نشست خبری مدیر بهزیستی شهرستان اصفهان و معاونان به مناسبت هفته بهزیستی، صبح یکشنبه، 27 تیرماه 1400 در اداره بهزیستی شهرستان اصفهان برگزار شد. در ابتدای این نشست، مدیر بهزیستی شهرستان هدف بهزیستی را بهتر زیستن عنوان کرد و ضمن گرامی داشت هفته بهزیستی گفت:«تاکنون در استان اصفهان 140 هزار معلول توانخواه شناساییشده درحالیکه سازمان بهداشت جهانی معتقد است این عدد به 500 هزار نفر میرسد.»
همان طور که در نوشتار پیشین ذکر شد، دهه هشتاد میلادی دههای پرکار برای اکوفمینیستها بود. نیمه دوم این دهه با کارهای مشترک «وندانا شیوا»[1] و «ماریا میس»[2] ادامه یافت. شیوا در ادامه کار «کارولین مرچنت»، توانست تاثیر مضر نیروهای مردسالار، استعماری و نیز نیروهای دنیای مدرن همانند «توسعه» و «علم» را بر طبیعت و زنان در عرصه جهانی برجسته سازد. او نشان داد که چگونه توسعه و علم به عنوان نظمهای غالب اجتماعی در پیوندی بنیادین با مردسالاری و استعمارگری هستند. پیش از پرداختن به نظریات مهم در حوزه علم (که عموما در دهه 90 منتشر شدند) و از طریق مرچنت آغاز شده بود، میتوان ابتدا وضعیت کشورهای جهان سوم در آن زمان را بررسی کرد تا بتوانیم درک بهتری از آن چه شیوا درباره ارتباط توسعه و استعمارگری بیان داشته بود به دست آوریم.
موج پنجم کرونا را با کرونای دلتا شروع کردیم و به میمنت بازگشایی نیمبند زندهرود که ملت تشنه را به لب رود کشانده، سری به ادارات اصفهان زدهایم تا ببینیم کی ماسک زده و کی نه! یک روز گرم تابستانی در تیرماه سالِ صفر است و عرق چکچک از بندبند وجود مردم میچکد. به تازگی محدودیتها تشدید شده، اما کسی به کسی نیست؛ مثل واکسن که خبری از آن نیست و گفته شده در این بی خبری، حق انتخاب نوع واکسن هم نیست! ادارات با یک سوم نیرو به کار و گاهی هولهرفتن ادامه میدهند. خبرنگار اصفهانزیبا، برای بررسی رعایت پروتکلها به اداره مالیات، پست نشاط مجموعه اداری بیست و دوم بهمن (شامل ادارههای ثبت احوال، اداره گاز، کانون وکلا و…) سازمان نظام وظیفه و دادگستری نیکبخت سر زده و دیده است که در برخی از این ادارهها مردم در هم متراکم هستند و کرونا برای کسی آنقدرها هم مهم نیست!
خیابانهای منتهی به لبی آب تا نیمه شب از آدم و ماشین لبریز است. بازار فیلم و عکس و سلفی و استوری داغ است و اینستاگرام را که باز میکنی، آب آمده و کرونا را برده است! شواهد میدانی نشان میدهد که اصفهان قرمز نیست، کرونای دلتا به مهمانی شهر فیروزه نیامده، واکسن به وفور یافت میشود و بیمارستانها اصلا درگیرِ مبارزه با یک همهگیری نیستند. به سبک آقای وزیر میتوان نمک ریخت و گفت، نقشه کرونایی اصفهان بیخود کرده به رنگ قرمز در آمده است! مرکز استان را نگاه کنید، یک نوار آبی پیداست!
یشبینیها خیلی زودتر از آنچه تصور میشد به واقعیت تبدیل شد و پیک پنجم کرونا بعد از یکسالونیم از شیوع آن و همزمان با گرمای داغ و 42 درجه که زمانی فرض بر آن بود ممکن است ویروس چینی را ذوب و برای همیشه از صفحه روزگار نیست و نابود کند، قد کشیده و چهره موذیتری از خود نشان داده است. تعداد بیماران بستری در اصفهان از هزار نفر عبور کرده و کووید19، روزانه 10 تا 15 نفر اصفهانی را راهی باغرضوان میکند. کرونای دلتا، گونه جدید ویروس قدیمی که این بار نه از پشت دیوار پرپیچوخم و بلند چین به اینطرف و آنطرف سر کشیده که سوغات تازهای است از هند و شهرهای ایران را هم پُر کرده و شاید به اصفهان هم رسیده باشد.
دلتا جدیدترین گونهای است که ویروس هزارچهره کرونا بهتازگی از خود، رو کرده است. سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده که نوع دلتای ویروس کرونا که اولینبار در هند مشاهده شده در حدود 100 کشور و منطقه مختلف جهان شناسایی شده است. گفته میشود سرایت کرونای دلتا نسبت به کرونای انگلیسی ۴۰درصد بیشتر و فاصله زمانی آن بسیار کم است.
