زینب تاج‌الدین

زینب تاج‌الدین

دبیر گروه پایداری

کارشناسی‌ارشد برنامه‌ریزی‌شهری/ دبیر نشریه بیسیم چی از 1395/ همکاری با روزنامه جام‌جم، خبرگزاری دفاع مقدس، مجله همشهری پایداری، خبرگزاری تسنیم و خبرگزاری ایمنا/ برگزیده دو دوره جشنواره ملی ایثار و شهادت، رزمواره مدافعان حرم، جشنواره ملی شهدای غواص، چند دوره جشنواره استانی ابوذر و چندین دوره جشنواره مطبوعات

آرشیو مطالب منتشر شده
NONE
۲۴ آذر ۱۴۰۱

با هم آمدند، با هم رفتند!

تنها به فاصله نیم‌ساعت، «پا» به این دنیا گذاشتند و تنها به فاصله نیم‌ساعت، «دل» از این دنیا بریدند.   شهــادت هم نتوانست بین این برادر دوقلو جدایی بیندازد؛ وقتی «با هم آمدند» و «با هم رفتند»… و این باهم‌بودن آنجا زیباتر شد که ناصر و مسعود «دست» در دست هم رفتند تا آسمان؛ تا عشق؛ تا […]

NONE
۲۰ آذر ۱۴۰۱

«کاک مُوستِه‌فا»

«سردار مصطفی طیاره»، مسئول سازمان پیش‌مرگان مسلمان کرد، همان‌که محبوب دل‌ها شده بود؛ آن‌قدر که کردها صدایش می‌کردند: «کاک مُوستِه‌فا»؛ یعنی برادر مصطفی. مهری‌السادات معرک‌نژاد، نویسنده‌ای که سیزدهمین کتابش، به نام سردار شهید مصطفی طیاره، فرمانده دلیر اصفهانی در جبهه غرب، زده شد، سوژه کتابش را این‌طور برایمان معرفی می‌کند و می‌گوید: «ما متأسفانه سال‌هاست از غربت شهدای غرب و مظلومیتشان جا مانده‌ایم.» این نویسنده اصفهانی که البته تجربه زیادی در نوشتن کتاب برای شهدای اصفهانی دارد، اما معتقد است متأسفانه در همه این سال‌ها، هیچ کاری برای شهدای استان اصفهان نشده و ناگفته‌های زیادی از این انسان‌ها روی زمین مانده است. با این نویسنده که کتاب یکصد و نوزده صفحه‌ای‌اش به تازگی منتشر و رونمایی شده است، به گفت‌وگو نشستیم. آنچه بیشتر از همه مهری‌السادات معرک‌نژاد را در این کتاب تحت‌تأثیر قرار داده، محبت خاص شهید مصطفی طیاره است، محبتی که نمونه‌اش را قبل‌ترها در شهید عبدالله مــیــثــمــی دیده بــود، شهیدی که در هجده‌سالگی، اولین کتابش را برای او نوشت.
 
NONE
۱۷ آذر ۱۴۰۱

«ترین» های مسجد فاطمیه

«مسجد فاطمیه»، بیش از چهار دهه است که در شمالی‌ترین نقطه شهر اصفهان و در راسته خیابانی که این روزها به «لاله» معروف است و روزگاری به «سه‌راه دولت‌آباد»، استوار و محکم ایستاده و در طول این مدت نه تنها مرکزی برای فراگیری آموزه‌های دینی، بلکه پشتوانه مؤثری برای انقلاب در سال‌های سخت و در […]

NONE
۱۷ آذر ۱۴۰۱

مسجد فاطمیه و آدم‌هایش ادامه دارند

خودش را «حسن حاتمی» متولد اردیبهشت 1341 در کوچه سقاخانه محله طوقچی معرفی می‌کند. می‌گوید محله‌شان بین دو مسجد «خاتم‌الاوصیا» و «مسجد فاطمیه» بوده، اما سیدمرتضی امیدیان؛ حلقه وصلش به مسجد فاطمیه می‌شود؛ رفیقی که رفاقتشان از بسیج مدارس در خیابان عباس‌آباد شروع می‌شود؛ اما نیمه‌های راه، او شهید می‌شود و رفاقتشان ناتمام می‌ماند. 

