کرونا اگرچه لطمات جبرانناپذیری بر پیکره سینما و تولیدات آن وارد آورد، اما برای گروه معدودی، بسیار پربار بود. در این 17ماه کرونایی، سالنهای سینمایی بسیاری در سراسر کشور متضرر شدند و پیرو این تعطیلیها، سرمایههای سینمایی فراوانی، در صف اکران سوخت و این صف، هماکنون، طویلتر از هر زمان دیگری، حدود 200 فیلم را به خود میبیند. از حجم تولیدات سینمایی کاسته شده و شبکه نمایش خانگی در این بحبوحه توانست قدعلم کرده و راهی که باید سالها پشتسر میگذاشت تا به بهرهوری برسد را تنها در عرض چند هفته طی کرد.
گفته میشود «کروئلا» اسپینآفی از انیمیشن «۱۰۱ سگ خالدار» کمپانی دیزنی است، اما باید قبل از هر چیز یادآور شد که لایو اکشن مورد بحث هیچ ارتباطی با آن فیلم ندارد. کروئلای انیمیشن «۱۰۱ سگ خالدار» زنی میانسال و بدجنس است که با پوست سگهای خالدار برای خود لباس میدوزد در حالی که استلای فیلم «کروئلا» دختری است که در کودکی مادرش را از دست داده و حالا برای رهایی از زندگی محقرانه و پوچ خود تلاش میکند تا به واسطه نبوغ و تلاش خود در صنعت مد پیشرفت کند و بدین طریق برای خود و دو دوست دیگرش جاسپر و هوراس زندگی بهتری فراهم سازد.
کن هفتادوچهارم پس از یک سال غیبت، درحالی به کار خود پایان داد که شائبههایی از نارضایتی و مهندسی در داوریها، درباره آن مطرح بود. دورهای که کارگردان نهچندان نرمال هالیوود را بهعنوان رئیس هیئت داوران به خود میدید و برخلاف آنچه گفته شده بود که استقبال سینماگران از ا ین دوره بسیار بالاست، آثار دهانپرکنی در آن حضور نداشتند. شگفتی خاصی هم از جشنواره این دوره مخابره نشد تا کن هم به سیاق بسیاری از جشنوارههای سینمایی دوران کرونا، به یک برگزاری صرف بسنده کند و آنطورکه باید جریان ساز نشود. اما با تمام این بیاقبالیها، کن 2021 برای ایرانیها شیرین تمام شد.
منتقدان و صاحبنظران سینمایی از جشنواره کن به عنوان مهمترین رویداد سینمایی جهان پس از اسکار یاد میکنند. جشنوارهای که در سال ۱۹۴۶ شروع به کار کرد و هر سال استقبال فراوانی از آن شد. فیلمسازان مطرح جهان برای اولین بار فیلمشان را در این مراسم رونمایی میکردند و سالانه بر اعتبار کن میافزودند. فیلمسازان ایرانی نیز همواره به این جشنواره توجه داشتهاند و توانستهاند در برخی از دورهها موفقیتهای بزرگی را در این رویداد رقم بزنند. در ادامه به فیلمسازان ایرانی حاضر در این جشنواره می پردازیم.
این روزها یک اتفاق تکراری در شبکه نمایش خانگی، کانون توجهات را به خود معطوف کرده است. اتفاقی که طی ماههای اخیر برای سریالهای «قورباغه» و «میخواهم زنده بمانم» رخ داده و حالا برای «زخم کاری» تکرار شده است. ساترا (سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر) که هنوز مهر مسئولیتش در حوزه اعطای مجوز به تولیدات شبکه نمایش خانگی خشک نشده، مواردی را بهعنوان ممیزی بر قسمت هفتم «زخم کاری» مطرح کرده و چون کارگردان حاضر نشده این اصلاحیهها را اعمال کند، از پخش آن جلوگیری به عمل آمده است.
بالاخره و پس از ۱۶ ماه رکود سینماها، یک فیلم پرمخاطب روی پرده آمد تا نجاتبخش گیشه سال ۱۴۰۰ باشد. در طول این ۱۶ ماه، حدود ۱۲ فیلم ایرانی به روی پرده رفت که تقریبا هیچیک از آنها آثار پرمخاطب نبودند. در این میان، دو فیلم شنای پروانه و خوب، بد، جلف ۲ که گمان برده میشد با استقبال حداکثری مخاطبان مواجه میشوند، فروش چندانی نداشتند تا صاحبان آثار پرفروش ریسک چندانی برای نمایش فیلم خود در دوران کرونا نکنند.
