چندی پیش، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس از پلتفرمی به نام «همدم» رونمایی کرد؛ پلتفرم همسانگزینی که متعلق به موسسه تبیان است و با هدف تسهیل ازدواج پایدار و آگاهانه جوانان راهاندازی شده و قرار است امکان جستوجو و انتخاب زوج را فراهم کند. گفته میشود اهداف اصلی این سامانه «انتخاب آگاهانه» و «ازدواج پایدار» بوده و مبتنی بر توجه به نهاد خانواده طراحی و اجرا شده است. حجتالاسلام رضا عزت زمانی، معاون امور فرهنگی و تبلیغ سازمان تبلیغات اسلامی در رابطه با کارکرد «همدم» به «برنا» گفته است: «اینگونه نیست که هرکسی بیاید و هر اطلاعاتی را بدون راستیآزمایی ثبت کند؛ چرا که پس از ثبت اطلاعات جوان، تحقیق میشود تا اطلاعات به درستی ثبت شود.
یشبینیها خیلی زودتر از آنچه تصور میشد به واقعیت تبدیل شد و پیک پنجم کرونا بعد از یکسالونیم از شیوع آن و همزمان با گرمای داغ و 42 درجه که زمانی فرض بر آن بود ممکن است ویروس چینی را ذوب و برای همیشه از صفحه روزگار نیست و نابود کند، قد کشیده و چهره موذیتری از خود نشان داده است. تعداد بیماران بستری در اصفهان از هزار نفر عبور کرده و کووید19، روزانه 10 تا 15 نفر اصفهانی را راهی باغرضوان میکند. کرونای دلتا، گونه جدید ویروس قدیمی که این بار نه از پشت دیوار پرپیچوخم و بلند چین به اینطرف و آنطرف سر کشیده که سوغات تازهای است از هند و شهرهای ایران را هم پُر کرده و شاید به اصفهان هم رسیده باشد.
دلتا جدیدترین گونهای است که ویروس هزارچهره کرونا بهتازگی از خود، رو کرده است. سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده که نوع دلتای ویروس کرونا که اولینبار در هند مشاهده شده در حدود 100 کشور و منطقه مختلف جهان شناسایی شده است. گفته میشود سرایت کرونای دلتا نسبت به کرونای انگلیسی ۴۰درصد بیشتر و فاصله زمانی آن بسیار کم است.
محیطبان خسروی اولین نفر نبود و قطعا آخرین نفر هم نخواهد بود؛ اولین و آخرین نفر از آنهایی که در دشتها و عرصههای بیکران و بیحصار که چشم، چشم را نمیبیند، اسیر شکارچیهای غیرمجاز میشوند و برای دفاع از حیاتوحش بیدفاع جان و جوانی خود را فدا میکنند؛ هرچند هنوز علت قطعی مرگ این محیطبان اصفهانی مشخص نشده، اما حدود یک ماه پیش بود که او در پارک قمیشلو برای نجات جان یک آهوی حامله با دو شکارچی غیرمجاز درگیر و مجروح شد؛ داستانی که قصه امروز و دیروز نیست و سالهاست که محیطبانان با آن دستوپنجه نرم میکنند و از فقدان آگاهی این شکارچیها رنج میبرند. همین چند ماه پیش بود که این اتفاق برای دو محیطبان زنجانی نیز رخ داد و آنها در درگیری با شکارچیان غیرمجاز جان باختند تا مجموع محیطبانان جانباخته ایرانی تا فروردینماه جاری به 144 تن برسد.
درودیوارهای خانه سیاهپوش است و بنرهای عرض تسلیت، سرتاسر دیوارها را پوشانده. حجله مرگ جلوی در خانه ایستاده و نشانی است از خانهای که صاحبانش، چند روزی است به عزا نشستهاند و صدای گریه و زاری زنهایش از آنطرف در به گوش میرسد. صوتِ «اذا الشمْسُ کوّرَت» «عبدالباسط» بلند است و سکوت ظهر تابستانی روستای «جهادآباد» شاهینشهر را سنگین کرده است. هفت روز از مرگ محیطبان «رضاقلی خسروی» گذشته. خانه، اما هنوز در رفتوآمد و شلوغ است. همه برای عرض تسلیت آمدهاند؛ همه بهجز: «شکارچی ضارب و خانوادهاش که در همین روستا زندگی میکنند.»
هلیا_نکن_شر_میشه در روزهای اخیر در فضای مجازی راهاندازی شد و کلیپی از چند دختر بچه نوجوان اصفهانی که نقش اصلی آن را هلیا ایفا و در آن اقدام به قمهکشی میکرد، در این فضا به سرعت دست به دست و با اظهارنظرها و طنازیهای بسیاری از سوی کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شد. رسانههای رسمی و غیررسمی نیز کموبیش به ابعاد مختلف این موضوع پرداختند و برخی نیز مجدد اقدام به بازنشر این محتوای خشونتآمیز، بدون پوشاندن صورت نوجوانان حاضر در صحنه کردند؛ اقدام غیرحرفهای که میتواند تبعات زیادی برای این نوجوانان داشته باشد. اکبر نصراللهی، رئیس دانشکده علوم ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد تهران مرکز، در گفتوگو با «اصفهانزیبا» از نحوه پوشش محتوایی نظیر آنچه در کلیپ «هلیا» رخ داد، میگوید.
