پس از حاشیههای فراوان توزیع یک هزار و 500 دوز واکسن آنفولانزا در میان بهارستاننشینها و روانهشدن سیل انتقادها و طعنه و کنایهها به آنها، حالا نبود این داروی مؤثر در پیشگیری از ابتلا به آنفولانزا در مراکز بهداشتی جریان ساز شده و دست متقاضیان را در پوست گردو گذاشته است؛ درحالیکه امسال، برای اولین بار مراکز بهداشتی موظف شدند واکسن آنفولانزا را در اختیار گروههای پرخطر بگذارند. گفته میشود توزیع این واکسن از اواخر هفته گذشته آغاز شده است. این خبر را مدیرکل دارو و مواد تحت کنترل سازمان غذا و دارو به ایسنا داده و گفته است: «از سوم مهرماه جاری و در فاز اول توزیع، ۱.۵ واکسن آنفولانزا آغاز شده و در حال تحویل به معاونت بهداشتی است و مقرر شده طی دو روز آینده تزریق آن در مراکز بهداشتی به صورت رایگان برای گروههای پرخطر از جمله زنان باردار، بیماران خاص، صعبالعلاج، مزمن و کادر درمان آغاز شود. هنوز واکسن آنفولانزا در داروخانهها توزیع نشده است.
مردم اصفهان از همزمانی کرونا و آنفولانزا ترسیده و برای تهیه واکسن این بیماری تنفسی مرتبا به داروخانههای خصوصی و دولتی اصفهان مراجعه میکنند و پاسخ منفی میگیرند! محمود صادقی، نماینده پیشین مجلس در توییتی، اختصاص اولین محموله واکسن آنفولانزا به میزان 1500 دوز به مجلس شورای اسلامی را نشانه «توخالیبودن شعارهای عدالتخواهانه نمایندگان و فاصله آنها با مردم» عنوان کرده بود؛ خبری جنجالی که انتشار آن در هفته گذشته، اعتراضات فراوانی را به همراه داشت و موجب بازگرداندن واکسنها به وزارت بهداشت شد. رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس یازدهم در واکنش به این مسئله گفت: «قرار بود 14 تا 16میلیون دوز واکسن آنفولانزا به کشور وارد شود؛ اما دولت به موقع ارز تخصیص نداد و واردات آن به تأخیر افتاد.»
با اعلام شرایط فوق حاد کرونایی در استان از سوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در هفته گذشته، بحث تعطیلی دو هفتهای استان از سوی استاندار اصفهان در نامهای به وزارت کشور مطرح و با اجرای یکهفتهای آن موافقت شد. در این نامه که یکم مهرماه در فضای مجازی دستبهدست میچرخید، استاندار اصفهان خطاب به وزیر کشور، در اجرای مفاد بندهای 1 و 2 مصوبات بیست و ششمین جلسه ستاد ملی کرونا و برابر با گزارش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی اصفهان، از قرار گرفتن استان در خطرناکترین وضعیت از ابتدای شیوع اپیدمی کرونا تاکنون خبر داد و نوشت که آمار روزانه به بیش از هزار مورد شناسایی افراد مبتلا رسیده است. ازاینرو، خواهان تفویض اختیار برای حداقل دو هفته کاهش نیروی ادارات دولتی و تعطیلی مشاغل غیرضروری به دلیل شرایط فوق بحرانی از نظر شیوع بیماری کرونا شد.
مجموعه شهرک سلامت اصفهان دارای چهار فاز است. ساختمان کلینیکها، ساختمان پاراکلینیکها، هتل گردشگری سلامت و یک بیمارستان هزارتختخوابی. این مجموعه به گفته رضا هیبتی، دبیر کمیته گردشگری سلامت و گردشگری فرهنگی کشورهای عضو اکو شهرک سلامت این گونه است: «مجموعهای که مطابق با استانداردهای سازمانهای اعتبار بخش جهانی ساخته شده است.» دیدگاه و تفکر مؤسسان شهرک سلامت به گفته او این است که: «بتوانیم سبک سنتی فعالیت حوزه بهداشت و درمان را بهبود ببخشیم و مطابق با آنچه کشورهای توسعهیافته دنیا در حوزه بهداشت و درمان تجربه کردهاند، ما نیز مطابق با استانداردهای داخلی کشور و قوانین و مقررات و فرهنگ سرزمینیمان امکان مناسبی را برای بهتر زیستن مردم و آمادهکردن شرایط برای آیندگان فراهم کنیم.»
حفظ سلامتی در طب ایرانی بسیار مورد تأکید است. این امر مهم، با پیشنهاد تدابیر مختلف برای افراد با مزاجهای متفاوت و با در نظر گرفتن سن، شغل، فصل و غیره امکانپذیر میشود. در این زمینه توضیحات و تدابیری وجود دارد که مریم رنجبر، پزشک و دانش آموخته دکترای تخصصی طب ایرانی و عضو گروه طب ایرانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به آنها اشاره میکند. شش اصل ضروری برای حفظ سلامتی انسان شامل: تدابیر تغذیهای، تدابیری برای خواب و بیداری، بهداشت روان، حفظ مواد ضروری و دفع مواد زائد بدن، ورزش و استراحت و توصیههایی برای حذف یا کاهش مضرات آبوهوایی است. این اصول به عنوان اصول پیشگیریکننده از بیماری و همچنین خط اول درمان بیماری به شمار میآیند.