«دومین و سومین جشن پاتوق فیلم کوتاه اصفهان» به همت پاتوق فیلم کوتاه اصفهان و انجمن سینمای جوانان استان اصفهان و با حمایت شهرداری، حوزه هنری اصفهان، دبیرخانه جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان ونوجوانان، شرکت تبلیغاتی رویانو، موسسه فرهنگی هنری نوای مهر سپاهان و مجتمع تصویری عکاسان از ششم تا هشتم تیرماه اکران آثار در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد. در این جشن 36 اثر پذیرفته شده به نمایش درآمد که 15 اثر در بخش مسابقه و 21 اثر در بخش نگاه نو بود. به همین بهانه با کارگردانهای جوان و نوجویی که آثارشان در جشن پاتوق به نمایش درآمد، به گفــتوگــو پرداختیم.
جلسه نقد و بررسی فیلمهای کوتاه اکرانشده در روز دوم پاتوق فیلم کوتاه اصفهان به همت پاتوق فیلم کوتاه اصفهان و انجمن سینمای جوانان استان اصفهان و با حضور سیاوش گلشیری و عطیه سلطانی، کارشناسان سینما برگزار شده و ازطریق صفحه اینستاگرام پاتوق فیلم کوتاه به صورت زنده برای مخاطبان پخش شد. سیاوش گلشیری، کارشناس سینما گفت: این فیلمها در دورههـــــای مختلفی ساخته شده است. به اعتقاد من این فیلمها چند ایراد کلی داشتند. از منظر آسیبشناسی باید بگویم ظرفی که بیشتر فیلمها باید در آن ساخته میشد گنجایش دیدهشدن نداشت. در بعضی از آثار ساختار فیلم متناسب نبود و هیچکدام از قسمتها در خدمت یکدیگر نیستند.
اولین برخورد با فیلم روایت ذهنی مـــاســت که لاجـــــرم بصری است. روایت ذهنی هـمان روایت فریمهاست، فریمهایی که با بازوی واقعیت یا بهتر بگویم با بازوی امکان، جان میگیرد و تداوم پیدا میکند و تو را به جهان فیلم نزدیک میکند. جهانی که حالا چرخ هایش به واسطه تخیل و امکان به پویش در آمده و تبدیل به عکسهای متحرکی شده که واقعی به نظر میرسد.
وقتی سالن تاریک میشود و تصویر بر پرده سپید میافتد، گریزگاه ما از رخدادها و آوارها آغاز میشود. حالا ماییم و تصویر و نور و رنگ و یک خیال خوش؛ با سینماست که ما تا فراسوی رؤیاها میرویم. تا خود خود خود آرزو، آرزویی که تنها در سینما شکل بیشکلش را به رخ میکشد.
سینما هنوز هم حال خوشش را از آدمی دریغ نکرده است، چنان جادو میکند و آدمی را زیر و زِبر میکند که دلت میخواهد تا ابد در نبرد تن به تنِ نور و تاریکی و رنگ، دل ببازی و بخندی و بچرخی و بغض کنی.
جلسه نقد و بررسی فیلمهای کوتاه اکرانشده در روز اول پاتوق فیلم کوتاه اصفهان به همت پاتوق فیلم کوتاه اصفهان و انجمن سینمای جوانان استان اصفهان با حضور مصطفی حیدری و احمدرضا سیستان، کارشناسان سینما برگزار شد و از طریق صفحه اینستاگرام پاتوق فیلم کوتاه به صورت زنده برای مخاطبان پخش شد. مصطفی حیدری، کارشناس سینما در این جلسه گفت: مشکل اصلی فیلمها معمولا در فیلمنامهنویسی است و این موضوع معمولا بعد از اکران فیلمها مورد توجه قرار میگیرد. اما سؤال اصلی این است که چرا ما هنوز درگیر این مسئله هستیم؟ با اینکه هر روزه آموزشهای بهروزتری انجام میگیرد و رویکردهای متفاوت و خلاقی به سینما اضافه میشود. همچنین در حوزه فیلمنامه نویسی کتابهای زیادی موجود است که فیلمسازان میتوانند آنها را مطالعه کنند تا بتوانند در شخصیتسازی موفقتر عمل کنند.
پس از 16 ماه رکود کامل بر صنعت سینمای ایران، این روزها اخبار دلگرمکنندهای مبنی بر اکران یک یا دو فیلم پرفروش به گوش میرسد. دو فیلمی که تضمین مالی 2 میلیارد و 500 میلیونی وزارت ارشاد را دریافت داشته و میتوانند با یک برنامهریزی درست، رکود 16ماهه سینماها را از بین برده و گرمابخش گیشه تابستانی باشند. البته که این خوشایندی، زمانی محقق خواهد شد که خیز جدید کرونا، آسیبی به سینماها وارد نیاورند. همواره با قرمزشدن شرایط کرونایی هر شهر، سینماها، نخستین اماکنی هستند که تعطیل میشوند و چرخه صنعتی این هنر را تحتالشعاع قرار میدهند. نکتهای که سبب شده تا تهیهکنندگان، سرمایهگذاران و پخشکنندگان آثار پرفروش، رضایت چندانی به نمایش اثر خود (ولو با کمک بلاعوض و چندمیلیاردی ارشاد) نداشته باشند.