با آغاز ثبتنام ترم تابستان در دانشگاهها، بسیاری از دانشجویان امیدوارند بتوانند بخشی از دروس باقیمانده خود را بگذرانند و مسیر فارغالتحصیلی را کوتاهتر کنند.
جنگ رمضان با تحمیل چهل روز تعطیلی اجباری به مراکز آموزشی استان اصفهان، شکاف عمیقی در فرایند یادگیری دانشآموزان ایجاد کرد.
از همان روزی که خبر رسید پیکر مطهر آقای شهید ایران و خانواده مظلومشان بناست تشییع شود، همه در تلاطم افتادند؛ در تلاطم ماندن یا رفتن. انگار عاشورایی در معرض وقوع بود و همه از خود میپرسیدند که حالا باید چه کرد؟ باید رفت و سر به جمعیت سَربازان سپرد یا باید ماند و دل به دلهای سوخته جاماندگان داد؟
نوجوانی پرچالشترین دوران زندگی هر فرد است؛ مرحلهای که انسان از کودکی بهسمت بزرگسالی گام برمیدارد و الگوهای ارزشی او شکل میگیرد.
در دنیایی که نسل جوان را اغلب با برچسبهای منفی میشناسند، حضور نوجوانانی چون ملیسا شعبانی، دانشآموز ۱۷ساله اصفهانی، روایتی متفاوت از جوانان این سرزمین را بازگو میکند.
درحالیکه حداقل هشت جلسه از آغاز نیمسال تحصیلی گذشته و گردوغبار غیبت بر برخی کلاسهای ضبطشده به دلیل پیامدهای ناگوار جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نشسته است، شاهد حضور دانشجویی از ترم اول هستیم که اولین حضور خود در کلاس درس را پس از گذشت این مدت زمان طولانی تجربه میکند.
جنگ که آغاز میشود، فقط مرزها را هدف نمیگیرد؛ دلها را نشانه میرود، امنیت را میلرزاند و کودکی را نگران میکند. در چنین روزهایی، مدرسه دیگر تنها محل آموزش خواندن و نوشتن نیست؛ پناهگاهی میشود برای آرامش، امید و ایستادگی.
در روزگاری که سیل اطلاعات از هر سو به مخاطب میتازد و روایتهای رسمی و غیررسمی چنان در هم تنیده شده که تشخیص حقیقت را دشوار ساخته، گاهی یک پرسش ساده، اما بنیادین میتواند مسیر فکر را دگرگون کند.
«دلم یه خونه آروم میخواد»، نام کتابی است که سعی دارد با زبانی خودمانی به مهمترین مشکلات و رنجهای نوجوانان بپردازد و به آنها در حل این مسائل کمک کند.
شروع جنگ، شرایط اقتصادی، اجتماعی و آموزشی متفاوتتر شده و به نوبه خود چالشهای جدیدی برای خانوادهها بهوجود آورده است.
روزهای سخت، آدمها را غربال میکنند؛ این قاعده در بحران اخیر نیز خود را عیان کرد. خیابانهای شهر، صحنه حضور مردمی شد که پای وطن ایستادند و غیرتمندیشان را به رخ جهانیان کشیدند و در کنار آنها، دانشگاه هم دست روی دست نگذاشت.
در سالهای اخیر، مهمان هر جمعی که میشویم، از میهمانیهای خانوادگی گرفته تا جمعهای دوستانه، غیرممکن است که لابهلای بحثهای عادی و گفتوگوهای روزمره بهیکباره صحبتی از جنس موضوعات اقتصادی و سیاسی به میان نیاید