در روزهای گذشته و به دنبال جاریشدن آب در رودخانه زایندهرود در سطح شهر اصفهان و به سمت مزارع شرقی، برخی صحبتها در فضای مجازی از طرف عزیزان سایر استانها مطرح شد که برخی ابهامهای ذهنی من را درباره آنچه در فضای اجتماعیعاطفی کشور میگذرد، دوچندان کرد. عزیزی در صفحه مجازی خود با مقایسه جاری شدن رودخانه در سطح شهر اصفهان با خشکی تالاب هورالعظیم نوشته بود: رقص و شادی و پایکوبی بر زخم خوزستان! و در صفحه دیگری نابودی جلگه خوزستان را معادل آباد کردن کویر اصفهان! قرارداده بودند!
برخــلاف هـمیشه اینبار پای یک پسر نوجوان به نام «میثاق» در میان است؛ پسری که وقتی «هلیا»، پارتنر قدیمیاش، او را به همراه دختر دیگری در پارک میبیند، برآشفته میشود و در میان رجزخوانیها و کریخوانیها در ملأعام یکدفعه قمهای با قدوقوارهای عجیب و شگفتانگیز که زیر شلوارش جاساز کرده، بیرون میکشد تا لابد به ظن خود و باقی دوستانش لاتیاش را اینگونه پُر کند. داستان هلیا، دختر نوجوان اصفهانی، و کلیپی را که از او در شبکههای مجازی دست به دست شده است، حالا کمتر کسی است که نشنیده باشد؛ نوجوانی با پیراهن و شلوار لش سیاه و شبیه به خیلی از نوجوانهای دیگر که مشابه او را بعدازظهرها اصفهانیها در چهارباغ و روبهروی ارگ جهاننما یا حواشی رودخانه زایندهرود بسیار میبینند؛ گعدههایی کوچک از دختران و پسران متولد دهه 80 که معمولا با ادبیاتی زننده و حاوی الفاظ رکیک با یکدیگر صحبت میکنند.
روتگر برگمن1، نویسنده و تاریخنگار 33 ساله هلندی که درباره تفکر آرمانی آثار متعددی را به رشته تحریر درآورده است، میگوید: «مهم این است که ایدهای کلی از اینکه میخواهید به کجا برسید در ذهن داشته باشید، نوعی رؤیا.» قدرت ایدههای عجیبوغریب و متفاوت را دستکم نگیرید. در طول تاریخ، بسیاری از رویدادهای مهم و تأثیرگذار مثل دموکراسی، لغو بردهداری، حقوق برابر برای زنان و مردان، همه در آغاز تنها رؤیاهایی آرمانگرایانه بودند. برگمن میگوید: «همیشه تغییر با آدمهایی شروع میشود که در ابتدای کار برچسب غیرمنطقی و غیرواقعگرا بودن میخورند و کنار گذاشته میشوند.»
در حالیکه در طول این چند سال پلیس فتا بارها نسبت به سایتهای همسریابی هشدار داده بود، روز دوشنبه، 21 تیرماه همزمان با اول ذیالحجه و سالروز مبارک ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) که به نام «روز ازدواج» نامگذاری شده، از اپلکیشن «همدم» به عنوان اولین نرمافزار رسمی و دارای مجوز در امر همسریابی و مشاوره ازدواج رونمایی شد.
از کلینیک که بیرون میزنم، یک راست میروم آمادگاه، چهارباغ، پارک شهید رجایی و به عادت هر دوشنبه، رها میشوم روی چمنها، روبهروی عمارت هشتبهشت و زیرچشمی آدمهای ساعت هفت عصر را میپایم! دهه هشتادیها! نوجوانهای جسوری که با هیچ قاعدهای جز قواعد شخصیشان متقاعد نمیشوند. سبک زندگی خاص خودشان را دارند. تیپ خودشان را، ادبیات و زبان و سرگرمیهای خودشان را و به نظرم میرسد فاصلهی آنها با منی که تنها یک دهه ازشان بزرگترم، حداقل در ظاهر، از زمین تا آسمان است. بعد یاد نوجوانی خودم میافتم و دغدغههای تر و تمیز آن روزهایم که برای بیستوپنج صدم کسری نمره مدرسه را به هم میریختم! میرفتم کلاس زبان و موسیقی و نویسندگی. یکریز مینوشتم و میخواستم اولین نوبلیست ادبیات ایران باشم. حتما نوجوانهای امروز هم از این دست آرزوها دارند. میدانم که دارند. وقتی به کلینیک میآیند، اصلیترین سوالی که ازشان میپرسم، همین است: «هدفت چیه و چه سرگرمیهایی داری؟»
مری پاپـیـنـز شــنـاخـتـهشــدهترین و محبوبترین پرستار بچه جهان است. او در ابرها زندگی میکند و همیشه مشتاق کمککردن به کودکانی است که مورد بیتوجهی یا سختگیری زیاد والدینشان قرار گرفتهاند. هر چند چنین ایدهای در ایران خیلی آشنا نیست. فکر نکنم هیچ پدر و مادر ایرانیای حتی فکر استخدام یک پرستار بچه برای کودکانشان را کرده باشند! ولی حواستان به بچهها باشد، کمتر بچهای بعد از دیدن فیلم «مری پاپینز» دلش نخواسته پرستاری مثل او داشته باشد. رمانهایی که این فیلم از رویشان اقتباس شده، تحت تأثیر شهرت زیاد فیلمش قرار گرفتهاند و کمتر آنها را خوانده یا این نکته را میداند.
