در روزهایی به سر میبریم که گوشهگوشه شهرمان در هر لحظه روز صحنههای ویژه و تکرارنشدنی در حال رقم خوردن است؛ صحنههایی با رنگ پایداری و سرزندگی و گاهی غم و ویرانی.
نظام جمهوری اسلامی چهل و چند سال است که در میانه جنگ روایتها قرار دارد. از یک سو، روایت نامعتبر و جعلی از انقلاب و دستاوردهایش ارائه میشود و از سوی دیگر، این ایران است که باید یکتنه جلوی این روایتهای قلابی قد علم کند و برای این مقابله، میتواند از شیوههای مختلفی بهره گیرد.
پرچمها هم رسالتی دارند. اصلا برای زمین ماندن به دنیای ما نیامدهاند. آمدهاند تا لحظات ما را پر از شور و شکوه وطندوستی کنند؛ آنهم پرچم مقدس جمهوری اسلامی که یادآور حماسهای تاریخی و سراسر میهنپرستی است.
در شرایط بحرانی مانند جنگ حقایق و نکات ظریفی وجود دارد که آشکارشدن و بقای آنها بستگی به سعی و کوشش هنرمندان در عرصههای گوناگون هنر خواهد داشت.
در این روزهای مهم و حساس، طراحان گرافیک اصفهانی در کنار مردم برای بیان ارادت به ایران و انقلاب اسلامی به میدان آمدهاند. آنها، با حضور پررنگ در تجمعات مردمی میادین اصلی شهر به واسطه تولیدات گرافیکی با مضامین ملی و انقلابی به دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی میپردازند.
این شبها در همه خیابانهای شهر میتوان غیرت را با چشمان خود دید. مردم با شروع جنگ و خبر شهادت امام خامنهای عزیز، یک شب هم میدان را خالی نگذاشتند و پای کار وطن آمدند. در این بین، هنرمندان نیز دوشادوش سایر اقشار جامعه به میدان آمدند.
نگارخانه صفوی میزبان نمایشگاه «اختلال»، آثار عکاسی محمدمتین حسینی است؛ آثاری که نمایش مواجهه ناگهانی نظم و بیگانگی است، جایی که اشیا صنعتی از کارکرد خود جدا میشوند و در سکوت،خشونت پنهان زیست مدرن را عیان میکنند.
هنر، همواره آینهای بوده است که روح زمانه را بازتاب داده و گاه، نوری بر تاریکیهای پیشرو افشانده است. در مواجهه با مفاهیمی عمیق و چند وجهی این آینه و نور، نقشی حیاتی و روشنگرانه ایفا کردهاست.
ایران» فقط نام یک سرزمین در نقشه نیست؛ واژهای است که قرنها تاریخ، زبان، خیال و رنج را در خود فشرده است. چهار حرف که هر کدام بار یک روایت طولانی را بر دوش میکشند.
تولید فرش دستبافت به معنای پاسداشت میراث فرهنگی و استمرار هویت ایرانی است. هر فرش، سندی بصری از تاریخ، فرهنگ و ذوق هنری ایرانیان است که به نسلهای آینده منتقل میشود.
نقاشی و طراحی، هنری عمیق و ماندگار اما گران و دستنیافتنی است؛ هنری که پرداختن به آن تبدیل به یک آرزو شده و در گوشهای خاک میخورد؛ هنری که باید آن را در علاقهمندان ردیابی و جستوجو کرد، آموزش داد و آنها را به حفظ و پویایی این هنر تشویق کرد.
هنر کاریکاتور صرفا یک تصویر طنزآمیز نیست؛ درواقع نوعی زبان رسانهای است که بر پایه اغراق، نمادسازی و نقد قدرتها شکل میگیرد.