NONE
۱۷ آذر ۱۴۰۱

«با این ستاره‌ها»؛ پاسداشت شهدای مسجد فاطمیه

مسجد فاطمیه که حدود 60 سال از تأسیس آن می‌گذرد، 200 شهید والامقام تقدیم انقلاب کرده و در طول سال‌های بعد از جنگ بارها مراسم و یادواره‌های متفاوتی برای تجلیل از این شهدا برگزار کرده است؛اما کنگره اصلی و بزرگی که در سال 1394 برگزار شد، با تولید یک اثر مانا برای این عزیزان، یاد و خاطره شهدای والامقام این مسجد را ماندگار کرد. کتاب «با این ستـــاره‌هــا» مــشتــمــل بر خاطــره‌هـــا و یادنامه‌های شهدای مسجد فاطمیه، نام این اثر است که حسین حمیدی سرپرستی گروه نویسندگان آن را برعهده داشته است. با او همراه شدیم تا از روزها و خاطره‌های نوشتن این کتاب برایمان بگوید. حمیدی معتقد است این کتاب خاطره‌های نابی دارد که کمتر در کتاب‌های نوشته شده بــرای کــنــگــره‌هـــای بزرگ بـــه چـــشـــم می‌خورد.
 
توپ‌چی!
۱۰ آذر ۱۴۰۱

توپ‌چی!

فوتبال را از زمین‌های خاکی خیابان ملک شروع می‌کند؛ از تیم «پاسِ ملک»! همان تیمی که بعدها کاپیتانش شد و چندوقت بعدش هم از آنجا یک راست رفت توی تیم نوجوانان سپاهان و بعدها هم تیم جوانانش! کاپیتان حسن غازی آن قدر پا به توپ زد و خاک زمین‌های خاکی را خورد تا به روزهای اوجش در مستطیل سبز فوتبال رسید؛ به روزهایی که عضو رسمی تیم سپاهان شد و البته دعوت به تیم ملی! او اما در حساس‌ترین روزهای زندگی‌اش، انتخابش را که می‌توانست بازی در میدان ملی فوتبال و فوتبالیست حرفه‌ای شدن باشد، رها کرد و میدان جنگ را چسبید.

NONE
۱۰ آذر ۱۴۰۱

توپ‌چی!

فوتبال را از زمین‌های خاکی خیابان ملک شروع می‌کند؛ از تیم «پاسِ ملک»! همان تیمی که بعدها کاپیتانش شد و چندوقت بعدش هم از آنجا یک راست رفت توی تیم نوجوانان سپاهان و بعدها هم تیم جوانانش! کاپیتان حسن غازی آن قدر پا به توپ زد و خاک زمین‌های خاکی را خورد تا به روزهای اوجش در مستطیل سبز فوتبال رسید؛ به روزهایی که عضو رسمی تیم سپاهان شد و البته دعوت به تیم ملی! او اما در حساس‌ترین روزهای زندگی‌اش، انتخابش را که می‌توانست بازی در میدان ملی فوتبال و فوتبالیست حرفه‌ای شدن باشد، رها کرد و میدان جنگ را چسبید. او توپ فوتبال را زمین گذاشت و توپ دفاع از وطنش را جایگزین آن کرد تا دروازه‌های تجاوز و اشغال دشمنان را نشانه بگیرد. او در روزهای حضورش در جنگ، مسئولیت یکی از آتشبارهای توپخانه را عهده دار شد و چیزی نگذشت که در سمت فرماندهی گردان توپخانه، منصوب شد. با «زینب عطایی» نویسنده‌ای که تجربه نوشتن سه کتاب به نام‌های «دروازه‌بان»، «شقایق عاشق» و «وقت اضافه» را برای شهید حسن غازی، فوتبالیست و هافبک بااخلاق فوتبال اصفهان، سپاهان و ایران دارد، همراه شدیم تا از خاطرات و آنچه او را مصمم به نوشتن چندین کتاب برای این شهید فوتبالیست کرد، بیشتر بگوییم و بیشتر بشنویم.
 
NONE
۶ آذر ۱۴۰۱

«تا پای جان» سخت؛ اما شیرین!

