اندیشه
NONE
۱۱:۲۸ - یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۹

اهمیت دماغ کوچک، بیشتر از یک کتابخانه بزرگ

احتمالا بیشتر ما جزو کسانی هستیم که به چهره‌ اهمیت زیادی می‌دهیم. هر چقدر هم ادعا کنیم که به ظاهر و چهره‌ دیگران یا خودمان بی‌تفاوتیم، نمی‌توانیم این حقیقت را انکار کنیم که انسان‌‍‌ها در وهله‌ اول با سیمایشان شناخته می‌شوند. بدون وجود چهره نمی‌شود از مفاهیمی مانند هویت، عشق، جایگاه اجتماعی یا حتی اخلاق سخنی به میان آورد. حتی وقتی که فقط صدای کسی را می‌شنویم یا نامه‌هایش را می‌خوانیم بلافاصله در ذهنمان برای او یک چهره‌ خیالی ترسیم می‌کنیم. در واقع نخستین پدیدار انسانی‌ای که در مواجهه با دیگران بر ما آشکار می‌شود چهره است. 

NONE
۱۲:۰۴ - یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۹

چه وقت ملال به سراغمان می‌آید؟

عصر جمعه روی تخت دراز کشیده‌ایم و دلمان به انجام هیچ کاری نمی‌رود. یک کتاب را باز می‌کنیم اما حوصله چندانی برای خواندن آن نداریم. در یخچال را باز می‌کنیم اما هیچ غذایی ما را تحریک نمی‌کند. جلوی تلویزیون می‌نشینیم و شبکه‌های تلویزیون را بدون هدف عوض می‌کنیم اما هیچ برنامه‌ای نظرمان را جلب نمی‌کند. گوشی همراهمان را بر می‌داریم و صفحات شبکه‌های اجتماعی را پشت سر «رفرش» می‌کنیم اما بدتر کسل و بی‌حوصله می‌شویم. به خانه‌ی دوستمان می‌رویم ولی از همان ابتدا احساس می‌کنیم که هیچ حرفی برای گفتن نداریم و دلمان می‌خواهد هر چه زودتر از آنجا برویم. توی ایستگاه اتوبوس منتظر اتوبوس می‌مانیم ولی هیچ اتوبوسی در ایستگاه نیست. دائماً ساعتمان را نگاه می‌کنیم. دقایق به کندی می‌گذرند. حال خوبی نداریم. نه میل ما به چیزها برمی‌گردد و نه زمان برای ما می‌گذرد. حتی انگیزه نداریم از خودمان بپرسیم دقیقاً چه به سرمان آمده است. بله، حقیقت این است که ما درگیر «ملال» هستیم.

NONE
۱۴:۰۶ - دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹

تاریخ سلفی

بسیاری از ما امروزه به لطف‌های گوشی‌های هوشمند و دوربین‌هایمان از خودمان هر روز سلفی می‌گیریم و آن را در شبکه‌های اجتماعی به نمایش می‌گذاریم. بعضی از این سلفی‌ها در خانه هستند و بعضی دیگر در جایی بیرون از خانه؛ در محل کار، در مسافرت، در جشن‌ها، در خیابان، در دانشگاه و در بسیاری از مکان‌های دیگر. در سلفی‌ها گاهی تنها هستیم و گاهی دوست یا عزیزی در کنارمان حضور دارد. بعضی اوقات که بی‌حوصله‌ایم تصویری ساده از خودمان برمی‌داریم و بعضی اوقات سعی می‌کنیم به عکس‌مان رنگ‌ورویی هنری بدهیم.

NONE
۱۳:۱۳ - دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹

فیلسوف لذت یا فیلسوف ضدلذت؟

«فلانی اپیکوری زندگی می‌کند»؛ «فلانی اخلاق اپیکوری دارد». در روزگار ما اولین معنایی که پس از شنیدن چنین جملاتی به ذهن متبادر می‌شود این است که او، یعنی فلانی، زندگی بی‌بندوباری دارد و بجز لذایذ شخصی و امیال غریزی به هیچ چیز دیگری اهمیت و بها نمی‌دهد. اما چنین برداشتی از اپیکوریسم و فلسفه‌ی اپیکور دقیقاَ در تضاد با آن چیزی است که این فیلسوف بزرگ یونان باستان درباب معنای زندگی بیان کرده است. برای اپیکور مسلماً کسب لذت مهم‌ترین هدف زندگی است اما این هرگز به معنای تن دادن به بی‌بندوباری و لذت‌جویی افسارگسیخته است. برای او رسیدن به بالاترین درجه‌ی لذت اهمیت فراوانی دارد اما برای نائل شدن به این درجه از قضا باید به بسیاری از لذت‌ها نه بگوییم. سوال و پارادوکس اصلی اینجاست: چرا یکی بزرگ‌ترین فیلسوفان لذت‌گرا ما را از رسیدن و جستجوی بسیاری از لذت‌ها منع می‌کند؟