محیطبان خسروی اولین نفر نبود و قطعا آخرین نفر هم نخواهد بود؛ اولین و آخرین نفر از آنهایی که در دشتها و عرصههای بیکران و بیحصار که چشم، چشم را نمیبیند، اسیر شکارچیهای غیرمجاز میشوند و برای دفاع از حیاتوحش بیدفاع جان و جوانی خود را فدا میکنند؛ هرچند هنوز علت قطعی مرگ این محیطبان اصفهانی مشخص نشده، اما حدود یک ماه پیش بود که او در پارک قمیشلو برای نجات جان یک آهوی حامله با دو شکارچی غیرمجاز درگیر و مجروح شد؛ داستانی که قصه امروز و دیروز نیست و سالهاست که محیطبانان با آن دستوپنجه نرم میکنند و از فقدان آگاهی این شکارچیها رنج میبرند. همین چند ماه پیش بود که این اتفاق برای دو محیطبان زنجانی نیز رخ داد و آنها در درگیری با شکارچیان غیرمجاز جان باختند تا مجموع محیطبانان جانباخته ایرانی تا فروردینماه جاری به 144 تن برسد.
مرغ مینا (Common Myna) از خانواده سارها پرندهای آشنا برای بیشتر مردم کشورمان است. در گذشته، زیستگاه اصلی آنها کشور هندوستان بوده و نام مینا با ریشه سانسکریت از زبان هندی وارد انگلیسی و فارسی شده است.
درودیوارهای خانه سیاهپوش است و بنرهای عرض تسلیت، سرتاسر دیوارها را پوشانده. حجله مرگ جلوی در خانه ایستاده و نشانی است از خانهای که صاحبانش، چند روزی است به عزا نشستهاند و صدای گریه و زاری زنهایش از آنطرف در به گوش میرسد. صوتِ «اذا الشمْسُ کوّرَت» «عبدالباسط» بلند است و سکوت ظهر تابستانی روستای «جهادآباد» شاهینشهر را سنگین کرده است. هفت روز از مرگ محیطبان «رضاقلی خسروی» گذشته. خانه، اما هنوز در رفتوآمد و شلوغ است. همه برای عرض تسلیت آمدهاند؛ همه بهجز: «شکارچی ضارب و خانوادهاش که در همین روستا زندگی میکنند.»
چند سالی است که از کشورهای دیگر کالاهایی وارد بازار میشود که قیمت آن بسیار بالاست؛ با این وجود برخی اقدام به خرید آنها میکنند و همین استقبال مردم باعث شده است که همچنان اقلام مختلف بهاصطلاح لاکچری، یکی پس از دیگری و با اشکال و برندهای مختلف سر از بازارها درآورند.
«بچهدار بشویم یا نشویم؟» این سوالی است که این روزها خیلی از زوجهای جوان بعد از گذشت یکی دو سال از ازدواجشان از خودشان و همدیگر میپرسند. آنطور که آمارها نشان میدهند، پاسخ این سؤال در میان زوجهای امروزی الزاماً همیشه «بله» نیست و داشتن و نداشتن فرزند به دو گزینه برابر بدل شده است. دلایل مختلفی هم برای این مسئله وجود دارد که میشود گفت برخی از آنها شامل مشکلات اقتصادی، استقلال مالی زنان و اهمیت پیدا کردن آزادیهای فردی برای آنها، تغییر رویکرد جوانها به فرزندآوری به عنوان یک ارزش و… هستند. این در حالی است که در قدیم پاسخی به جز «بله» برای این سؤال وجود نداشته است! چه برای زوجهای جوان و چه خانوادههایشان که از همان ابتدای ازدواجِ فرزندانشان چشم به راه از راه رسیدن نوهها بودهاند و اگر مانعی بر سر راه این روند طبیعی به وجود میآمده، همه خانواده خود را موظف به برطرف کردن آن میدانستند.
هلیا_نکن_شر_میشه در روزهای اخیر در فضای مجازی راهاندازی شد و کلیپی از چند دختر بچه نوجوان اصفهانی که نقش اصلی آن را هلیا ایفا و در آن اقدام به قمهکشی میکرد، در این فضا به سرعت دست به دست و با اظهارنظرها و طنازیهای بسیاری از سوی کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شد. رسانههای رسمی و غیررسمی نیز کموبیش به ابعاد مختلف این موضوع پرداختند و برخی نیز مجدد اقدام به بازنشر این محتوای خشونتآمیز، بدون پوشاندن صورت نوجوانان حاضر در صحنه کردند؛ اقدام غیرحرفهای که میتواند تبعات زیادی برای این نوجوانان داشته باشد. اکبر نصراللهی، رئیس دانشکده علوم ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد تهران مرکز، در گفتوگو با «اصفهانزیبا» از نحوه پوشش محتوایی نظیر آنچه در کلیپ «هلیا» رخ داد، میگوید.