زینب تاج الدین
«سرمایه اجتماعی» قفل‌های جنگ را باز کرد!
10:41 - چهارشنبه 26 مهر 1402
گفت‌وگو با «یحیی نیازی»، نویسنده و پژوهشگر دفاع‌مقدس:

«سرمایه اجتماعی» قفل‌های جنگ را باز کرد!

این کشور را نه در دوره انقلاب و نه در دوره جنگ و نه در دوره تحریم‌های اقتصادی، هیچ تجهیزات و ابزاری پیش نبرد؛ الا اعتماد متقابل حاکمیت و مردم؛ یعنی مردم به زمامداران خود اعتماد داشتند و زمامداران هم طوری برخورد کردند که مردم اعتمادشان سلب نشود.

ناصر و قاسم!
10:25 - شنبه 15 مهر 1402
روایتی از رفاقت و همراهی جانباز اصفهانی با سردار قاسم سلیمانی در گفت‌وگو با همسرش دکتر زهرا طالب:

ناصر و قاسم!

«زهرا طالب» زندگی‌اش با ناصر توبئی‌ها را در حالی آغاز می‌کند که از همان روزهای اول متوجه ارادت ویژه و خاص همسرش به فرمانده‌اش، سردار سلیمانی می‌شود. او از همان سال‌های جنگ و خدمت در لشکر حاجی، می‌شود مرید؛ مریدی که مرادش حاج قاسم است و این قصه تا سال‌های بعد از جنگ و تا لحظه شهادتش ادامه پیدا می‌کند.

شهدا میهن‌پرستان واقعی بودند
13:28 - شنبه 8 مهر 1402
افتتاحیه کنگره سرداران و ۲۴هزار شهید استان اصفهان برگزار شد:

شهدا میهن‌پرستان واقعی بودند

گلستان‌شهدا، عصر پنجشنبه و هم‌زمان با هفتمین روز از هفته دفاع‌مقدس، میزبان آیین افتتاحیه کنگره ملی سرداران و ۲۴هزار شهید استان اصفهان بود. در این مراسم که رئیس سازمان بسیج مستضعفین مهمان ویژه آن بود، خانواده‌های معظم شهدا، مردم و مسئولان حضور داشتند.

بیسیم‌چی با روایت «میراث گردشگری جنگ» منتشر شد
13:56 - پنجشنبه 6 مهر 1402

بیسیم‌چی با روایت «میراث گردشگری جنگ» منتشر شد

به بهانه هفته دفاع مقدس و پنجم مهر؛ روز جهانی گردشگری، شماره نخست فصلنامه بیسیم‌چی با مروری بر وضعیت گردشگری جنگ و با مطالعه موردی آن در شهر اصفهان منتشر شد.

میراث اصفهان در جنگ فقط گلستان‌شهدایش نیست!
10:54 - پنجشنبه 6 مهر 1402
این شهر بیشتر از این‌ها به گردن جنگ حق دارد:

میراث اصفهان در جنگ فقط گلستان‌شهدایش نیست!

سی‌وپنج سال از پایان هشت سال جنگ تحمیلی می‌گذرد، سی‌وپنج‌سالی که می‌توانستیم بهترین استفاده را از آن در جهت معرفی رشادت‌ها و قهرمانی‌های ایران و ایرانی‌ها داشته باشیم.

هیچ‌کس به یاد ما نیست!
08:58 - شنبه 18 شهریور 1402
روایتی از جانباز شهید «علی جنگعلی»:

هیچ‌کس به یاد ما نیست!

«محمدعلی جنگعلی» متولد 1341 از هنرمندان خطاطی بود که بسیاری از رزمنده‌ها با هنر او خاطره‌های بسیار دارند؛ جمله‌هایی که با خط زیبای او ذهنشان را صیقل می‌داد و به قلبشان اطمینان می‌بخشید که قدم‌هایشان در مسیر درست حرکت می‌کند.

گذری بر سرزمین‌های حماسه و مقاومت
09:20 - شنبه 11 شهریور 1402
مناطقی که خاطرات جنگ تحمیلی را زنده می‌کنند:

گذری بر سرزمین‌های حماسه و مقاومت

استان‌های کردستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه و ایلام، هم‌زمان با برگزاری اردوهای راهیان نور غرب و شمال غرب، پذیرای زائران متعددی از اقصی‌نقاط کشور هستند. یادمان‌های شهدا و مناطق عملیاتی خاص و ویژه‌ای که در این استان‌ها واقع شده‌اند، هرکدام‌ روایت خاص خود را دارند.

فرمانده چریکی اصفهان در قلب عراق!
09:04 - شنبه 4 شهریور 1402
روایتی از زندگی مبارزاتی شهید آقابابایی به بهانه سالروز شهادتش:

فرمانده چریکی اصفهان در قلب عراق!

سردار شهید حاج‌اکبر آقابابایی بهمن 1357 فعالیت خود را در کمیته دفاع شهری اصفهان آغاز کرد و چندی بعد به‌عنوان مربی تاکتیک و سلاح در سپاه پاسداران اصفهان مشغول به کار شد؛ سپس با آغاز غائله کردستان، مسئولیت عملیات سپاه سنندج را برعهده گرفت.

حماسه لشکر «فاطمیون»!
10:38 - شنبه 21 مرداد 1402
دو روایت از دو شهید فاطمیون در اصفهان:

حماسه لشکر «فاطمیون»!

سال‌هاست که در صف شهدای مدافع حرم سوریه، نام «تیپ فاطمیون» شنیده می‌شود؛ گروهی خودجوش که با رسیدن خبر تجاوز تکفیری‌ها به حرم سیده عقیله حضرت زینب(س) به سمت سوریه رهسپار شدند.

خانه «ردانی‌پور»ها!
15:46 - چهارشنبه 18 مرداد 1402

خانه «ردانی‌پور»ها!

برای پیداکردن آدرس خانه سردار شهید حاج آقا «مصطفی ردانی‌پور کافی است کارت عروسی او را دیده باشی. نشانی خانه بر روی آن این‌طور نگاشته شده است: «خیابان بزرگمهر، روبه‌روی قرارگاه، کوی ….» و اینجا خیابان بزرگمهر است.

اسرار مگوی مصطفی!
15:28 - چهارشنبه 18 مرداد 1402
حکایت یک رفاقت؛ از غرب تا جنوب به روایت «حاج اکبر نصر»:

اسرار مگوی مصطفی!

دوسه ساعت مانده به شهادتش، اصرارم به مصطفی، نرفتن بود؛ چون گفته بود می‌روم و شهید می‌شوم و جنازه‌ام هم نمی‌آید. برای او شهادتش مکشوف شده بود؛ اما من استدلالم این بود که بودن مصطفی برای جنگ، کارسازتر از رفتنش و شهادتش است.

آقامصطفی «بهشتی» جبهه‌ها بود
09:36 - چهارشنبه 18 مرداد 1402
روایت «حاج‌علی ردانی‌پور» از برادرانه‌هایش در سالگرد شهادت حاج‌آقا مصطفی:

آقامصطفی «بهشتی» جبهه‌ها بود

آقامصطفی چهل سال است رفته که رفته… و هنوز هیچ خبری از پیکرش نیست؛ هرچند به گفته برادرش، آقامصطفی اساسا دلش می‌خواست گمنام باشد. آخرین حرفی هم که قبل از شهادتش به او زده بود، همین بود: «دلم می‌خواهد شهید بشوم؛ اما پیکرم برنگردد…»