پایداری
خزانِ آنیلای هشت ساله با شهادت!
۱۳:۳۳ - سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴

خزانِ آنیلای هشت ساله با شهادت!

ایستاده بود توی صف. در ردیف شهدای جمعه نوزدهمین روز دی ماه. با آن قد و قواره کوچکش، قرعه به نامش افتاده بود به نام آنیلا ابوطالبیان هشت ساله.

نور چشمِ بابا!
۱۳:۲۱ - سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴
روایت‌های زندگی شهید «امیرعلی پیمانی»، شهید مدافع امنیت، از زبان پدر و مادرش

نور چشمِ بابا!

پدر که باشی، همه طور دیگری رویت حساب می‌کنند. می‌شوی تکیه‌گاه و ستون محکم خانواده. اما گاهی پدر هم می‌شکند، شانه‌هایش می‌لرزد و اشکش جاری می‌شود؛ وقتی‌که پسرش مظلومانه به شهادت می‌رسد؛ آن هم اولین پسرش. همانی‌که اولین بار بابا شدن با او برایش معنا شده بود. قند توی دلش آب می‌شد وقتی قد کشیدنش را می‌دید.

اقتدارِ اصفهان!
۱۲:۰۵ - سه‌شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴
و دوباره جوانه می‌زنیم؛ از همان جایی که زخم خوردیم!

اقتدارِ اصفهان!

اقشار و آحاد مختلف مردم اصفهان و مسئولین استان، عصر روز گذشته از پیش از آغاز رسمی برنامه، در میدان بزرگمهر حضور پیدا کردند و با در دست داشتن پلاکاردها و دست‌نوشته‌هایی انزجار خود را از آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان دادند و با محکوم کردن اقدامات ت

و مردم باز آمدند !
۱۲:۰۰ - سه‌شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴
خاک این شهر سال‌هاست تن مردان نجیبش را محکم در آغوش گرفته

و مردم باز آمدند !

قرار بود اعتراض باشد. تجمعی برای خواسته مشترک بیشتر مردم. مردم گلایه داشتند از کوچک شدن سفره‌هایشان، از قیمت کالاهایی که لحظه‌ای، بالا و پایین می‌شد و البته شیب بالا رفتنش این اواخر حسابی بیشتر شده بود.

سالی متفاوت در سایه «جنگ»!
۱۴:۳۵ - شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴
روایت یک سال عجیب و غیرمنتظره در صفحه پایداری روزنامه اصفهان زیبا

سالی متفاوت در سایه «جنگ»!

روزنامه اصفهان‌زیبا در آستانه بیست‌و‌دو سالگی ایستاده است؛ بیست‌ودو سال روایت، بیست‌ودو سال همراهی با مردم و بیست‌و‌دو سال پاسداری از ارزش‌هایی که ریشه در «ایثار و شهادت» و «مقاومت و ایستادگی» دارند در «صفحه پایداری».

چندتا دوستش داری…؟! «یه دنیا»!
۱۱:۳۶ - دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴
یک روایت عاشقانه از پسری که این روزها هیچ صبحانه‌ای برایش خوشمزه نیست

چندتا دوستش داری…؟! «یه دنیا»!

گرمای تیرماه عجیب برتنش مانده و چشمانش از رفتن مادر، هنوز داغ است. کلماتش را بریده بریده به زبان می‌آورد و با لهجه شیرین اصفهانی حل شده توی حرف‌هایش، از آن روز تلخ می‌گوید. از روزی که مادر برایش تمام شد. از مادری که وقتی می‌پرسم چندتا دوستش داری؟

دوازده روز و یک عمر…!
۱۱:۰۲ - دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴

دوازده روز و یک عمر…!

چشم باز کنی و ببینی وسط میدان جنگی. دشمن رسیده پشت در خانه‌ات. خانه کناری را زده است و خانه روبرویی را هم. همینطور پیش برود خانه تو هم در امان نخواهد ماند.

«لادن» در دود و خون!
۱۰:۵۶ - دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴
مادری که رفت، پدر و پسری که ماندند؛حسین نریمانی، همسر شهیده مریم قنبریان از شهدای جنگ دوازده‌‌روزه اصفهان، این رفتن و ماندن را روایت می‌کند

«لادن» در دود و خون!

«دود» و «خون»! کوچه را دود گرفته بود و زمین را ردِ خون….! این کوتاه‌ترین روایت از کوچه لادن، در دهمین روز از جنگ دوازده روزه با اسرائیل است.

سرمایی که در تنِ ما ،جا ماند!
۱۲:۵۳ - یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴

سرمایی که در تنِ ما ،جا ماند!

سه روز از دی ماه سال 1365 می گذشت. قرار بر آغاز عملیاتی بزرگ در منطقه‌ای به طول 40 کیلومتر در حدفاصل پاسگاه زید در شمال شلمچه تا محل پیوستن کارون به اروند بود.

هم‌سنگری در جاده خندق!
۱۲:۰۴ - یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴
روایتی که دلدادگی حاج حسین لادانی را به سردار شهید حاج علی باقری به تصویر می‌کشد

هم‌سنگری در جاده خندق!

خودش را بی‌سیمچی سردار شهید حاج «علی باقری» معرفی می‌کند و می‌گوید که آشنایی‌اش با حاجی از جاده «خندق» شروع شده است؛ جاده‌ای در شرق دجله که برای بچه‌های جنگ خاطرات فراوانی از آتش و خمپاره و بمباران دارد.

همنوازی خاموش دندان‌ها  در آب‌های یخ‌زده اروند!
۱۰:۵۳ - سه‌شنبه ۲ دی ۱۴۰۴
روایتی از سی‌و‌نهمین آیین بزرگداشت شهدای عملیات کربلای۴ که در گلستان‌شهدا برگزار شد

همنوازی خاموش دندان‌ها در آب‌های یخ‌زده اروند!

قدم که در گلستان شهدا می‌گذاری، انگار زمان آرام‌تر نفس می‌کشد. هوای زمستانی گلستان، بوی سکوتی آشنا دارد؛ سکوتی که سال‌هاست با نام شهدا عجین شده است. برف‌هایی که هنوز بر شانه‌ بعضی شاخه‌ها مانده‌اند، گویی سپیدی کفن‌هایی‌ هستند که تاریخ را روشن کرده‌اند.

تولد یک شکوفه در پاییز!
۱۲:۱۰ - یکشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۴

تولد یک شکوفه در پاییز!

سلام، بابا حسین. امروز نُه روز است که من به دنیا آمده‌‍‌ام و تو نیستی، اصلا نبودی، نیامدی. رفتی به خاطر من و مامان و همه مردم این شهر. من آمدم در نبود تو. تولدم بدون حضور تو شروع شد بابا. من شدم بچه جنگ دوازده روزه و تو شدی شهید آن جنگ.