 

NONE
۱۷:۳۶ - شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۹

در ستایش و نکوهش موزه‌

در طول چند قرن اخیر و بخصوص از قرن نوزدهم به بعد بحث‌ها و جدل‌های فراوانی در ستایش و نکوهش موزه بین روشنفکران و متفکران هنری درگرفته است. عده‌ای به شکل بی‌رحمانه و معمولاً از موضعی رادیکال اساس موزه‌ها و بخصوص موزه‌های هنری، را زیرسوال برده‌اند. در مقابل گروهی دیگر هم به نقش موزه‌ها در حفظ و اشاعه‌ فرهنگ و هنر اشاره کرده‌اند و صیانت و حفظ موزه‌ها را امری مهم و ضروری برای آینده‌ بشری قلمداد کرده‌اند. آیا موزه‌های هنری به تاریخ هنر کمک می‌کنند یا موجبات زوال آن را فراهم می‌آورند؟ مخالفان و موافقان موزه دقیقاً چه می‌گویند؟ آیا موزه‌ها اهمیت دارند یا نه؟

NONE
۱۶:۲۰ - یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹

نخستین فیلسوفان تاریخ به چه فکر می‌کردند؟

فرض کنید نخستین فیلسوف تاریخ هستید به چه چیزی فکر می‌کنید؟ درباب چه چیزی می‌اندیشید؟ چه چیزی در وهله اول برای شما مسئله می‌شود؟ زمانی که هنوز تاریخ فلسفه‌ای وجودی ندارد درباره چه موضوعی تفلسف می‌کنید؟ اگر این گزاره که «فلسفه با حیرت آغاز می‌شود» را بپذیریم نخستین فیلسوفان در یونان باستان از چه چیزی حیرت می‌کردند؟ اولین پرسشی که ذهنشان را درگیر می‌کرد چه بود؟ سیاست؟ اخلاق؟ خداوند؟ جامعه؟ زیبایی؟ ایده؟ معرفت؟ مفهوم؟ هیچ‌کدام. نخستین سؤال فلاسفه ابتدایی این بود: جهان از چه چیزی ساخته شده است.

NONE
۱۶:۳۶ - یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹

از جلوی آفتاب من کنار برو!

بعضی از ما شاید در زندگی به افرادی برخورده‌ایم که نسبت به مال و منال دنیا بی تفاوت‌اند و علاقه‌ی چندانی به کسب ثروت و شهرت و افتخارات دیگر ندارند. در دوران اخیر با اینکه به مرور از تعداد چنین افرادی روز به روز کاسته می‌شود اما هنوز می‌توان ردپایی از حضور آنها در جامعه پیدا کرد. افرادی که با اراده‌ی خود تصمیم می‌گیرند در خانه‌های محقر زندگی کنند، لباس‌های ساده‌ی قدیمی‌شان را بپوشند، به غذاهای حداقلی بسنده کنند، نیازهای خود را تا جای ممکن کنترل و حتی سرکوب کنند و چشمانشان را به روی زرق و برق‌های دنیا ببندند. معمولاً در زمان عامیانه به این دسته از مردم «کلبی مسلک» می‌گویند؛ کسانی که مثل سگ زندگی می‌کنند. اما کلبی مسلک بودن یعنی چه؟ این اصطلاح از کجا آمده؟ کلبیون چه فلسفه‌ و روشی برای زیستن دارند؟

