غدیر نمودار کلی جمهوری اسلامی

اگر پرسیده شود جمهوری اسلامی چیست، می‌توان پاسخ داد که جمهوری اسلامی تنها یک شیوه مشخص حکومتی نیست، بلکه اگر آن را مفهومی عام در نظر بگیریم، آن مفهوم مطلوب تمام انبیا و اولیای الهی در طول تاریخ بوده است.

تاریخ انتشار: ۱۴:۲۲ - پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
غدیر نمودار کلی جمهوری اسلامی

به گزارش اصفهان زیبا؛ اگر پرسیده شود جمهوری اسلامی چیست، می‌توان پاسخ داد که جمهوری اسلامی تنها یک شیوه مشخص حکومتی نیست، بلکه اگر آن را مفهومی عام در نظر بگیریم، آن مفهوم مطلوب تمام انبیا و اولیای الهی در طول تاریخ بوده است.

جمهوری اسلامی برآمده از خود اسلام است و این گونه نیست که جمهوری از غرب گرفته و به اسلام اضافه شده باشد.

غدیر نمودار کلی جمهوری اسلامی است. جایی که مشروعیت الهی و جعل ولایت از جانب خداوند به تنهایی برای حکمرانی کافی نیست و این مهم باید با بیعت مردم شکل نهایی پیدا کند.

با این نگاه به طور کلی می‌توان ادعا کرد جمهوری مدنظر ما در متن اسلام موجود بوده است.

هر چند منکر نمی‌شویم که همین جمهوری هنگامی که می‌خواهد به تفصیل برسد، از مدل‌ها و تجربه‌های عالم غربی نیز استفاده می‌کند.

برای مثال شکل پارلمان و فروعاتی که در این زمینه پذیرفته می‌شود، در متن دینی به این شکل موجود نبوده است.

بلکه مجلس و یا انتخابات، اشکالی هستند که در طول تجربه بشری پدید آمده و اکنون در مسیر اجمال به تفصیل جمهوری اسلامی، به استخدام در آمده‌اند، اما روح کلی جمهوری به معنای مردمی بودن حکومت اسلامی از تعالیم اسلامی قابل استخراج است.

پس نظام جمهوری در بطن دین به صورت اجمالی و کلی مورد قبول بوده، اما هنگامی که می‌خواهد به صورت عینی، پیاده‌سازی شود از روش‌های غربیان در دموکراسی بهره می‌گیرد و سعی می‌کند آن‌ها را در خدمت نظام اسلامی در بیاورد. این که این سعی تا به امروز تا چه میزان موفق بوده یا نه، بحثی دیگر است.

حال باید پرسید که اساس جمهوری اسلامی چیست؟ جمهوری اسلامی مدنظر اندیشه سیاسی غدیر یعنی حکومتی که حق حاکمیت از آن خداوند و اعمال این حق به دست مردم است.

در نگاه اسلامی، حکومت برآمده از همان مقام شارع بودن حضرت حق است که به انبیا و امامان سپرده می‌شود و پس از آنان این حق حکومت به جانشینان امامان می‌رسد که درست در اینجا، بحث ولی‌فقیه مطرح می‌شود.

به این معنا که شأن حاکمیتی امام معصوم به فقیه سپرده می‌شود. لذا در نصب مقام ولایت و امامت نظر آرای عمومی نقشی ندارد؛ همانطور که نظر حاضران در روز غدیر در امامت امیرالمؤمنین(ع)بی‌تأثیر بوده است.

درست اینجاست که متوجه می‌شویم شیوه‌های قرارداد اجتماعی برای هیچ کس، حق حاکمیت ایجاد نمی‌کند، بلکه حکومت حق کسی است که مقام ولایت دارد یا آن که امین مقام ولایت است.

رکن دیگر جمهوری اسلامی

حال به سراغ رکن دوم جمهوری اسلامی می‌رویم؛ یعنی همان مردم.

اولین سوالی که مطرح می‌شود، این است اگر حق حکومت با خداوند است، چرا بسیاری از انبیای الهی چنین حقی را برای خود قائل نشدند و حکومت تشکیل ندادند.

