گاهی در فصول پاییز و زمستان و در حاشیه زایندهرود خصوصا فاصله بین پل خواجو تا سیوسهپل، پرندگانی سفید و سیاه را در بخشهای کمعمق رودخانه مشاهده میکنید که به دلیل پاهای بلند و قرمزشان، «چوب پا» نام دارند.
متأسفانه یکی از بدترین پدیدههای دهههای اخیر و توسعه زندگی شهرنشینی، مشکل سگهای ولگرد است؛ سگهایی که در خیابانها و جادهها رهاشده و زندگی سختی دارند. مشکل این سگها بسیار گسترده است که درخصوص آن بسیار کم کار کردیم و رفع این مشکل نیازمند دیدی چندجانبه است. از دیدگاه زیستمحیطی، این سگها میتوانند به طبیعت صدمات بسیار زیاد و بعضا جبرانناپذیری بزنند. سگهای ولگرد در زمان گرسنگی به سمت حیوانات بسیاری حمله برده و آنها را از بین میبرند. ما گونههایی با نام گونههای مهاجم داریم. این گونهها اصولا به دو طریق در دنیا به وجود میآیند. گونههایی که در یک منطقه از قبل زیست میکردند و به دلیل شرایطی که انسان به وجود میآورد تبدیل به گونه مهاجم میشوند یا گونههایی که در یک نقطه زیستگاهی از قبل نبودند و توسط انسان یا شرایط طبیعی به یک نقطه دیگر برده میشوند.
یکی از دردهای شایع بین مردم، درد گردن است، دردی که امروزه به خاطر پشت میزنشینی گریبانگیر بسیاری از افراد شده است. در این زمینه دکتر حسینی، فوقتخصص درد، نظراتی دارد که به آنها اشاره میکنیم.
ترس از اخراج و کتمان بیماری کووید19؛ این گزارهای است که بهتازگی رسانهها از آن سخن گفتهاند و مدعی شدهاند برخی از کارگران مبتلا به ویروس کرونا به دلیل ترس و واهمه از اخراج و از دست دادن شغلشان، بیماری خود را پنهان میکنند و با همان وضعیت در محل کار حضور مییابند؛ کارگرانی که خیلیهایشان به دلیل عدم توانایی اقتصادی توان خودمراقبتی و تهیه اقلام بهداشتی ندارند و شاید دغدغه نان باعث میشود که قید بسیاری از مسائل دیگر را بزنند و هر طور که شده با چنگ و دندان شغلشان را حفظ کنند؛ حتی اگر این موضوع جان خود یا سایر همکارانشان را به خطر بیندازد.
ائتلافی متشکل از اتحادیههای جهانی، به نمایندگی از حدود ۲۱ میلیون کارگر در سراسر جهان، در پی بحران همهگیری بیماری کرونا، کمپین «بسته نجات و بقا برای صنعت رسانههای چاپی» را راهاندازی کرده است. به گزارش «IFJ»، فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران به همراه اتحادیه جهانی (UNI) از دولتها میخواهند تا با کسب مالیات از شرکتهای بزرگ اینترنتی از رسانههای چاپی حمایت کنند. آنتونی بلانگر، دبیرکل فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران (IFJ) بر ضرورت واکنش فوری دولتها در این زمینه بهعنوان بخشی از کالای عمومی و ستون اساسی دمکراسی تأکید کرد. فعالان این کارزار تلاش میکنند تا دولتها را به اخذ مالیات خدمات دیجیتال از غولهای فناوری مانند آمازون، گوگل، فیسبوک و همچنین تصویب بستههای نجات اضطراری برای صنعت رسانههای چاپی متقاعد کنند.
گویا جان بهای خود را در اصفهان از دست داده است که برخی همشهریان ما اینچنین در کارناوالی از تمسخر حقایقِ وحشیانه کووید 19 که روزبهروز نمایانتر میشود، با زیر پا گذاشتن پروتکلها به وضع موجود واکنش نشان میدهند! آنها گمان بردهاند مرگ مال همسایه است، در حالی که ساعتبهساعت اخبار ناگواری از مرگ بر اثر ابتلا به کرونا در استان منتشر میشود، بهطوریکه از اواخر خرداد تعداد بیماران بستری افزایش پیدا کرده و در شهریور ماه بیش از 7330 بیمار در بیمارستانها بستری شده و مچ پای کادر درمان از ایستادگی ورم کرده است.
