در میان فیلمسازان ایرانی کارگردانانی را میتوان یافت که به دلیل تجربه زیسته یا همذاتپنداری با دغدغههای مردم افغانستان، موضوعاتی درباره مصائب و مشکلات این کشور را دستمایه آثار خود قرار میدهند و معمولا در این مسیر دو رویکرد کلان را پی میگیرند: به مصائب مردم افغانستان در کشور ایران میپردازند یا دوربین خود را به دل ماجرا برده و روایت را از درون خود کشور افغانستان شرح و بسط میدهند. درونمایه چنین آثاری، گاه عاشقانه و طنزگونه است و گاه با نمایش مصائب مردم افغان، رویکردی آسیبشناسانه دارد. در این میان به نظر میرسد شمایلی که کارگردانان ایرانی از مردم افغانستان و دغدغههایشان ارائه میدهند نسبت چندانی با واقعیت نداشته و حتی در چند مورد با اعتراض فیلمسازان افغانستانی مواجه شده است.
طهران، خیابان شاهپور، خیابان مختاری، کوچه اردیبهشت. زادگاهی آشنا برای مخاطبان هزاردستان. مکانی که حاتمی خودش را در آن جای گذاشته و با سرک کشیدنهای درونی خود به آن مکان تراوشات ذهنی برآمده از زیستش را در آثارش متجلی ساخته است. او دانشآموخته دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر بود و حداقل 15 فیلم بلند سینمایی و چندین مجموعه تلویزیونی ساخته است. این کارگردان و فیلمنامه نویس کار هنری خود را با نویسندگی در تئاتر آغاز کرد و نمایشنامههای «ساتن»، «قصه حریر»، «ماهیگیر»، «حسن کچل»، «چهل گیس» و شهر «آفتاب و مهتاب» را برای تئاتر نوشت و برخی آثار سینماییاش «طوقی»، «سوته دلان»، «حاجی واشنگتن»، «کمال الملک»، «دلشدگان» و یکی از مشهورترین آثار این کارگردان صاحب سبک سینمای ایران سریال ماندگار «هزار دستان» است.
گزاره اصلی که در خورشید به عنوان هسته مرکزی فیلم قلمداد میشود، به نوعی بازنمایی موضوع فقر در کالبد «کودکان کار» است. تفکری که در نگاه پارامتریک مجیدی در گونههای مختلف تکرار و در «بچههای آسمان» شکل سراپا و ماندگاری به خود میگیرد. فیلمی که همچنان بعد از گذشت سالها در ذهن مجیدی تازه مینماید، خیلی از المانها و عناصر صحنه که در بچههای آسمان کار شده بود در فیلم سینمایی خورشید تکرار میشود، به طور مثال: نام بازیگر اصلی فیلم «علی» است و با نام علی ماندگاری بازیگر کودک آن فیلم (بچههای آسمان) مشابه است. یا زهرا نام دختربچهای که کفش خود را به دلیل سهلانگاری برادر گمکرده است و با کودک خردسال افغان خورشید که بار دراماتیک فیلم را همچون زهرای بچههای آسمان دوچندان میکند.
درباره محمدعلی همینقدر باید گفت که هوک چپش همچون عقیده راستش محکم و استوار بود؛ همچون ستونی که فقط یک اسطوره میتواند سنگینی بار «قهرمانماندن» را بر دوش تحمل کند و خود سنگبنایی در دل تاریخ باشد. در بیرون رینگ وجودش الهامبخش برای همه کسانی بود که به دنبال حقیقت میگشتند و او را نمییافتند؛ تا اینکه سفیدی در دل سیاهی روزها و شبهای آمریکا پدیدار شد. هرچقدر زندگی داخل رینگ برای حریفانش به چالشی سخت بدل شده بود، در بیرون آن وضعیت برعکس و جنجالبرانگیز برایش پیش میرفت.
کرونا اگرچه لطمات جبرانناپذیری بر پیکره سینما و تولیدات آن وارد آورد، اما برای گروه معدودی، بسیار پربار بود. در این 17ماه کرونایی، سالنهای سینمایی بسیاری در سراسر کشور متضرر شدند و پیرو این تعطیلیها، سرمایههای سینمایی فراوانی، در صف اکران سوخت و این صف، هماکنون، طویلتر از هر زمان دیگری، حدود 200 فیلم را به خود میبیند. از حجم تولیدات سینمایی کاسته شده و شبکه نمایش خانگی در این بحبوحه توانست قدعلم کرده و راهی که باید سالها پشتسر میگذاشت تا به بهرهوری برسد را تنها در عرض چند هفته طی کرد.
گفته میشود «کروئلا» اسپینآفی از انیمیشن «۱۰۱ سگ خالدار» کمپانی دیزنی است، اما باید قبل از هر چیز یادآور شد که لایو اکشن مورد بحث هیچ ارتباطی با آن فیلم ندارد. کروئلای انیمیشن «۱۰۱ سگ خالدار» زنی میانسال و بدجنس است که با پوست سگهای خالدار برای خود لباس میدوزد در حالی که استلای فیلم «کروئلا» دختری است که در کودکی مادرش را از دست داده و حالا برای رهایی از زندگی محقرانه و پوچ خود تلاش میکند تا به واسطه نبوغ و تلاش خود در صنعت مد پیشرفت کند و بدین طریق برای خود و دو دوست دیگرش جاسپر و هوراس زندگی بهتری فراهم سازد.