با نگاهی به سیره انبیا و اولیای الهی در طول تاریخ متوجه می‌شویم، آنان برخلاف اراده عمومی حکومت تشکیل نمی‌دادند؛ گاه این اراده در مردمان برقرار بوده و حکومت تشکیل می‌شده و گاه این اراده نبوده و حکومت تشکیل نمی‌شده است.

برای فهم این حقیقت به تاریخ اسلام رجوع می‌کنیم.

رسول خدا(ص) به دعوت و پذیرش مردم یثرب، حکومت اسلامی را در مدینه‌النبی پایه‌گذاری کرد.

لیکن بعد از فوت پیامبر، هنگامی که به دلایل گوناگون مردم از گرد مقام ولایت پراکنده شدند و دیگر طلبی برای تشکیل حکومت حق در مردمان دیده نشد.

به همین دلیل امام علی(ع) با آن که توأمان دارای حق امامت و حکومت بود، بنا به مصلحت سکوت کرد و حکومت به ترتیب به سه خلیفه بعدی رسید.

اما در سال 35 هجری و در پی استقبال عمومی مردم، حضرت علی(ع) بنا به حق الهی خود، حکومت را در اختیار گرفت.

امام علی(ع) حضور حاضران را عامل اتمام حجت بیان کرد. پس از امام علی(ع) فرزندشان امام حسن(ع) با اجماع عمومی، به حکومت رسید، اما در ادامه و به دلیل عدم همراهی مردم، امام حسن(ع) مجبور شد تحت شرایطی صلح با معاویه را بپذیرد و در پی آن، معاویه قدرت گرفته و امام حسن(ع) به حاشیه رفت.

کارشناسان مسائل دینی و تاریخ اسلامی، علت پذیرش چنین معاهده‌ای را عدم همراهی مردم و یا خواست تحمیلی مردم می‌دانند.

در سال 60 هجری، مردم کوفه به امام حسین(ع)، برای بیعت با او، نامه می‌نویسند؛ تا جایی که اکثریت شیعیان کوفه او را به آن شهر می‌خوانند و امام حسین(ع) را شایسته حکومت می‌دانند؛ تا آن که امام راه کوفه را در پیش می‌گیرد.

بدیهی است چنانچه نهضت امام حسین(ع) می‌توانست به سرمنزل مقصود برسد، او در کوفه حکومت تشکیل می‌داد.

بعد از آن، امامان شیعه در پی فضای اختناق و پر از ظلم و رنج خلفا نتوانستند اقدام به تشکیل حکومت کنند.

علاوه بر آن، باید این را نیز مدنظر قرار داد که جامعه اسلامی آن روز آمادگی چنین مسئله مهمی و همچنین درک صحیحی از حقیقت غدیر در ذهن خود نداشت.

این مسئله تا آغاز غیبت کبرای امام زمان(عج) ادامه داشت و در زمان فعلی هم وجود دارد.

به همین دلیل است که علمای دین،‌ علت عدم ظاهرشدن آن حضرت را در جمع مؤمنان، آماده نبودن مردم در همراهی ایشان می‌دانند. طبیعی است ظهور زمانی رخ می‌دهد که حدی از آمادگی در میان مردم باشد.

نتیجه

پس می‌بینید که در زمان‌های مختلف به سبب عدم تحمل مردم و همراهی نکردن آن‌ها با امام زمان خود، بار حکومت دینی بر روی زمین ماند و امامان معصوم در عین داشتن صفت مشروعیت، نتوانستند به حکومت دست یابند.

مثال‌های مرور شده گواه بر آن هستند که حکومت اسلامی هیچ گاه در ذات خود جدای از جمهوری و خواست مردم نبوده است.

در اینجا فلسفه برپایی تجمع تاریخ غدیر در حجت‌الوداع مشخص می‌شود؛ تجمعی که می‌توان آن را جشن جمهوریت نامید؛‌روزی که مردمان با اختیار و انتخاب خود سرپرستی سیاسی امیرالمؤمنین، امام علی (ع) را بر خود پذیرفتند.