برخــلاف هـمیشه اینبار پای یک پسر نوجوان به نام «میثاق» در میان است؛ پسری که وقتی «هلیا»، پارتنر قدیمیاش، او را به همراه دختر دیگری در پارک میبیند، برآشفته میشود و در میان رجزخوانیها و کریخوانیها در ملأعام یکدفعه قمهای با قدوقوارهای عجیب و شگفتانگیز که زیر شلوارش جاساز کرده، بیرون میکشد تا لابد به ظن خود و باقی دوستانش لاتیاش را اینگونه پُر کند. داستان هلیا، دختر نوجوان اصفهانی، و کلیپی را که از او در شبکههای مجازی دست به دست شده است، حالا کمتر کسی است که نشنیده باشد؛ نوجوانی با پیراهن و شلوار لش سیاه و شبیه به خیلی از نوجوانهای دیگر که مشابه او را بعدازظهرها اصفهانیها در چهارباغ و روبهروی ارگ جهاننما یا حواشی رودخانه زایندهرود بسیار میبینند؛ گعدههایی کوچک از دختران و پسران متولد دهه 80 که معمولا با ادبیاتی زننده و حاوی الفاظ رکیک با یکدیگر صحبت میکنند.
تصویری آخرالزمانی! چهرهای جدید از خشم و عصیان و اعتراض جمعی! روز چهارشنبه (شانزدهم تیرماه) خیابان استانداری اصفهان، شاهد خاموشی بود برای ثبت عجیبترین اعتراض مدنی؛ تجمع همزمان کشاورزان و دامداران اصفهانی که تا پایان روز ادامه یافت و صحنههای دلخراش و اسفباری را به جای گذاشت.
کلانشهرها روزبهروز بزرگتر و فربهتر و بهمراتب زندگی در آنها سختتر میشود. روستاییان و ساکنان شهرهای کوچک با رؤیای یافتن زندگی بهتر و ایدئالتر شهر و روستای خود را ترک میکنند و راهی کلانشهرها میشوند؛ جایی که البته برای زندگی خیلی از مهاجرها ساخته نشده است و به ناچار آنها را روانه حاشیهها میکند؛ حاشیهای ناامن، اما ارزان که حداقل امکانات را هم برای ساکنانش فراهم نکرده است. نتایج پژوهشی تحت عنوان «تحلیل علل اقتصادیاجتماعی حاشیهنشینی در شهر اصفهان»، نوشته علی زنگیآبادی و اصغر ضرابی که به مطالعه و بررسی علل شکلگیری پدیده حاشیهنشینی در شهر اصفهان از دهه 1340 تاکنون (زمان آغاز شهرنشینی شتابان و ناهمگون در ایران) پرداخته، نشان میدهد: «5/44درصد از پاسخگویان مناطق حاشیهنشین، مهاجر غیربومی بوده و 57.8درصد آنان قبلا در محله دیگری از شهر اصفهان زندگی میکردهاند که اکثر اینان را میتوان در زمره راندهشدگان از متن به حاشیه نامید.
قرار بود سال گذشته آخرین سال کاریاش باشد و پس از 30 سال پاسپانی از محیط زیست و حیات وحش، شمع های کیک بازنشستگیاش را فوت کند. همه چیز طبق روال، پیش نرفت و نشد آن که باید شود! ماند و در پارک قمشلو محیط بانی کرد. میگفت عاشق آهوها است و آنها را مثل بچههایش دوست دارد. از بچگیها کنار آنها بزرگ شده و همین هم سبب شده تا خطر را به جان بخرد و 30 سال تمام مدافع حیوانات بیپناه شود. چندی پیش، اما شکارچیان غیرمجاز که برای گرفتن جان آهوها کمین کرده بودند، به جانش افتادند و او را زخمی کردند. رضاقلی خسروی، محیط بانی که قرار بود امسال دیگر به کار خود خاتمه دهد، پس از چندین عمل جراحی، امروز در حال انتقال به بیمارستان و بی نتیجه ماندن عملیات احیا، توسط کادر اورژانس، دارفانی را وداع گفت. این گفت و گو پس از اولین عمل جراحی او انجام شده، اما به دلیل مختلف مصاحبه مرحوم خسروی با اصفهان زیبا منتشر نشده است. اصفهان زیبا آنلاین اکنون به نشر این گفت و گوی قدیمی پرداخته است.
ساعت 30/10 صبح، روز سهشنبه، جلوی در ساختمان مصلا روز به نیمه نرسیده، آفتاب بیرحم میانه تیرماه، امان پیرمردها و پیرزنهای درحال رفتوآمد به مرکز واکسیناسیون مصلا را بریده. جلوی در ترافیک است و خودروهای زیادی پارک شده. چند دقیقه یکبار راننده تاکسی ترمز میگیرد و سرش را از شیشه بیرون میآورد و میگوید: «همینجا واکسن میزنند؟» دخترها و پسرها زیر بغل مادرها و پدرهایشان را گرفتهاند و به داخل مصلا میبرند و برای آنهایی هم که توان راهرفتن ندارند، ویلچر میگیرند. برخلاف خیابان مصلا و جلوی درب، ورودی و فضای منتهی به سالن بزرگ و وسیع واکسیناسیون بسیار خلوت است و خبری از همهمه و شلوغی نیست.
مشکلات کرونا برای خبرنگاران کم بود، حالا باید به آن معضلات و دردسرهای ناشی از قطعی گاه و بیگاه برق را هم اضافه کرد؛ اهالی رسانه که اصلیترین ابزار و تجهیزات کار آنها با برق کار میکند، خاموشیها باعث کندشدن و وقفه طولانی در روند کارشان میشود؛ به ویژه آن دسته از خبرنگاران و روزنامهنگارانی که به دلیل شرایط حاد کرونایی در تحریریهها حضور ندارند و ناچار به تحمل شرایط دورکاری هستند. عدم تأمین محتوا در زمان مناسب، به تأخیر افتادن زمانبندی بستن صفحات، کندی و قطعی سرعت اینترنت و… تنها شمهای از مشکلاتی است که اهالی رسانه در حین قطعی برق با آن مواجه هستند.