تصویری آخرالزمانی! چهرهای جدید از خشم و عصیان و اعتراض جمعی! روز چهارشنبه (شانزدهم تیرماه) خیابان استانداری اصفهان، شاهد خاموشی بود برای ثبت عجیبترین اعتراض مدنی؛ تجمع همزمان کشاورزان و دامداران اصفهانی که تا پایان روز ادامه یافت و صحنههای دلخراش و اسفباری را به جای گذاشت.
شیر و خون را در تیرماه سال صفر بر آسفالت سیاه خیابان استانداری روان کردند تا بگویند حاصل بیش از دودهه اعــتــراضهــای مــدنــی و عـلنــیشــان در بــازپــسگیــری حقابه زایندهرود بهجایی نرسیده است! کشاورزان شرق اصفهان، به تنگ آمده از نادیدهگیری حقوقحقهشان، هر بار در جایی و هرروز به نحوی دست به تجمع و اعتراض زدند؛ اما مسئولان هر بار آنها را نادیده گرفتند و با سخندرمانی به استقبال آنها رفتند؛ غافل از اینکه دیگر کارد به استخوان گاوِ ماده باردار رسیده و اینک، با شکمبهای دریدهشده در مهمترین خیابان اصفهان، دراز به دراز افتاده است. صدای هیاهو، صدای شلپشلپ پای معترضان در شیر و خون و صدای شعارهایی که دیگر محترمانه نیست و با احترام چیزی را طلب نمیکند و از روال طبیعی یک اعتراض مدنی خارج شده، مؤید این نکته است که باید کاری کرد.
به دنبال انتشار کلیپی از درگیری چند دختر نوجوان در پارکی در اصفهان و قمه کشی یکی از آنها که جنجال زیادی در فضای مجازی بهوجود آورد تحقیقات پلیس برای شناسایی این دختران آغاز شد و ماموران موفق شدند در مدت کوتاهی محل زندگی این دختران را شناسایی کنند.
تیپ سر تا پا مشکی، شلوارهایی که پایینشان کش دارند تا خالکوبی روی ساق پا مشخص باشد، مدل و رنگ موهایی که باعث میشوند هر رگذری سرش را برگرداند و دوباره به آنها نگاه بیندازد، حرف زدن با صدای بلند، سیگار کشیدن، رهایی و بیتوجهی به اطراف، همه اینها مشخصات نوجوانانی است که این روزها پاتوق اصلیشان بهغیر از خیابان چهارباغ، ارگ جهاننما است. از آنجایی که این ساختمان، مغازه و واحدهای تجاری دارد به سراغ مغازهداران آنجا رفتیم تا نظر آنها را درمورد حضور این نوجوانان بدانیم.
یکی از مهمترین دستگاههای اجتماعی که طیف وسیعی از خدمات متنوع را به عموم مردم ارائه میدهد، سازمان بهزیستی کشور است. گستره و شرح وظایف این سازمان آن چنان وسیع است که کل حیات افراد را قبل از تولد تا پس از مرگ شامل میشود و کمتر فردی را میتوان یافت که خود یا خانوادهاش حتی برای یک بار هم که شده از خدمات این سازمان بهرهمند نشده باشند.
همزمان با چهل و یکمین سالگرد تأسیس سازمان بهزیستی و هفته بهزیستی (22 تا 28 تیرماه)؛ نشست خبری مدیرکل بهزیستی استان اصفهان همراه با معاونان این ادارهکل برگزار شد. دکتر ولیاله نصراصفهانی روز گذشته در جمع خبرنگاران با اشاره به شعار «بهزیستی در گام دوم، هوشمندسازی، محلهمحوری در سلامت اجتماعی و خانواده» در سال جاری، اذعان داشت: در حالحاضر محوریت و عمده فعالیتهای بهزیستی بر اساس این شعار در نظر گرفته شده که برنامههای ما گویای این امر است.