زینب گلستانی

زینب گلستانی

روایت‌نویس

آرشیو مطالب منتشر شده
بوی ماه مهر
21 آبان 1402

بوی ماه مهر

احمد نگاه کن! بالاخره دفتر نقاشی‌ام را پیدا کردم. تازه دیگه دستمم درد نمی‌کنه؛ خوب شده. پاشو دیگه. چرا نشستی؟! می‌خوام زودتر برسیم خونه و نقاشی‌ام رو به مامان نشون بدم.

گل نرگس
13 آبان 1402

گل نرگس

کودک فلسطینی گفت: گُل نرگس! اون در راهه، به‌زودی می‌رسه و زمین دوباره سبز می‌شه… اللهم عجل لولیک الفرج

انتفاضه‌نگار
10 آبان 1402

انتفاضه‌نگار

بچه‌ها مشت‌های گره‌کرده‌یشان را جلو بردند. سربازها گلنگدن تفنگ را به عقب. فردا همه روزنامه‌ها از انتفاضه می‌گفتند…

به وقت خروش
4 آبان 1402

به وقت خروش

به آرزوهایم می‌اندیشم، به آرزوهای دوستم، به آرزوی آن پسر بچه در حرم شاه عبدالعظیم حسنی؛ خانه‌ای بزرگ می‌خواست آنقدر بزرگ که خودش و پدر و مادرش و تمام دوستانش آنجا دور هم جمع شوند.

چشمان منتظر
1 آبان 1402

چشمان منتظر

پرتوهای حیات‌بخش آفتاب، از لابه‌لای حصارهای آهنی پنجره، بر چشمانش بوسه می‌زنند و بی اختیار شکوفه امید بر لبانش جوانه می‌زند.

رو در رو با ماه
10 تیر 1402

رو در رو با ماه

چشم‌هایم سوسوکنان از لابه‌لای دست‌هایی که تمام‌قد عکس شهیدشان را به رخ آسمان می‌کشیدند، تلاش می‌کرد لحظه‌ای، فقط لحظه‌ای حضرت ماه را ببیند.

فردای بدون او
23 خرداد 1402
قصه‌ای از روزهای داغ بهمن‌شیر:

فردای بدون او

ساعت به‌وقت جدال آفتاب و شرجی بهمن‌شیر است. زن کنار دیوار سیمانی حیاط، روی چهارپایه چوبی نشسته و ماهی سرخ می‌کند. گاه‌گاهی هم تکه‌ماهی سرخ‌شده‌ای را در دهانش می‌گذارد.