حجتالاسلام آراسته در مصاحبه اخیرشان پیشنهاد میکنند که کاربران ، صفحات مربوط به انتشار عکسها و فیلمهای اغتشاشهای اخیر را چندان دنبال نکنند؛ زیرا تصویری که از ایران و ایرانی نشان میدهد، تصویر ضعف است.
مصاحبه حجتالاسلام جوانآراسته درباره نحوه پوشش رسانهای حملات تروریستی اخیر و توصیه ایشان مبنی بر عدم بازنمایی مستقیم تصاویر خشونتآمیز که باعث قربانیسازی و گسترش ترس منفعلانه در میان شهروندان میشود، بدون شک از دغدغهای اصیل برای کاهش آسیبهای روانی جامعه و حفظ روحیه جمعی نشئت میگیرد.
دسترسی هرچه آسانتر و سریعتر به رسانهها و رشد شتابان شبکههای اجتماعی، انتشار تصاویر و فیلمهای خشونتبار، صحنههای قتل و خونریزی را نهتنها بهپدیدهای روزمره در زیست رسانهای جوامع تبدیل کرده، بلکه بهعنوان یک رقابت بین رسانهها مطرح ساخته است.
در چند هفته گذشته جامعه ایران تجربهای سنگین و پرهزینه را از سر گذراند. اغتشاشها، درگیریها و خشونتهای خیابانی، نهتنها نظم اجتماعی را مختل کرد، بلکه با ریختهشدن خون بیش از دوهزار انسان، زخمی عمیق بر پیکره جامعه بر جای گذاشت.
حالا به مرور به شرایط عادی بازمیگردیم. بار دیگر میتوانیم به یکدیگر پیامک بدهیم، شبکههای اجتماعی را بالا و پایین کنیم و پیامهای متعدد بخوانیم.
در اندیشه و آثار استاد مطهری، مفاهیمی همچون اعتراض، اصلاح، مصلح و امربهمعروف و نهیازمنکر گاهی به هم نزدیک میشود و مشترکاتی میان آنها به چشم میآید.
یکی از موضوعهای موردتوجه در مسائل سیاسی و اجتماعی معاصر، موضوع تفکیک قوا و استقلال نهادهای عدالتخواهی و قضایی است؛ از سوی دیگر، یکی از ویژگیهای اصلی جوامع، وجود اعتراض و ساماندهی و رسیدگی به آن بهمنظور حفظ انسجام اجتماعی است.
در شرایطی که جامعه دچار التهابهای اقتصادی و اجتماعی شده، پرسشهایی درباره ماهیت این حوادث به میان آمده است؛ موضوعی که احمد مهرشاد، هیئتعلمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان، در رابطه با آن با «اصفهانزیبا» گفتوگو کرده است.
در روزهای اخیر بار دیگر کشور دچار حوادث ناخشنودی شده است؛ کنشهایی که ابتدا در قالب حرکتهای اعتراضی و سپس نظامی در میدان جامعه دیدهشده و پرسشهایی را راجع به چگونگی و آینده آن به میان آورده است.
در سالهای اخیر، موج کرهای و بهویژه K-Pop میان نوجوانان و جوانان ایرانی محبوبیت زیادی پیدا کرده است.
در سالهای اخیر فرهنگها در مقابله با موجهای جهانیشدن که سعی در ادغام فرهنگی دارند، واکنشهای متفاوتی داشتهاند: برخی، خود را به جریان اضمحلال سپردهاند و برخی دیگر، اجزای جهان فرهنگیشان را بیش از قبل پررنگ کردهاند؛ ازجمله آیینها که ریشههایشان پیوند فرد با گذشته، جامعه و سرزمینش را محقق میکند.
ما در دورانی زندگی میکنیم که مارشال مکلوهان آن را «دهکده جهانی» نامید، دهکدهای که البته ساکنان آن، بیش از آنکه احساس همبستگی کنند، دچار نوعی اضطرابِ وجودی