با رشد جمعیت و تغییر سبک زندگی در ایران، سالمندان کمتر مورد تفقد قرارگرفتند تا آنجا که تصمیم گرفته شد برای یادآوری ارزش آنها به پیشنهاد سازمان بهزیستی کشور و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۰ مهرماه بهعنوان روز جهانی سالمندان در تقویم رسمی کشور به ثبت برسد! باوجوداین، عدهای به مراکز مراقبتی کوچانده شدند، عدهای در کنج خانهها با خود تنها ماندند و عده دیگر در میان جمع، تنها مانده شدند؛ موضوعی که در هفته تکریم سالمندان سوژه گفتوگوی اصفهان زیبا با دکتر رضا اسحاقی، متخصص پزشکی اجتماعی و فلوشیپ طب سالمندان قرار گرفت. به گفته او «خودِ تنهایی بین یکدوم تا یکسوم سالمندان را در مراکز نگهداری و در خانهها آزار میدهد. بااینحال، حسِ تنهایی تقریبا دوبرابر این آمار است.»
دردسرهای امیرحسین، پسر 15ساله از زمانی که سروکله کرونا پیدا شده، روزبهروز بیشتر و بیشتر میشود و مشکلاتش چند برابر. او که تا پیشازاین سعی کرده بود کارهای شخصی و فعالیتهای روزانهاش را با استفاده از زبان اشاره خودش و بهتنهایی انجام دهد، حالا با مشکل روبهرو شده است: «در مکانهای عمومی چون ماسک به صورت دارم، نمیتوانم منظورم را به خوبی به دیگران بفهمانم؛ برای مثال، چند روز پیش در اتوبوس میخواستم از کسانی که کنارم حضور داشتند آدرس بپرسم و بدانم که در چه ایستگاهی باید پیاده شوم. آن روز اتفاقا کاغذ و قلم و گوشی همراه هم دنبال نبود و مجبور بودم با ایماواشاره دیگران را متوجه منظورم کنم و ماسکم را پایین بدهم.»
پیکر شهید هراچ هاکوپیان از شهدای ارامنه هشت سال دفاع مقدس پس از گذشت ۳۳ سال از شهادتش به اصفهان بازگشت و در قبرستان ارامنه به خاک سپرده شد.هراچ هاکوپیان بیستم فروردین ماه سال ۱۳۶۶ در عملیات کربلای ۹ در منطقه عملیاتی باباهادی در شمال قصر شیرین به شهادت رسید.هویت پیکر این شهید ۷ سال […]
بیمارستانها هم میتوانند جزئی از تاریخ شهر باشند؛ مؤسسههایی که با جان و هستی انسانها سروکار دارند و بودونبودشان تأثیر بسیار زیادی در زندگی شهرنشینان دارد. در اینجا و به بهانه نودسالگی بیمارستان خورشید، تصمیم گرفتیم با مراجعه به مطبوعات آن روزگار، تاریخچه این مؤسسه مهم را بازسازی کرده و نشان دهیم در پیریزی آن چه کسانی دخیل بوده و چگونه با کمک مؤسسههای غیردولتی و مردمنهاد، این مؤسسه شکل گرفت و بالیدن آغاز کرد.
تصور کنید در یک خانه درندشت زندگی میکنید. خانهای که به نظر خودتان بزرگ است، همه امکاناتی دارد، آبوهوای خوبی در گذر آنجاست، از هر نوع آلودگیای در گزند است و در کل، شما در آن احساس امنیت میکنید. همین است که بهاجبار یا بهدلخواه هیچوقت از خانه بیرون نمیآیید. میشود گفت که سالهای سال در آن خانه زندانی هستید و تنها قلمرو شما در دنیا، آنجاست. قلمرویی که کشفیات شما محدود به همانجا میشود، اطلاعات و دانستههای اندکی به دست میآورید و از آن ترسناکتر اینکه گمان میکنید امنترین و بهترین جای دنیا همینجاست. یا حتی ممکن است رفتهرفته به این فکر کنید که دیگر جایی جز اینجایی که شما زندگی میکنید وجود ندارد. شما تنها آدم سیاره خودتان هستید یا آدمهای کمی میبینید و بعد از مدتی همهچیز یکنواخت میشود.