وقتی آفتاب نیمه مردادماه گرمای بیسابقهای را به شهر اصفهان هدیه کرد، اولین چیزی که خشکی زایندهرود را به رخ کشید، کمبود آب بود.
از زمانی که انسان تصمیم گرفت بهصورت جمعی زندگی کند، ضرورت وضع قوانین را بین خود احساس کرد و فهمید که باید برای بهتر زندگیکردن خود و دیگران به آن احترام بگذارد.
یک عکس و درخواست از یک شهروند مرا کشاند به محله عاشقآباد؛ محلهای قدیمی و بااصالت که مردمانش سالهاست در محدوده شهر هستند و حالا در تور قوانین تعیین حریم و محدوده گیر افتادهاند.
این روزها شهر هوشمند اصطلاحی است که در سراسر جهان به زبانهای مختلف تکرار شده. این تصویر جدید از شهرداری، در یک دنیای دیجیتالی و متصل، بهعنوان یک راهحل برای مسائل شهری ازجمله ازدحام، آلودگی هوا، مصرف انرژی و خدمات عمومی ناکارآمد مطرح شده است.
شهرها در حال بزرگشدن هستند. کسی و قدرتی هم نمیتواند مانع این گستردگی شود. حالا اما اداره و مدیریت این شهرها وقتی روی ریل گستردگی و پیچیدگی قرار میگیرد، کار راحتی نیست.
با گسترش جوامع شهری و افزایش تردد، برای رفع نیازهای موجود، شاهد اضافه شدن هرروزه بر تعداد خودروها هستیم که به علت وجود نداشتن زیرساختهای مناسب شهری، ترافیکهای سنگین را به وجود آورده است.
در کنار مشکلات عدیدهای که امروز گریبان شهر اصفهان را گرفته، چندسالی است که حیوانات موزی هم به آنها اضافه شده است.
در حال حاضر تبدیلشدن روستا به شهر یکی از معضلات توسعهای است که خالیشدن سکونتگاههای روستایی در کشور را در پی داشته؛ بهطوریکه پیشبینی مرکز آمار ایران از افق جمعیتی کشور در 15 سال آتی نیز نشان میدهد تا سال 1415 این سهم به کمتر از 19درصد تقلیل پیدا خواهد کرد.
قصه از زمانی شروع شد که مناطق روستایی در حاشیه شهر اصفهان و منطقه خوراسگان به اصفهان ملحق شدند.
اصفهان شهری است که کمتر میشود فکر کرد که سیل مهمان خیابانهایش بشود. شاید این خاطرجمعی را مدیون شیخ بهایی هستیم.
از ابتدای سال، حادثه سقوط خودرو با راننده و غرق شدن افراد در کانال آبهای کشاورزی در حاشیه شهر و روستاهای اطراف بیشتر از همیشه شنیده شده است.
گسترش روزافزون جمعیت کلانشهرها و موضوعاتی نظیر ناهنجاریهای بصری و زیستمحیطی، ترافیک و آلودگی هوا، مدیریت شهری را در این مسیر قرار میدهد که راهکارهای کارآمدی نظیر «توسعه پایدار» را اتخاذ کند.