امروز 31 خردادماه، سالروز شهادت مصطفی چمران، یکی از فرماندههای بیبدیل جنگ تحمیلی است. چمران بیشتر به این واسطه شناخته میشود که شخصیتی چندبعدی داشت؛ صرفا یک شخصیت نظامی نبود، هم اهل علم بود و روی لبه علم حرکت میکرد.
ما در شرایط یک حادثه عادی نیستیم که صرفاً اتفاقی افتاده باشد و بخواهیم با پاسخی از آن عبور کنیم. این موضوع را هم خودمان باید به خوبی درک کنیم و هم به کشور، مردم و فضای نخبگان جامعه منتقل نماییم.
دستمال را روی پیشانیم محکمتر کردم .آه بلندی کشیدم، چشمانم را بستم و همانطور که درد را زیر مویرگهایم احساس میکردم سورنا را صدا زدم: «پسر گلی من! خواهش میکنم کمی آرومتر باش، زیاد هم جلو پنجره نرو. بیا پیش من. وقتی بابا از بيرون اومد اون موقع تفنگبازی کن.»
مادر میگفت: «فاطمه از صبح که خبر شهادت دانشمندان و سرداران را شنید دل آشوب شد. افتاد به روفتن و شستن. هی سابید و شست و جمعوجور کرد و برای خودش کار تراشید. روی پایش بند نبود. میدانستم الان فاطمه چه حالی دارد. هی پایش غش میرود و هی پا به زمین میزند. آخر فاطمه سندروم پای بیقرار دارد.»
تصویر موشک سلیمانی را که از نظر میگذرانم، ساختمان تخریبشده در حیفا و تلآویو و آن آتشی که چندین ساعت شعلههایش مهار نشده و مارش نظامی که پخش میشود؛ قدرت را در نگاهم تجلی میکند…
نامَرد؛ همین! چارهای جز این نیست که بیسلام شروع کنم نامه را. حیف اسم آن بالاسری که بیاید اول نامهای که باید به تو نوشته شود. حیف! حیف این کاغذ و قلمی که صرف نوشتن به تو میشود.
ساعت هنوز شش صبح نشده بود که صدای نوتیفیکیشن تلگرام، گوشیام را لرزاند. چشمانم را نیمهباز کردم و صفحه را نگاه انداختم. دکتر شریفی بود، دوست دوران دانشگاهم، همان کسی که همیشه رتبه اول دانشگاه بود. در پزشکی رتبه اول دانشکده بود، همیشه سرکلاسها جدی، دقیق و پر از انگیزه رفتن و ادامه تحصیل در اروپا.
سلام دخترجان! بیمقدمه مینویسم برایت. فریادهای مظلوم تو را که شنیدم دلم میخواست فیلم را بگیرم جلوی دخترم و بگویم «ببین بابا! این دختری که صداش رو میشنوی، داره برای موشکهای ما دعا میکنه که بره بخوره توی سر دشمن.» اما ترسیدم.
در عرف عامه مردم سکوت نشانههای مختلفی دارد؛ یک معنای آن رضایت است، مثلاً میگویند «سکوت علامه رضاست». گاهی نشانه تأمل است؛ کسی که سکوت میکند میخواهد فکر کند و بعد عمل.
اگر پرسیده شود جمهوری اسلامی چیست، میتوان پاسخ داد که جمهوری اسلامی تنها یک شیوه مشخص حکومتی نیست، بلکه اگر آن را مفهومی عام در نظر بگیریم، آن مفهوم مطلوب تمام انبیا و اولیای الهی در طول تاریخ بوده است.
همواره شنیدهایم که باید رنجهای بزرگ را به فرصتی برای تحولات عظیم بدل کرد. در سالیان اخیر، اخبار متعدد خشونت خانگی علیه زنان، روان جمعی جامعه را جریحهدار کرده است.
در مورد کار زن و مرد در خانه، نظر من بر پایه برابری، همکاری و احترام متقابل است. خانه جاییه که همه اعضای خانواده در آن زندگی میکنن، بنابراین مسئولیتهای مربوط به خانه هم باید بین همه تقسیم بشه.