کن هفتادوچهارم پس از یک سال غیبت، درحالی به کار خود پایان داد که شائبههایی از نارضایتی و مهندسی در داوریها، درباره آن مطرح بود. دورهای که کارگردان نهچندان نرمال هالیوود را بهعنوان رئیس هیئت داوران به خود میدید و برخلاف آنچه گفته شده بود که استقبال سینماگران از ا ین دوره بسیار بالاست، آثار دهانپرکنی در آن حضور نداشتند. شگفتی خاصی هم از جشنواره این دوره مخابره نشد تا کن هم به سیاق بسیاری از جشنوارههای سینمایی دوران کرونا، به یک برگزاری صرف بسنده کند و آنطورکه باید جریان ساز نشود. اما با تمام این بیاقبالیها، کن 2021 برای ایرانیها شیرین تمام شد.
منتقدان و صاحبنظران سینمایی از جشنواره کن به عنوان مهمترین رویداد سینمایی جهان پس از اسکار یاد میکنند. جشنوارهای که در سال ۱۹۴۶ شروع به کار کرد و هر سال استقبال فراوانی از آن شد. فیلمسازان مطرح جهان برای اولین بار فیلمشان را در این مراسم رونمایی میکردند و سالانه بر اعتبار کن میافزودند. فیلمسازان ایرانی نیز همواره به این جشنواره توجه داشتهاند و توانستهاند در برخی از دورهها موفقیتهای بزرگی را در این رویداد رقم بزنند. در ادامه به فیلمسازان ایرانی حاضر در این جشنواره می پردازیم.
این روزها یک اتفاق تکراری در شبکه نمایش خانگی، کانون توجهات را به خود معطوف کرده است. اتفاقی که طی ماههای اخیر برای سریالهای «قورباغه» و «میخواهم زنده بمانم» رخ داده و حالا برای «زخم کاری» تکرار شده است. ساترا (سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر) که هنوز مهر مسئولیتش در حوزه اعطای مجوز به تولیدات شبکه نمایش خانگی خشک نشده، مواردی را بهعنوان ممیزی بر قسمت هفتم «زخم کاری» مطرح کرده و چون کارگردان حاضر نشده این اصلاحیهها را اعمال کند، از پخش آن جلوگیری به عمل آمده است.
بالاخره و پس از ۱۶ ماه رکود سینماها، یک فیلم پرمخاطب روی پرده آمد تا نجاتبخش گیشه سال ۱۴۰۰ باشد. در طول این ۱۶ ماه، حدود ۱۲ فیلم ایرانی به روی پرده رفت که تقریبا هیچیک از آنها آثار پرمخاطب نبودند. در این میان، دو فیلم شنای پروانه و خوب، بد، جلف ۲ که گمان برده میشد با استقبال حداکثری مخاطبان مواجه میشوند، فروش چندانی نداشتند تا صاحبان آثار پرفروش ریسک چندانی برای نمایش فیلم خود در دوران کرونا نکنند.
«دومین و سومین جشن پاتوق فیلم کوتاه اصفهان» به همت پاتوق فیلم کوتاه اصفهان و انجمن سینمای جوانان استان اصفهان و با حمایت شهرداری، حوزه هنری اصفهان، دبیرخانه جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان ونوجوانان، شرکت تبلیغاتی رویانو، موسسه فرهنگی هنری نوای مهر سپاهان و مجتمع تصویری عکاسان از ششم تا هشتم تیرماه اکران آثار در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد. در این جشن 36 اثر پذیرفته شده به نمایش درآمد که 15 اثر در بخش مسابقه و 21 اثر در بخش نگاه نو بود. به همین بهانه با کارگردانهای جوان و نوجویی که آثارشان در جشن پاتوق به نمایش درآمد، به گفــتوگــو پرداختیم.
جلسه نقد و بررسی فیلمهای کوتاه اکرانشده در روز دوم پاتوق فیلم کوتاه اصفهان به همت پاتوق فیلم کوتاه اصفهان و انجمن سینمای جوانان استان اصفهان و با حضور سیاوش گلشیری و عطیه سلطانی، کارشناسان سینما برگزار شده و ازطریق صفحه اینستاگرام پاتوق فیلم کوتاه به صورت زنده برای مخاطبان پخش شد. سیاوش گلشیری، کارشناس سینما گفت: این فیلمها در دورههـــــای مختلفی ساخته شده است. به اعتقاد من این فیلمها چند ایراد کلی داشتند. از منظر آسیبشناسی باید بگویم ظرفی که بیشتر فیلمها باید در آن ساخته میشد گنجایش دیدهشدن نداشت. در بعضی از آثار ساختار فیلم متناسب نبود و هیچکدام از قسمتها در خدمت یکدیگر نیستند.