نکته حائز اهمیت در این تصاویر، موضعگیری رزمندگان ایرانی در سوی دیگر رودخانه خرمشهر است که از پشت دیوارهای مخروبه، یا حتی با حفر تونل، تا ساحل رودخانه جلو میرفتند و به سمت دشمن تیراندازی میکردند
«آقای باقر سیلواری!» هروقت با لهجه غلیظ اصفهانیاش اینطور صدایم میزد، میگفتم: «خدا به داد برسد؛ حتما خطایی کردهام!» آن روزها ما آنقدرها هم ساکت و آرام نبودیم.
از نظرم گلستان شهدای اصفهان با تقریبا هشتهزار شهید آرمیده در آن، بهشت خداست بر روی زمین؛ بهشتی که وقتی دلت میگیرد، وقتی پناه و امیدی نداری، میتوانی خودت را به آن برسانی! مثل من
سردار جانباز «محمدعلی مشتاقیان» هرچند در ابتدا با نیروهای جهادسازندگی وارد جنگ میشود؛ اما با اتمام عملیات رمضان، وارد واحد اطلاعات عملیات شده و از اینجا به بعد در قامت نیروی اطلاعاتی شروع به خدمت در جنگ میکند.
در شهریور 1365، نبردی دریایی بین ایران و عراق رخ داد. این عملیات کربلای3 نام گرفت.
دکتر سیدعباس فروتن دانشجوی رزمندهای است که حضور در خط مقدم جبهه را مهمتر از کلاس درس میدانست.
نقطه شروع فعالیتش میشود «سیمان سپاهان»؛ آنهم درست در زمانی که اوضاع کارخانه به خاطر رفتن آمریکاییها و آلبانیها درهم شده بود و موتور حرکت کارخانه خاموش! گروهکهای منافقین هم درست در همان روزها پایگاههای خود را در کارخانه جاسازی و تشکیلات متعددی آنجا شکل داده بودند.
زمانی که جنگ آغاز شد، چیزی به اسم تغذیه یا بهتر بگوییم واحد و قسمت تغذیه در مناطق عملیاتی وجود نداشت.
یک محقق و نویسنده حوزه تاریخ شفاهی دفاع مقدس اظهار کرد: صحبتم را با جملهای از آقای علیرضا کمری، نویسنده و پژوهشگر حوزه دفاع مقدس شروع میکنم.
«فرهنگ ایثار و شهادت باید در جامعه رواج پیدا کند و همه مسئولان بهصورت ویژه باید به این فرهنگ و اجرای الزامات آن در جامعه توجه داشته باشند»؛ این را محمد انصاریپور، سرپرست بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اصفهان در آخرین نشست سال 1403 با خبرنگاران و اصحاب رسانه گفت …
زمستان که خیز برمیدارد برای نفسهای آخر، سرعت انجام کارها میرود بالا. انگار دکمه دور تند را زدهاند و حتی مجالی نیست برای یک نفس تازه.
ساعت حوالی ده صبح است که در چهاردیواری خانه قدیمی پدر شهید محمدرضا امینی نشستهایم …