NONE
۱۵:۳۳ - شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۹

پیروزی در بحث به هر قیمتی

خیلی از ما در بحث‌های جدی یا حتی رومزه افرادی را می‌شناسیم که بد بحث می‌کنند، البته شاید خودمان هم یکی از آن‌ها باشیم. افرادی که می‌خواهند به هر نحوی که شده مناظره و حتی گفت‌وگوها را ببرند و بر حریف و هم‌صحبت خود غلبه کنند. برای آن‌ها حقیقت یا درستی حرف‌ها و نظراتشان مهم نیست بلکه بیشتر شکست دادن حریف اهمیت دارد. هر کدام از این افراد روش‌های متفاوتی برای پیروزی در بحث دارند؛ یکی بیش از حد حرف می‌زند، یکی صدایش را بلند می‌کند، یکی به سخنان دیگران گوش نمی‌دهد، یکی مظلوم‌نمایی می‌کند، یکی دست روی نقاط ضعف طرف مقابل می‌گذارد و یکی مسائل مختلف را با یکدیگر قاطی می‌کند تا حریفش را خسته و گیج کند. 

NONE
۱۴:۳۶ - چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹

چرا جوامع بازتاب‌آوری بیشتری در برابر بحران‌ها دارند؟

داگلاس نورث در کتاب «خشونت و نظم‌های اجتماعی» کشورهای دسترسی باز و دسترسی محدود را از هم تفکیک می‌کند و بر آن است که شاید اصلی‌ترین عامل توسعه‌یافتگی یا توسعه‌نیافتگی کشورها را در همین تمایز باید جست. اما این دو به چه معنا هستند؟ مختصراً می‌توان گفت در نظم دسترسی محدود فرادستان یا طبقه مسلط دسترسی به امتیازاتی همچون حقوق مالکیت و منابع و رقابت و سازمان‌ها را تنها به همان اعضای مسلط محدود می‌کنند. 

NONE
۱۷:۱۴ - دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹

تاریخ بدن‌های تکه‌تکه شده

روش‌های مختلف و متنوعی برای پرداختن به تاریخ هنر و بررسی نسبت آن با تاریخ اجتماعی-سیاسی وجود دارد. عده‌ای از نظریه‌پردازان هنر با دست گذاشتن بر روی کیفیات موضوعی و محتوایی به سراغ آثار هنری می‌روند و سوژه‌های بازنمایی‌شده در آثار یک هنرمند یا یک دوران خاص را در بافت تغییرات اجتماعی یا سیاسی زمانه آن‌ها بررسی می‌کنند. 

NONE
۱۶:۴۱ - دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۹

بالاخره این علمی‌تخیلی چیست؟

داستان‌های علمی‌تخیلی به چه نوع داستان‌هایی گفته می‌شود؟ چه تفاوتی با انواع و ژانرهای دیگر ادبی دارند؟ آیا به صرف حضور موضوعات علمی و تکنولوژیکی در یک داستان می‌توان نام علمی‌تخیلی را به آن اطلاق کرد؟ آیا تمام رمان‌هایی را که با موجودات غریب و اتفاقات شگفت سروکار دارند می‌شود ذیل دسته علمی‌تخیلی قرار داد؟ آدام رابرتز در کتاب علمی تخیلی خود سعی کرده به نوبه خود به این پرسش‌ها پاسخ بدهد و تا جای ممکن خوانندگان را با معنا و تاریخ ادبیات علمی‌تخیلی آشنا کند. او استاد دانشگاه رویال هالووی بریتانیاست و این کتابش برای اولین‌بار در سال ۲۰۰۰ توسط انتشارات راتلج منتشر شده است.
 
NONE
۱۴:۳۱ - دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹

وقتی دود قطار نخستین پاراگراف داستان را می‌پوشاند!

رمان شبی از شب‌های زمستان مسافری، نوشته ایتالو کالوینو، به مانند بسیاری از داستان‌های کلاسیک و مدرن در یک ایستگاه قطار شروع می‌شود، اما در همان ابتدای داستان جمله‌ای وجود دارد که به خواننده یادآور می‌شود که این بار با یک نوع متفاوت از داستان سروکار دارد: «… ابری از دود نخستین پاراگراف را می‌پوشاند». ما در حال خواندن یک داستان نیستیم، ما داریم یک فراداستان را می‌خوانیم. فراداستان چیست؟ چه تفاوتی با داستان‌های رئالیستی و مدرن دارد؟ چه نمونه‌ها و دسته‌بندی‌هایی دارد؟ از چه زمانی بوجود آمده است؟ این‌ها پرسش‌هایی هستند که پاتریشا وو در کتاب مهم خود به نام فراداستان به آن‌ها پاسخ می‌دهد.