«تا پای جان»، بزرگ‌ترین نمایش ترکیبی دفاع مقدس است که به مدت نه شب، شهید صیاد شیرازی را در قاب خود نشاند و برش‌هایی از زندگی این سردار پرافتخار ارتش، از تولد تا شهادتش را برای مخاطبانش به تصویر کشید. امسال و به بهانه بیست‌و‌پنجم آبان روز حماسه و ایثار اصفهان، شهرداری اصفهان با همکاری و همراهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و گروه ۴۴ توپخانه، ویژه‌برنامه‌ای متفاوت با رویکرد معرفی یک چهره از ابرقهرمانان ایرانی در طول سال‌های معاصر را، در میان برنامه‌های هفته اصفهان تدارک دید تا با محتوا و اجرایی منحصر‌به‌فرد به معرفی شهید صیادشیرازی پرداخته و بخش اعظمی از شهروندان اصفهانی را پای این برنامه بنشانند. این ویژه‌برنامه، ترکیبی از فیلم و تئاتر بود که زندگی شهید صیاد شیرازی از تولد تا دوران تحصیل، مبارزاتش در دوران انقلاب، ازدواج، فرماندهی، حضور در جبهه غرب، فرماندهی جبهه جنوب و حضور در عملیات‌ها و شهادت و ترورش را روایت می‌کرد و مخاطبان در سه جهت مقابل، سمت راست و سمت چپ خود، به تماشای آن می‌نشستند. با «مسعود عشاقی» کارگردان و تهیه‌کننده نمایش «تا پای جان» در شامگاه پنجشنبه سوم آذر هم‌زمان با شب آخر اکران این ویژه برنامه به گفت‌وگو نشستیم.
 
NONE
۳ آذر ۱۴۰۱

به نام شهدای رسانه

شهید «سیدمحمدحسین نواب» یا همان خبــرنگار روزنــامــه کیهــان در بــوسنی و هرزگوین؛ شهیدی است که امسال از طرف سازمان بسیج رسانه کشور به‌عنوان شهیدشاخص جامعه رسانه‌ای معرفی شده و قرار است امروز در یادواره‌ای که به نام او در زادگاهش، اصفهان، برگزار می‌شود از مقامش در جایگاه یک شهیدِ خبرنگار، تقدیر و تجلیل شود. 
 
NONE
۳۰ آبان ۱۴۰۱

تشییع حماسی نصف جهان

اینجا اصفهان، میدان بزرگمهر، وعده‌گاه همیشگی مردمش در تشییع شهدا؛ فرقی ندارد شهیدی گمنام باشد یا شهیدی با نام. فرقی ندارد شهید برگشته از سی و اندی سال پیش باشد یا شهید همین دیروز و امروز. فرقی ندارد شهید جنگ تحمیلی باشد یا شهید مدافع حرم و یا حتی شهید امنیت وطن! اینجا سال‌هاست وعدگاه بدرقه شهدا تا بهشت گلستان شهداست و دیروز بیست‌ونهمین روز سرد از آبان‌ماه سال یکهراز و چهارصد و یک، اصفهان و اصفهانی‌ها باز سروعده آمدند تا سه شهید امنیت وطن را با سلام و صلوات و در بیـن بـوی اسپـنـد پیچیـده‌شــده در خیــابــان‌هایـش، بــر روی دستــانشـــان به‌سوی بهشت بدرقه کنند و پشت سرشان بخوانند: «از خون جوانان وطن لاله دمیده…»! آری همان جوانانی که این بار در پاییز یکهزا و چهارصد و یک و در دل خیابان‌هایی که قدر امنیتش را ندانستیـم، فــدایی امنیت مـردمــانــش شدند.
 
NONE
۲۵ آبان ۱۴۰۱

ژنرال بی‌ستـــــاره!

شهید «مهرداد عزیزاللهی» 11 سال بیشتر نداشت که تصمیم گرفت به جبهه برود و دنباله رو برادران رزمنده‌اش باشد، درست همانگونه که خودش در مصاحبه با خبرنگار جبهه گفته بود، بنابراین در شناسنامه‌اش دست برد و راهی میدان جنگ شد. او پس از مدت کوتاهی که از ابتدای اعزامش به جبهه کردستان می‌گذشت تقاضای اعزام به جبهه جنوب را کرد و به خاطر شجاعت و اصراری که داشت عاقبت با اعزامش به جنوب کشور موافقت شد. زمانی که گام‌های کوچک اما استوارش به خاک جنوب رسید، وارد گردان تخریب شد و با فراگیری آموزش‌های لازم در زمانی اندک، توانست با وجود جثه ظریف و دقت نظرش به خنثی سازی بسیاری از مین‌‌ها بپردازد.

بیسیم چی
۲۵ آبان ۱۴۰۱
آقا اجازه ! شهید شد

بیسیم چی

آقا اجازه !شهید شد