صفحه آخر
دو دلم نمی‌دانم بروم یا نه … ؟!
۱۵:۴۸ - شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۴

دو دلم نمی‌دانم بروم یا نه … ؟!

هوای ظهر اصفهان گرم است، مامان هم از دیروز گفته قلبش درد می‌کند و فشار خونش بالاست. گفته روی من برای نگهداری از بچه‌هایت خیلی حساب نکن مامان. دلم نمی‌آید بیشتر اصرار کنم، همسرم هم صبح می‌گوید تا هفت و هشت شب سرکارم.

او بعد از پاوه چمران خمینی شد!
۱۵:۴۳ - شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۴

او بعد از پاوه چمران خمینی شد!

امروز 31 خردادماه، سالروز شهادت مصطفی چمران، یکی از فرمانده‌های بی‌بدیل جنگ تحمیلی است. چمران بیشتر به این واسطه شناخته می‌شود که شخصیتی چندبعدی داشت؛ صرفا یک شخصیت نظامی نبود، هم اهل علم بود و روی لبه علم حرکت می‌کرد.

انتقام و حماسه، نه عزا و سوگواری!
۰۱:۵۷ - جمعه ۳۰ خرداد ۱۴۰۴

انتقام و حماسه، نه عزا و سوگواری!

ما در شرایط یک حادثه عادی نیستیم که صرفاً اتفاقی افتاده باشد و بخواهیم با پاسخی از آن عبور کنیم. این موضوع را هم خودمان باید به خوبی درک کنیم و هم به کشور، مردم و فضای نخبگان جامعه منتقل نماییم.

مثل شیر، شجاع!
۱۴:۲۰ - پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۴

مثل شیر، شجاع!

دستمال را روی پیشانیم محکم‌تر کردم .آه بلندی کشیدم، چشمانم را بستم و همانطور که درد را زیر مویرگ‌هایم احساس می‌کردم سورنا را صدا زدم: «پسر گلی من! خواهش می‌کنم کمی آروم‌تر باش، زیاد هم جلو پنجره نرو. بیا پیش من. وقتی بابا از بيرون اومد اون موقع تفنگ‌بازی کن.»

خودم هم مادرم!
۱۴:۱۲ - پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۴
این‌ها امانت‌اند دست ما

خودم هم مادرم!

مادر می‌گفت: «فاطمه از صبح که خبر شهادت دانشمندان و سرداران را شنید دل آشوب شد. افتاد به روفتن و شستن. هی سابید و شست و جمع‌وجور کرد و برای خودش کار تراشید. روی پایش بند نبود. می‌دانستم الان فاطمه چه حالی دارد. هی پایش غش می‌رود و هی پا به زمین می‌زند. آخر فاطمه سندروم پای بی‌قرار دارد.»

خوشحالم که در ایرانم!
۱۵:۲۴ - چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۴

خوشحالم که در ایرانم!

تصویر موشک سلیمانی را که از نظر می‌گذرانم، ساختمان تخریب‌شده در حیفا و تل‌آویو و آن آتشی که چندین ساعت شعله‌هایش مهار نشده و مارش نظامی که پخش می‌شود؛ قدرت را در نگاهم تجلی می‌کند…

این پول، ارزش دارد؟
۱۵:۰۶ - چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۴
این است مرام راننده کامیون‌ها؟

این پول، ارزش دارد؟

نامَرد؛ همین! چاره‌ای جز این نیست که بی‌سلام شروع کنم نامه را. حیف اسم آن‌ بالاسری که بیاید اول نامه‌ای که باید به تو نوشته شود. حیف! حیف این کاغذ و قلمی که صرف نوشتن به تو می‌شود.

خیلی‌ها هنوز بلدند برگردند
۱۱:۱۲ - سه‌شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۴
انگار همه حسرت می‌خوردیم

خیلی‌ها هنوز بلدند برگردند

ساعت هنوز شش صبح نشده بود که صدای نوتیفیکیشن تلگرام، گوشی‌ام را لرزاند. چشمانم را نیمه‌باز کردم و صفحه را نگاه انداختم. دکتر شریفی بود، دوست دوران دانشگاهم، همان کسی که همیشه رتبه اول دانشگاه بود. در پزشکی رتبه اول دانشکده بود، همیشه سرکلاس‌ها جدی، دقیق و پر از انگیزه رفتن و ادامه تحصیل در اروپا.

قدرتِ اشک‌ مظلوم
۱۶:۱۰ - دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۴
نامه‌ای به دختربچه‌ اهل غزه

قدرتِ اشک‌ مظلوم

سلام دخترجان! بی‌مقدمه می‌نویسم برایت. فریادهای مظلوم تو را که شنیدم دلم می‌خواست فیلم را بگیرم جلوی دخترم و بگویم «ببین بابا! این دختری که صداش رو می‌شنوی، داره برای موشک‌های ما دعا می‌کنه که بره بخوره توی سر دشمن.» اما ترسیدم.

این سکوت نشانه رضاست؟
۱۶:۱۳ - یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۴

این سکوت نشانه رضاست؟

در عرف عامه مردم سکوت نشانه‌های مختلفی دارد؛ یک معنای آن رضایت است، مثلاً می‌گویند «سکوت علامه رضاست». گاهی نشانه تأمل است؛ کسی که سکوت می‌کند می‌خواهد فکر کند و بعد عمل.

غدیر نمودار کلی جمهوری اسلامی
۱۴:۲۲ - پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۴

غدیر نمودار کلی جمهوری اسلامی

اگر پرسیده شود جمهوری اسلامی چیست، می‌توان پاسخ داد که جمهوری اسلامی تنها یک شیوه مشخص حکومتی نیست، بلکه اگر آن را مفهومی عام در نظر بگیریم، آن مفهوم مطلوب تمام انبیا و اولیای الهی در طول تاریخ بوده است.

کژکارکردهای رسانه علیه زنان
۱۵:۳۱ - چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۴
راهکارهای عملی یا شعارهای بی‌اثر؟

کژکارکردهای رسانه علیه زنان

همواره شنیده‌ایم که باید رنج‌های بزرگ را به فرصتی برای تحولات عظیم بدل کرد. در سالیان اخیر، اخبار متعدد خشونت خانگی علیه زنان، روان جمعی جامعه را جریحه‌دار کرده است.