روبهروی پذیرش به التماس ایستاده. میگوید از شهرستان به اصفهان آمده و تلفنی نتوانسته نوبت بگیرد. سفیدی لای موهایش دویده و چینوچروکهای روی پیشانی، او را مردی شصتساله نشان میدهد. جملهها پشت سر هم و بدون وقفه از دهانش خارج میشوند و همهشان یک مخرج مشترک دارند: «هزینهها در مراکز خصوصی و مطبها بالاست و از پس آنها برنمیآیم. بیمارستان شهرستانی هم که زندگی میکنم، متخصص غدد ندارد و اینجا هم نوبتهایش تلفنی است؛ اما چه فایده؟ دوماه است که میخواهم نوبت بگیرم، ولی موفق نشدهام. بهمحض اینکه گوشی را برمیدارم تا نوبت بگیرم، ظرفیت به اتمام رسیده است. نوبت اینترنتی هم همینطور!» مرد میانسال میگوید بازنشسته و هزینه پرداخت ویزیت در مطب برایش سنگین است و از طرف دیگر به دلیل نبود پزشک متخصص ناچار است که به اصفهان بیاید؛ اما «الان هم نوبت به من نمیدهند و میگویند باید تلفنی یا اینترنتی نوبت بگیری.» هر چه او بیشتر برای گرفتن نوبت حضوری اصرار میکند، مسئول پذیرش کمتر به حرفهایش گوش میدهد و بدون اینکه سرش را بالا بیاورد، اسمها را یکی پس از دیگری صدا میکند. مشابه این اتفاق، برای زهرا 58ساله هم افتاده است؛ وقتی موعد زایمان دخترش فرا رسید؛ ولی بهدلیل نبود پزشک متخصص در بیمارستان، بهناچار او را به یکی از شهرستانهای مجاور منتقل کردند: «هزینه زایمان در بیمارستان خصوصی برای دخترم سنگین بود و بههمین خاطر قصد داشت در بیمارستان دولتی زایمان کند؛ اما در بیمارستان شهری که زندگی میکند پزشک متخصص زنان و زایمان حضور ندارد و زمانی که درد زایمانش فرارسید بهناچار او را به شهرستان دیگر منتقل کردند. این موضوع استرس زیادی را به او وارد کرد؛ به خاطر اینکه نگران بود در طول مسیر بیمارستان، مشکلی برایش پیش بیاید!»