صفحه آخر
صدای پای مردم
۱۱:۴۹ - شنبه ۸ دی ۱۴۰۳

صدای پای مردم

گفتن و نوشتن فایده‌ای ندارد؛ باید زندگی‌اش کنی. مثل یک هم‌محله‌ای نگاه کنی، قدم بزنی، گپ بزنی، بخندی و غمگین شوی.

«داستان شد» را ببین!
۱۲:۱۷ - پنجشنبه ۶ دی ۱۴۰۳

«داستان شد» را ببین!

در حال گشت‌وگذار بین کانال‌های متعدد تلویزیون بودم که با سید بشیر حسینی و استایل و تیپ متفاوتش در شبکه سه مواجه شدم؛ استایلی متفاوت از عصر جدید احسان علیخانی که گرد پیری و سپیدمویی دکتر حسینی نمایان است و این بار در برنامه‌ای متفاوت با عنوان «داستان شد» متفاوت ظاهر شده است.

ذکر مسیح (ع) در پناه بیت‌لحم پرشکوه
۱۲:۱۴ - پنجشنبه ۶ دی ۱۴۰۳

ذکر مسیح (ع) در پناه بیت‌لحم پرشکوه

وقتی ارمنیان از جلفا در کناره‌های رود ارس به پایتخت ایران یعنی اصفهان، کوچیدند، این پرسش همواره با آنان بود که «آیا دوباره به زادگاهشان بازمی‌گردند؟» واقعیت این است که ارمنیان در شهر اصفهان، کناره‌های جنوبی زاینده‌رود و در دامنه کوه صفه به‌تدریج زندگی تازه‌ای آغاز کردند، اندک‌اندک در بستر مطلوبی که شاه‌عباس بزرگ برایشان فراهم آورده بود، آرام گرفتند و به پاسخی رسیدند که دیگر به‌عقب‌رفتن بی‌معنا بود.

ژاله، بانوی صدای  ماندگار و صحنه‌های جاودان
۱۱:۲۸ - چهارشنبه ۵ دی ۱۴۰۳
به بهانه درگذشت ژاله علو پیش‌کسوت برجسته رادیو و تئاتر

ژاله، بانوی صدای ماندگار و صحنه‌های جاودان

جوانان و هنرجویان پرشمار امروز، در پیش‌کسوتان، الگوهایی زنده از پشتکار، اصالت و خلاقیت می‌بینند.

گویی که وارد بهشت شدم!
۱۱:۲۰ - چهارشنبه ۵ دی ۱۴۰۳

گویی که وارد بهشت شدم!

نوشتن درباره «غلامحسین ابراهیمی دینانی» کار سختی است؛ نه از این حیث که شرحی بر اوضاع و احوال او باشد؛ بلکه از آن روی که او حکیمی است که واژگانش را به حکمت مزین می‌کند و سخنانش را به عرفان و معرفت و حیرت گره می‌زند.

ماهی‌ها به بهشت نمی‌روند
۱۲:۲۸ - سه‌شنبه ۴ دی ۱۴۰۳

ماهی‌ها به بهشت نمی‌روند

خودم را به ایستگاه اتوبوس می‌رسانم. مأمور توی ایستگاه می‌گوید: خانم کارت نزن. خانم‌های دیگر هم می‌گویند: نزن، نزن!

عطر گل یاس
۱۲:۲۲ - یکشنبه ۲ دی ۱۴۰۳

عطر گل یاس

نه چهارشنبه‌سوری بود و نه شب یلدا. از همین دورهمی‌های ساده و بی‌دعوت که همه دور هم جمع می‌شویم و مادر دوست دارد.

در باب حمل‌ونقل شهری
۱۳:۴۷ - شنبه ۱ دی ۱۴۰۳

در باب حمل‌ونقل شهری

داشتم فکر می‌کردم درباره چه موضوعی بنویسم که به یک مناسبت جالب بر خوردم. بیست‌وششم آذرماه روز حمل‌ونقل و رانندگان بود.

گل‌هایی که از خاک ایثار می‌رویند
۱۳:۴۳ - شنبه ۱ دی ۱۴۰۳

گل‌هایی که از خاک ایثار می‌رویند

فرزانه‌سادات ملکی، بانوی اصفهانی، با هنر دست‌هایش قصه می‌گوید؛ قصه‌ای از مادرانی که شانه‌هایشان ستون عشق است و نگاهشان بذر ایمان.

سه داستان کوچک مادرانه
۱۳:۴۰ - شنبه ۱ دی ۱۴۰۳

سه داستان کوچک مادرانه

با آن جثه کوچک و موهای لَخت و چهره سبزه وارد حیاط خانه می‌شود و می‌گوید: «پَ هنوز نرفتین! مگه نشنیدین گفتن مردم باید شهر رو تخلیه تا یه وقت خدای نکرده اسیر نشن؟» مادر با چشم‌غره‌ای می‌گوید: «منتظر تو بودیم! آماده شو تا بریم!»

آموزش مجازی  و چالش‌های بی‌پایان
۱۳:۳۳ - شنبه ۱ دی ۱۴۰۳

آموزش مجازی و چالش‌های بی‌پایان

«مدارس در تمام مقاطع تعطیل شدند»؛ این پیامی است که در سال‌های اخیر در ماه‌های آذر و دی بارها با آن مواجه شده‌ایم؛ مدارسی که در گذشته با کمتر از نیم متر برف هم تعطیل نمی‌شدند، حالا با هر تغییر دمایی تعطیل می‌شوند.

رفع خستگی با دودقیقه گریه
۱۳:۲۷ - شنبه ۱ دی ۱۴۰۳

رفع خستگی با دودقیقه گریه

بعدِ سلامِ نماز مغرب، دراز کشیدم توی تاریکی نمازخانه مدرسه.