بیماری کووید19 به مرحله فوقبحرانی در کشور رسیده است و مهار و کنترل آن روزبهروز سختتر و فرسایشیتر میشود؛ بهطوریکه از یکی دو هفته اخیر، روزانه بیش از 150 نفر براثر ابتلا به ویروس کرونا جان خود را از دست میدهند و بیش از سههزار نفر بیمار نیز در سرتاسر ایران شناسایی میشوند؛ بیمارانی که حالا بیشتر مراکز درمانی را به خود اختصاص دادهاند و آنها را اشباع کردهاند و شرایط بسیار سختی را پشت سر میگذارند. به همین منظور بایدها و نبایدهای بیماران کرونایی هرروز بیشتر و دایره محدودیتهایشان بزرگتر میشود و آنها را وادار میکند تا برای خلاصی یافتن از این ویروس مهلک، دست به هر کاری بزنند.
جمله معروفی درباره آتشنشانهـای ایرانی هست کـه میگوید: «آتشنشانی شغل نیست؛ عشق است.» معنای این جمله آنقدر صائب و گویاست که نیازی به توضیح ندارد. کافی است تنها لحظهای خاطره تلخ هفتم مهر1359 را که پالایشگاه آبادان در جنگ ایران و عراق، دوبار مورد حمله قرار گرفت و به شهادت تعداد زیادی از آتشنشانهای غیور ایرانی ختم شد به خاطر بیاوریم تا ببینیم که این قشر، چگونه از جان و خان و مان خویش برای نجات همنوع مایه میگذارند. حالا اما هفتم مهر دیگری از راه رسیده و حوادث دیگرگونه شدهاند. در این گزارش مروری داریم بر برخی از حوادثی که آتشنشانهای اصفهانی در یکسال اخیر آنها را مدیریت کرده و به سرانجام رساندهاند.
1) پای جنگ که به میان آید، حرف از خشونت سیاسی میشود. دعوایی که بیش از سه سال طول بکشد، بیرحمی تعمدانه، عملی مبتنی بر زور و واژههایی که جریحهدار میکند روح آدم را. دفاع، تنها راه مقابله با جنگ است. دفع شر، حفظ کردن، بازداشتن و بنویسیم ایستادن تا نفس آخر، بگوییم خلق حماسه و جان دهیم وقتی درگیر اعداد میشویم اما کمتر از وجبی خاک ندهیم به اجنبی.
آدرس ابتدای خیابان ابنسیناست، پلههای ساختمان را که بالا میرویم، تابلوی دکتر علیاصغر زرین، دندانپزشک، راهنمای مسیرمان میشود، آن روز هیچ نوبتی برای بیماران در نظر نگرفته، وقتش را خالی کرده تا از پدر بگوید؛ از شهید عبدالرسول زرین، صیاد خمینی، گردان تکنفره؛ تکتیرانداز برجستهای که نامش در رویترز بهعنوان برترین تکتیرانداز جهان آورده شده است. دکتر علیاصغر زرین، پنجمین فرزند شهید، در زمان شهادت پدر هشت سال بیشتر نداشته، اما خاطرات او در ذهنش چنان زیبا نقش بسته که میتواند ساعتها از او بگوید؛ از عطر گل یخ پدر، که همیشه موقع بیرون رفتن پشت گوشهای علیاصغر میزده، از موتورسواری با او برای رفتن به مسجد و بازار و محلهها، از حساسیت پدر به اسراف و دروغ، از لحظه برگشت او از کردستان و قمقمه آبی که همراهش بود، مزه آن آب هنوز زیر زبانش مانده است، از انتظار کشیدن و سر از پا نشناختن برای یکلحظه دیدن او، از خداحافظی که روبهروی قامت بلند پدر ایستاد و از او خواهش کرد نرود، اما در جواب شنید: اگر نروم بچهها قتلعام میشوند و در تمامی لحظات گفتن خاطرات، کلامش با بغض گره خورده بود؛ اما زمانی که خاطره انتظار کشیدن پدر را تعریف کرد، بغضش به اوج رسید.
در روزهای اخیر و با بسته شدن دوباره آب رودخانه زایندهرود که در نیمه تیرماه بهمنظور کشت تابستانه رهاسازی شده بود، تصاویر متعددی از جاندادن آبزیان و انبوهی از انواع و اقسام ماهیان مرده در بستر خشک رودخانه در فضای مجازی دستبهدست شد؛ تصاویری که شاید به دلیل حجم زیاد اخبار مربوط به ویروس کرونا چندان به چشم نیامد و لابهلای انبوه خبرها گم شد. این تصاویر و همچنین باز و بسته کردن آب در بازههای زمانی مختلف با انتقاد بسیاری از دوستداران و فعالان زیستمحیطی روبهرو شد؛ چراکه بهزعم آنها قطع و وصل کردن جریان آب در بستر رودخانه نهتنها موجب حفاظت از محیطزیست و اکوسیستم موجود نمیشود که اتفاقا پیامدهای زیادی را به همراه دارد. از همین رو آنها اعتقاددارند که جریان آب رودخانه زایندهرود باید بهصورت پایدار و پیوسته هرچند اندک، اما برای همیشه جاری باشد.