــاور میشود، گرانبودن هزینه درمان است؛ درمانی که معمولا زمانبر است و بیمار باید برای بهبودی خود چندین جلسه مراجعه داشته باشد.
تعرفهها از سوی رئیس سازمان نظام روانشناسی مشخص و سپس به مجلس ارسال میشوند. بعدازآن با رأی مجلس نرخ تصویب شده و در سایت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره، درج میشود. تعرفهای که در سایت سازمان نظام روانشناسی در سال1399 آمده است، برای درمانگرانی که در مقطع دکترا بودند 156 هزار تومان و برای درمانگران مقطع کارشناسیارشد 108 هزارتومان بوده و هرکدام از این تعرفهها با افزایش 30درصدی همراه بوده است.
از پروانهدارها مشاوره بگیرید
برخی از افراد میگویند هزینه مشاوره و رواندرمانی آنها بسیار بیشتر از نرخ مصوب است. نعیم میگوید: «بابت یک ساعت مشاوره، پانصد هزار تومان پرداخت کردم. دلیل این هزینه را نمیدانم. مگر روانشناسی چه فرقی با سایر تخصصها دارد و چرا بیماران باید اینقدر هزینه پرداخت کنند.» طاهره نیز میگوید: «دو هفته است که به مطب یک روانشناس مراجعه میکنم و هر بار بابت 45 دقیقه مشاوره، 350 هزار تومان پرداخت میکنم؛ درحالیکه این هزینه برایم بسیار زیاد است و بعید میدانم بتوانم درمان را به طور کامل ادامه دهم.»
گرانبودن هـزیــنـههــــای روانشناسی سبب شده تا خیلیها قید درمان را بزنند؛ چراکه به قول خودشان در این شرایط اقتصادی از پس هزینههای زندگی هم برنمیآیند، چه برسد به مشاوره و مراجعه به روانشناس.
همه این گلایهها را به گوش محسن لعلی، بازرس نظام روانشناسی و مشاوره استان اصفهان رساندیم و او اینگونه به «اصفهانزیبا» پاسخ داد: «افراد برای مشاوره باید پیش روانشناسانی بروند که پروانه دارند و تابلوی سبزرنگ و پروانه در محل کار آنها نصب شده است؛ پروانهای که از سوی سازمان نظام روانشناسی یا سازمان بهزیستی صادر شده باشد. فقط این افراد، صلاحیت تخصصی، علمی و اخلاقی برای انجام مشاوره دارند. برای مثال تعرفهای که سازمان روانشناسی برای 45 دقیقه مشاوره از سوی دکتری روانشناسی اعلام کرده، حدود 180 هزار تومان است؛ درحالیکه ممکن است فردی که پروانه ندارد، بسیار بیشتر از این مقدار از بیمار هزینه دریافت کند و مردم به دلیل ناآگاهی گمان کنند تعرفه اصلی سازمان این میزان است و در این صورت میتوانند شکایتهای خود را به سازمان مربوط اعلام کنند تا وضعیت سروسامان پیدا کند؛ البته افراد فاقد پروانه هم هستند که در مراکز زیر نظر سازمان نظام روانشناسی یا بهزیستی و تحت نظر مسئول فنی و مسئول مؤسس مشغول به کار هستند. فعالیت این افراد مشکلی ندارد؛ هرچند آنها هم باید برای اخذ پروانه اقدام کنند.»
به گفته او، «امروزه برخی نیز بهعنوان روانکاو فعالیت میکنند. این افراد حتما باید ارشد یا دکتری روانشناسی داشته یا روانپزشک باشند و آموزشهای لازم را هم دیده باشند و تحت نظر روانکاو معروف کار کنند. در اصفهان چنین افرادی را به ندرت داریم یا میتوان گفت روانکاو قابل اصلا نداریم؛ هرچند ممکن است افرادی از ناآگاهی مردم سوءاستفاده کنند و تنها با شرکت در یک کارگاه چندهفتهای خودشان را روانکاو معرفی کنند.»
بیماریای که بیمه نیست
بهرغم آمار بالای بیماری و اختلالهای روانی در کشور، سازمانهای بیمهگر خدمات روانشناسی را زیر پوشش خود قرار نمیدهند؛ بنابراین به طور رسمی هیچ بیمه دولتی خدمات رواندرمان را پوشش نمیدهد؛ اما هستند بیمههای تکمیلیای که برای افراد تحت پوشش خود تمام یا بخشی از هزینه جلسات رواندرمانی را تقبل کنند. همچنین برخی شرکتها و سازمانها برای سلامت روان کارکنان خود بودجه در نظر بگیرند و آن را به طور کامل تحت پوشش قرار دهند.
لعلی دراینباره میگوید: «سالهاست به دنـبــال این هـستـیـم کـه خـدمات روانشناسی تحت پـوشـــش بیمـههـا دربیایند و هزینه آن را تقبل کنند؛ اما این سازمانها هنوز نپذیرفتهاند. یکسری از سازمانها هستند که حق بیمه را میدهند؛ اما زمانی که مثلا یک بیمار مبتلا به افسردگی به روانشناس مراجعه میکند و متوجه میشود درمانش دستکم 8 تا 12 جلسه زمان لازم دارد، از ادامه درمان منصرف میشود و برای استفاده از حق بیمه به جای مراجعه به روانشناس نزد روانپزشک میرود. این موضوع پیامدهای زیادی دارد؛ بهویژه در دوران پساکرونا که باعث افزایش اختلالهای روانشناختی مثل وسواس، افسردگیها، اختلالهای اضطرابی و… خواهد شد.»
مردم مشاوره نمیگیرند چون سواد سلامت ندارند
اینها در حالی است که حمید نصیری، گرانبودن تعرفههای روانشناسی را صرفا یکی از دلایل عدم مراجعه مردم به این روانشناسان میداند؛ آنجا که به «اصفهانزیبا» میگوید: «بسیاری از مراجعهنکردنها به دلیل نداشتن سواد سلامت است. اگر مردم بدانند اختلالهای روانی تا چه میزان میتواند به زندگی آنها آسیب بزند و چه عوارضی به دنبال دارد، از هزینهکردن در بخش سلامت روان غافل نخواهند شد؛ چراکه این مسئله برای آنها سودمندیهایی را به دنبال دارد.» این روانشناس با طرح این پرسش که آیا اگر هزینههای روانشناسی تحت پوشش بیمه قرار بگیرد، مردم از آن استقبال میکنند، میگوید: «در زمانهای گذشته این هزینهها بسیار ناچیز بود؛ اما مردم برای درمان مراجعه نمیکردند. اکنون نیز بخشی از خدمات را سازمان بهزیستی تقبل میکند، ولی باز هم مردم به آن اقبالی ندارند. بنابراین فرهنگ و سواد سلامت نیز یکی دیگر از عوامل مهمی است که مانع از مراجعه مردم به مراکز مشاوره و روانشناسی میشود. پس باید این فرهنگ در جامعه بیفتد تا جلوی خیلی از خسارتها و هزینهها گرفته شود.»



